پنج حسرت بزرگ آخرِ عُمر

۵ حسرت بزرگ افراد در حال مرگ نام کتابی است که در رابطه با رایج ترین حسرت های افراد، هنگامی که به مرگ نزدیک می شوند نوشته شده است. علاوه بر اینکه از این درس برای بهتر شدن زندگیتان بهره میبرید، خلاصه ای از این کتاب به همراه متن انگلیسی و فایل صوتی آن برای شما قرار داده میشود تا به یادگیری زبان انگلیسی نیز بپردازید. اگر میخواهید مکالمه ی خود را تقویت کنید حتما نوشته ی زیر را بخوانید:

پنج استراتژی برای تقویت مکالمه زبان انگلیسی

افسوس

۵ افسوس بزرگ در زندگی

متن انگلیسی

What can people at the end of life teach us about how to live? Bonnie Ware has taken care of people in the last stages of life for many years. She often asked them during their last weeks and days about their biggest regrets. If they could do things again, what would they change? Here is what they said:

متن فارسی

افرادی که در پایان زندگی خود قرار دارند در رابطه با زندگی چه چیزی می‌توانند به ما یاد بدهند؟ بانی ویر (Bonnie Ware) برای سالیان زیادی از افرادی که در مراحل پایانی زندگی خود قرار دارند مراقبت کرده است. او معمولاً در هفته‌ها و روزهای آخر از بزرگ‌ترین افسوس‌های آن‌ها می‌پرسید. اگر آن‌ها می‌توانستند دوباره تغییری در زندگی دهند، چه چیزی را تغییر می‌دادند؟ اینها چیزهایی است که این افراد می‌گفتند:

۱٫ “I wish I’d had the courage to live a life true to myself, not the life others expected of me.”

This was the number one regret that Bonnie heard. When the end is near people often remember all the dreams that they didn’t follow.

۱- ای‌کاش جرئتش را داشتم که برای خودم زندگی می‌کردم. نه آنچه دیگران از من انتظار داشتند.

این بیشترین افسوسی بود که بانی از این افراد می‌شنید. وقتی پایان زندگی نزدیک است، افراد معمولاً تمامی رؤیاهایی که دنبالشان نرفتند را به یاد می‌آورند.

۲٫ “I wish I didn’t work so hard.”

Many people told Bonnie that they became so focused on making money that they didn’t spend enough time with their partners and children. When they were on their deathbed, they realized that time with their family was more important than having more money.

۲- کاش زیاد کار نمی‌کردم

خیلی از افراد به بانی می‌گفتند که تمرکز زیادی روی پول درآوردن داشتند و این موضوع آن‌ها را از وقت گذاشتن برای همسر و فرزندانشان بازمی‌داشت. وقتی در حال مرگ بودند می‌فهمیدند که وقت گذاشتن برای خانواده خیلی مهم‌تر از بیشتر پول داشتن بود.

۳٫ “I wish I’d had the courage to express my feelings.”

A lot of people said that they would have been happier if they had been more honest about their feelings. These people had pushed their true feelings down and worried too much about what other people thought.

۳- ای‌کاش شجاعت بیان احساسات خود را داشتم

خیلی افراد می‌گفتند که اگر بیشتر با احساساتشان صادق بودند، خوشحال‌تر می‌بودند. این افراد احساسات واقعی خود را در خود فرومی‌بردند. به خاطر اینکه از تفکرات دیگران در رابطه با خودشان می‌ترسیدند.

۴٫ “I wish I had stayed in touch with my friends.”

In their last days of life, many people thought back to all the wonderful friendships they had had and felt bad that they had lost contact with them.

۴- ای‌کاش بیشتر با دوستانم در ارتباط بودم

در آخرین لحظات زندگی، خیلی از افراد به گذشته و دوستی‌هایی که با افراد دیگر داشتند برمی‌گشتند و آرزو داشتند که کاش با دوستانشان قطع ارتباط نمی‌کردند.

۵٫ “I wish that I had let myself be happier.”

Many dying people also told Bonnie that they wish they had been more open to change. Happiness is a choice. Over the years they had followed the same patterns and closed the door on new choices that could have made them happier.

Bonnie Ware has written a book about these 5 regrets in hopes that people will learn from the dying about how to live a fuller life.

۵- ای‌کاش به خود اجازه می‌دادم که بیشتر شاد باشم

خیلی افراد به بانی می‌گفتند که ای‌کاش بیشتر به استقبال تغییر می‌رفتند. شادی یک انتخاب است. برای سال‌های متمادی از الگوهای ثابتی را در زندگی خود پیروی می‌کردند و درها را به روی انتخاب‌های جدیدی که می‌توانست آن‌ها را خوشحال‌تر کند، می‌بستند.

بانی ویر کتابی در رابطه با این پنج افسوس نوشته است؛ به امید آنکه مردم چیزهای زیادی از افراد در حال مرگ برای کامل‌تر کردن زندگی‌شان یاد بگیرند.

افسوس

اطلاعات بیشتر برای تقویت مکالمه در نوشته‌ی: پنج استراتژی برای تقویت مکالمه زبان انگلیسی

داستان های عادی وبسایت زبانشناس:

================

نکته‌ی مهم:

وبسایت زبانشناس هر هفته برای مشترکین ویژه‌ی خود یک مگا داستان انگلیسی می‌فرستد. مگا داستان‌ها، داستان‌هایی هستند که به‌طور ویژه‌ای برای یادگیری ناخودآگاه زبان انگلیسی ساخته‌شده‌اند. این داستان‌ها، به همراه خودشان مطالب تکمیلی و آموزشی زیادی دارند که می‌توانید آن‌ها را چندین روز داشته باشید و تمرین کنید. ازجمله مطالبی که به‌خوبی در این داستان‌ها یاد می‌گیرید، لغت‌های مهم کم‌کاربرد، گرامر زمان‌های حال استمراری، گذشته‌ی استمراری، حال کامل، و آینده است. برای اینکه این داستان ها را دریافت کنید، در فرم زیر ثبت نام نمایید.

================

learn-english-ipad-iphone-nobg بسته‌ی آموزشی ۱۲ داستان واقعی

نوشته شده در: داستان تگ‌ها: .

پاسخ دهید

نکات مهم:

1- اگر کامنت گذاشتید و گزینه ی ارسال را زدید، کامنت شما همان لحظه نمایش داده نمیشود بلکه در انتظار تایید ما قرار میگیرد

2- نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز با علامت * علامتگذاری شده اند

21 دیدگاه

  1. سلام
    من احساس ميكنم ترجمه اين بخش مشكل داره:
    In their last days of life, many people thought back to all the wonderful friendships they had had and felt bad that they had lost contact with them.

  2. ممنون از معرفی این کتاب مفید هم از لحاظ موضوع و هم از لحاظ تقویت زبان؛
    اصولاَ آدم ها وقتی در حال از دست دادن چیزی هستند، قدر اون رو خیلی بیشتر می دونن. این یک قانون جهان شموله. در هر جای دنیا که زندگی کنی، قدر داشته ها رو دانستن و به دانسته ها عمل کردن یه هنر خیلی بزرگه و من باید خیلی رو خودم کار کنم تا به این حد برسم!

    • ممنون از نظر لطفتون.
      من هنوز به جواب سوالم نرسیدم. آیا بر فرض اگه واقعا نهایت استفاده رو هم که از زندگی ببریم، آخرش بازم حسرت نداریم؟ به نظرم انسان حریسه اتفاقا اگه خوب هم زندگی کرده باشیم حسرت این رو میخوریم که چرا بیشتر زندگی نکردیم!

      • خواهش می کنم، حقیقت رو گفتم!
        فکر کنم اگر واقعاَ نهایت استفاده رو ببریم دیگه جای هیچ حسرتی نداریم! منتها کیه که بتونه این کار رو بکنه! البته خب هدف هم مهمه، اگر هدف فقط مادیات باشه که آخرش هیچی برامون نمیمونه جز حسرت!

  3. سلام
    برنامه زبان شناس خیلی عالیه
    فقط یه پیشنهاد دیگه دارم
    اگه ممکنه کاری کنین که بشه متن های خودمونو هم وارد برنامه کنیم تا برنامه لغاتی رو بلدیم رو سفید کنه و اونایی که جدیده آبی بکنه
    واسه خوندنش هم میتونین از tts استفاده کنین
    با تشکر

  4. زندگی کوره رهی تاریک است … آخر قصه ما نزدیک است .. هم بگويم که بسی شیرین و .. هم بگويم ک چنین رنگین است .. پس بخندیم ببوسیم و ببوييم و نویسیم … ک ره زندگی ما رشته مویی است ک در خواب خوشش عطر نفس گورکني نزدیک …

    • میگم این حرفها رو همه بلدن و میدونن یا شنیدن. چرا پس انسانها راه رفته را باز تکرار می کنن. فکر کنم بنا به ذات افرینش انسان این سیکل همیشه وجود داره و برای همه به روشهای مختلف تکرار میشه. فکر کنم همه در حد گفتار انجام می دهند و در عمل توجیهات خاص خود را دارند.

        • یکی از دلایل بروز خلاقیت در انسان همین عامل هست، که هر طور میخاهیم زندگی کنیم ، این موضوع در دانش تریز علم خلاقیت شناسی روسی مطرح شده

  5. بخشی از انسانهایی که هر طور دلشان می خواست زندگی کردند به انسانهای معتاد و فقیر و نسبتا ضعیف جامعه تبدیل شدند. لزوما نمی توان گفت هر طور که دلمان خواست بهترین گزینه است.

  6. این پنج علت فکر کنم نتیجع پژوهش یه پرستار بود از افرادی که تو بیمارستان اگاه بودن طی روزهای اینده میمیرند و اکثریت این افراد این پنج موضوع رو اذعان کرده بودن

    • بله در نوشته هم به این موضوع اشاره شده. فقط ای کاش به این موضوع هم اشاره میکرد که آیا اصلا افرادی وجود داشتند که حسرتی نداشتند و اونها چطور زندگی کردن که هیچ حسرتی نداشتن.

  7. باوجود اوضاع واحوال مردم در جامعه فعلی که فی مابین دو فرهنگ سنتی مدرن گیر کردن آشفتگی ذهنی کلیه ملت ایران رود بر داشته ما تعدادی رسوم سنتی که سالیان سال قرنها مورد استفاده بوده و مورد احترام هم واقع میشده رو به کل کنار گذاشتیم وبه سوی جامعه بی بند وبار مدرن باسرعت نور پیش میریم و نتیجه این کار هم اینه که هیچ چیز سر جای خودش نیست از یک طرف مهر و محبت طلب میکنیم واز طرف دیگه به صورت شخصی خصوصی زندگی میکنیم منباب مثال عرض کردم جوامع گذشته روابط عاطفی زیاد بود ودرجامعه امروز به علت بالا رفتن سطح توقع افراد حتی خونواده ها فرصت ابراز محبت به فرزندان خودشون رو هم ندارن اووووو

    • دقیقا حرفی که میفرمایید درسته. حال سوالی بوجود میاد که آیا این همه تکاپو برای مدرن شدن ارزشش رو داره؟

      • دوست عزیز خیر ارزشش رو نداره و مدرن بودن نه تنها هیچ فایده ورودی نداره بلکه نتیجه مدرن شدن از همین حالا معلومه ما در آینده ای نه چندان دور به دست خودمون نابود خواهیم شد و نسل بشر منقرض ودر عوض آدمهایی که تمام وجودشان مصنوعی و ساخته دست بشر هست جایگزین خواهند شد ما دور نمیدیم چشم مصنوعی قلب مصنوعی پا دست و بینی ووووو مصنوعی وجود داره مردها تعغیر جنسیت داده وزنها هم خودشون رو از لحاظ جنسی به مردها شبحی کردن قلب جای عواطف واحساسات ادمیست وقتی مصنوعی بشه چه اتفاقی خواهد افتاد دوست عزیز

  8. بیان احساسات که اینجا اصلا بدرد نمیخوره. چون کسی اهمیت نمیده. گزینه ی ۲ اگه منظورش ثروت اندوزی باشه موافقم.

  9. چرا در حال مرگ، از افراد در حال بازنشسته شدن هم بپرسید؛ همین نظر را دارند.