داستان کوتاه انگلیسی درخت بدخلق

نوشته شده در تاریخ یک‌شنبه 23 آبان 1395

داستان کوتاه انگلیسی درخت بدخلق در رابطه با درختی است که دوست نداشت سایه‌اش را با کسی تقسیم کند. برای همین نیز کسی او را دوست نداشت. اما این موضوع در یک زمستان سرد گریبان گیرش شده بود و تنهایی وی جان وی را به خطر انداخته بود. سخاوتمندی یک دختربچه که او را از سرما نجات داد باعث شد که از آن به بعد مهربان بشود.

سطح داستان: متوسط

نوع داستان: کودکانه – تربیتی

لهجه: آمریکایی - انگلیسی

نکته اول:

ابتدا می‌توانید یکی دو بار به‌صورت تفننی این داستان را به‌صورت صوتی یا تصویری ببینید. اما برای یادگیری زبان انگلیسی بایستی تکنیک‌های سایه و استراتژی‌های گفته‌شده در نوشته‌ی پنج استراتژی برای تقویت مکالمه را روی این داستان پیاده‌سازی نمایید.

نکته دوم:

این داستان را میتوانید در اپلیکیشن اندرویدی زبانشناس (پکیج داستان های کودکانه)، به همراه امکانات جانبی بسیار خوب آن بخوانید.

=================

فایل صوتی داستان:

دانلود فایل صوتی

متن انگلیسی فایل صوتی فوق در انتهای همین نوشته قرار دارد.

فایل ویدئویی داستان:

ترجمه فارسی داستان:

درخت بدخلق

روزی روزگاری درخت بدخلقی وجود داشت. او، بزرگ‌ترین درخت جنگل بود. و سایه‌اش را برای هیچ‌چیزی نیاز نداشت. اما این درخت هیچ‌وقت سایه‌اش را با حیوانات دیگر تقسیم نمیکرد. و اجازه نمیداد که آن‌ها حتی نزدیکش بشوند.

یک سال، پاییز و زمستان بسیار وحشتناک بود. و درخت، بدون برگ‌هایش داشت از سرما میمرد.یک دختر کوچک که آن زمستان رفته بود که با مادربزرگش زندگی کند، آن درخت را در حال لرزیدنیافت. برای همین رفت کهیک شال به دست بیاورد که درخت را گرم کند. روح جنگل پدیدار شد و به آن دختر گفت که چرا آن درخت آن‌قدر تنها بود؛ و چرا هیچ‌کسی کمکش نمیکرد. بااین‌حال، دختر تصمیم گرفت که شال را روی درخت بیندازد.

فصل بهار بعدی، درخت از سخاوت دختریاد گرفت. و وقتیکه او کنار تنه‌ی درخت نشست، درخت خم شد و روی دختر سایه انداخت. (نکته‌ی انحرافی: هر چه فکر کردم نتوانستم معادل فارسی خوبی برای جمله‌ی shade her from the sun پیدا کنم!). روح جنگل این موضوع را دید و رفت که به بقیه‌ی حیوانات بگوید. او به آن‌ها گفت که از این به بعد میتوانند از سایه‌ی درخت استفاده کنند. زیرا درختیاد گرفته بود که داشتن موجوداتی سخاوتمند و مهربان دوروبر خود دنیا را جای بهتری برای زندگی میکند.

داستان کوتاه انگلیسی درخت بدخلق

Grumpy: بدخلق

Forest: جنگل

Shadow: سایه

Share: تقسیم کردن

Terrible: وحشتناک

Leaves: برگ‌هاLeaf: برگ

Shivering: لرزیدن

Scarf: شال

Spirit: روح

Appear: پدیدار شدن

Solitary: تنها

Even so: بااین‌حال

Springtime: فصل بهار

Generosity: سخاوت

Trunk: تنه

متن انگلیسی داستان:

The Grumpy Tree

There was once a grumpy tree. It was the biggest tree in the forest, and it didn’t need its shadow for anything. However, the tree would never share its shadow with any of the animals, and wouldn’t let them come anywhere near.

One year, the autumn and winter were terrible, and the tree, without its leaves, was going to die of cold. A little girl, who went to live with her grandma that winter, found the tree shivering, so she went to get a great big scarf to warm the tree up. The Spirit of the Forest appeared and told the little girl why that tree was so solitary, and why no one would help him. Even so, the girl decided to put the scarf on the tree.

The next springtime, the tree had learned from the girl’s generosity, and when she sat next to the trunk the tree bent down to shade her from the sun. The Spirit of the Forest saw this and went to tell all the animals. He told them that from then on they would be able to shade themselves well, because the tree had learned that having kind and generous beings around makes the world a much better place to live in.

داستان‌های مرتبط:

آیا سطح این داستان انگلیسی برای شما پایین بود؟ پیشنهاد میکنم که داستان‌های واقعی برای سطح پیشرفته را بخوانید:

داستان‌های واقعی:

نوشته شده در دسته‌ی: داستان

تگ‌ها: داستان کوتاه انگلیسی