باوجوداینکه در عصر ارتباطات زندگی می‌کنیم، این فنّاوری‌های جدید هم هنوز نتوانسته است بشر را به سطح بالای درک و معرفت از مسائل پیرامون خود برساند. حتی گاهی اوقات، فنّاوری‌های ارتباطی در جهت عکس عمل می‌کند و شاهد هستیم که شایعه‌ای که قبلاً به‌زحمت می‌توانست بین مردم شیوع پیدا کند، با سرعت خیلی زیادی رشد پیدا می‌کند و افراد زیادی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. به‌عنوان نمونه، اگر اهل دنیای مجازی باشید، می‌توان به شایعه‌ی انداخته شدن آرم کوکاکولا روی ماه اشاره کرد که به‌سرعت بین ایرانی‌ها پخش شد و واقعاً خیلی‌ها منتظر همچون اتفاقی بودند.

در کل بایستی یاد بگیریم که صرفاً به خاطر اینکه خبری در رسانه‌ای منتشر می‌شود، نمی‌تواند صحیح باشد. داستان امروز ما نیز در رابطه با همین موضوع است. تقریباً هشتاد سال پیش، در زمانی که رادیو به‌تازگی وارد زندگی مردم شده بود، گوینده‌ای رادیوئی تصمیم می‌گیرد که با یک داستان خیالی مردم را گول بزند. جالب آن است که خیلی‌ها واقعاً گول این داستان خیالی را می‌خورند!

نکات مهم

نکته اول:

ابتدا می‌توانید یکی دو بار به‌صورت تفننی این داستان را به‌صورت صوتی یا تصویری ببینید. اما برای یادگیری زبان انگلیسی بایستی تکنیک‌های سایه و استراتژی‌های گفته‌شده در نوشته‌ی پنج استراتژی برای تقویت مکالمه را روی این داستان پیاده‌سازی نمایید.

نکته دوم:

این داستان شامل درس‌نامه‌های مفصلی جهت تقویت مکالمه و یادگیری ناخودآگاه گرامر است که این درس‌نامه‌ها را از دو طریق می‌توانید مطالعه بفرمایید. ۱- در اپلیکیشن اندرویدی زبانشناس (پکیج داستان واقعی)، ۲- خرید محصول ۱۲ داستان واقعی در صفحه‌ی محصولات.


فایل صوتی داستان با سرعت نرمال:

دانلود فایل صوتی

متن انگلیسی فایل صوتی فوق در انتهای همین نوشته قرار دارد.

حمله موجودات فضایی

من آدام کُچ هستم و اخبار نیمروزی رادیو را تقدیم حضورتون می‌کنم. من از پشت‌بام ساختمان رادیو در مرکز نیویورک با شما صحبت می‌کنم. صدای آژیری که می‌شنوید هشدار می‌دهد که همه شهر را ترک کنند. موجوداتی فضایی در راه‌اند. در یک ساعت گذشته هزاران نفر نیویورک را ترک کرده‌اند. اگر در نیویورک هستید به پل‌ها نزدیک نشوید. قطارها هنوز در حرکت‌اند، اما عبور و مرور کاملاً در خیابان‌ها متوقف شده است.

ارتش شکست خورده؛ تکرار می‌کنم، ارتش در اطراف نیویورک کاملاً از بین رفته است. شاید این آخرین گزارش ما باشد. ما تا آخرین لحظه گزارش را ادامه می‌دهیم.

در نزدیکی این ساختمان کلیسایی هست. جمعیت زیادی به داخل کلیسا می‌دوند. در اقیانوس، کشتی‌ها را پر از مردمی می‌بینم که شهر را ترک می‌کنند. خیابان‌ها پر از خودروست. ترافیک به‌قدری سنگین است که همه اتومبیل‌ها توقف کرده‌اند. مردم مشغول دویدن از این‌سو به آن‌سو هستند. شنوندگانی که در مرکز شهر صدای مرا می‌شنوند سعی نکنند با اتومبیل شخصی شهر را ترک کنند. تکرار می‌کنم، رانندگی نکنید. عبور و مرور در خیابان‌های مرکز شهر کاملاً متوقف شده است. یک‌لحظه صبر کنید! توده‌ای از دود از سمت شمال در حال گسترش است. شاید جایی آتش گرفته یا شاید هم مربوط به گازهای سمی است که موجودات فضایی پخش کرده‌اند.

چیزی در سمت جنوب می‌بینم. به نظر می‌آید سفینه‌های موجودات فضایی باشد. بله، می‌توانم سفینه‌های فضایی را در حال پیشروی ببینم. سه ، نه چهار، نه پنج سفینه هستند. پنج سفینه‌ی فضایی از سمت جنوب روی رودخانه در حال پروازند. الآن به بالای مرکز شهر رسیده‌اند.

خانم‌ها و آقایان یک‌لحظه صبر کنید! همین الآن گزارشی فوری از دفترمان در لس‌آنجلس دریافت کردم. سفینه‌های فضایی در همه جای کشور در حال فرود آمدن هستند. دو سفینه فضایی بیرون از شهر لس‌آنجلس فرود آمده‌اند. شیکاگو، سیاتل و واشنگتن دی سی هم گزارش‌های مشابهی از سفینه‌های فضایی داده‌اند. تکرار می‌کنم، سفینه‌های فضایی در همه جای کشور فرود آمده‌اند. تمام کشور مورد حمله قرار گرفته است. شاید این پایان کار باشد.

یک‌لحظه صبر کنید! همین الآن گزارش دیگری دریافت کردم. پیام مستقیم رئیس‌جمهور ایالات‌متحده را برایتان قرائت می‌کنم.

شهروندان آمریکا! لطفاً آرامش خودتان را حفظ کنید. درست است. تمام شهرهای کشور بزرگ ما مورد حمله قرار گرفته است. از همه شما می‌خواهیم همین الآن شهرها را ترک کنید. چمدان نبندید. وقتی باقی نمانده است.

همین الآن شهرها را ترک کنید و آرامش خود را حفظ کنید. نترسید. همه‌چیز  تحت کنترل ماست. ما هنوز شکست نخورده‌ایم. ما با تمام قوا با موجودات فضایی مبارزه خواهیم کرد…

آیا این داستان واقعی به نظر می‌رسد؟ نه. البته که این‌طور نیست. هیچ‌کس آن را باور نمی‌کند. درواقع یک برنامه رادیویی شبیه این وجود داشته و افراد زیادی آن را باور کرده‌اند. آن برنامه یک ماجرای خیالی را پخش کرده اما بسیاری از مردم فکر کردند که واقعی است. هراس مردم کاملاً واقعی بود. هزاران آمریکایی باور کرده بودند که موجودات فضایی به ایالات‌متحده حمله کرده‌اند. بسیاری از این مردم واقعاً ترسیده بودند.

سال ۱۹۳۸، و ده سال قبل از اختراع تلویزیون بود. در آن زمان برنامه‌های رادیو خیلی محبوب بودند. اخبار، موسیقی، گزارش‌های هواشناسی و نمایش‌های رادیویی تنها بخشی از برنامه‌هایی بودند که مردم از گوش دادن به آن‌ها از رادیو لذت می‌بردند. در آن زمان مرد جوانی به نام اورسون وِلِس برنامه نمایشی هفتگی را کارگردانی می‌کرد. یک هفته، ولس و گروه بازیگرانش داستانی به نام جنگ دنیاها را اجرا کردند. داستان، از کتابی با همین نام گرفته شده بود که در سال ۱۸۹۸ به رشته تحریر در آمد. داستان اصلی درباره حمله موجودات فضایی به انگلستان بود.

روزنامه های آمریکا، یک روز پس از پخش این داستان خیالی از رادیو

اورسون و نویسندگانش داستان را تغییر داده و آن را به حمله موجودات فضایی به ایالات‌متحده تبدیل کردند.

ولس در شروع برنامه رادیویی، جنگ دنیاها را یک نمایش معرفی کرد. کسانی که ابتدای برنامه را شنیده بودند می‌دانستند که واقعی نیست اما بسیاری از مردمی که ابتدای برنامه را نشنیده بودند فریب خوردند. برنامه جنگ دنیاها شبیه یک برنامه خبری واقعی درباره موجودات فضایی بود. ولس و گروه بازیگرانش در برنامه‌های خبری‌شان موسیقی و پیش‌بینی وضع هوا هم گنجانده بودند. این کار باعث واقعی‌تر شدن برنامه شد.

هیچ‌کس مطمئن نیست که چند نفر فکر کردند برنامه رادیویی یک بخش خبری واقعی است. شش میلیون نفر به برنامه جنگ دنیاهای ولس گوش می‌دادند. بعضی‌ها می‌گفتند که یک‌میلیون نفر فکر کرده بودند واقعی است. بعضی دیگر می‌گفتند فقط چند هزار نفر آن را واقعی پنداشته بودند. بعضی‌ها به کلیساها رفته بودند. برخی دیگر سوار اتومبیل‌هایشان شده و برای فرار از شر موجودات فضایی شهر را ترک کرده بودند. افراد زیادی برای درخواست کمک به پلیس زنگ زده بودند. ظرف دو ساعت دو هزار تماس فوری با یک پاسگاه گرفته شده بود. ماجرا فقط یک نمایش بود و بسیاری از مردم وحشت کرده بودند.

باور کردنش سخت است. این‌طور نیست؟ چطور مردم فکر کرده بودند که موجودات فضایی حمله کرده‌اند؟ خوب این تنها باری نبود که چنین اتفاقی افتاد. در سال ۱۹۴۹ مردی به نام لئوناردو پائز ماجرا را شنید و از آن خوشش آمد. پائز در یک شبکه رادیویی در اکوادور کار می‌کرد. او تصمیم گرفت مشابه این برنامه را بسازد. پائز داستان را تغییر داد تا مکان‌ها و مردم اکوادور را شامل شود. او می‌خواست داستان همه را فریب دهد پس از ولس هم فراتر رفت. شرکت آن‌ها صاحب یک روزنامه هم بود. پائز از روزنامه خواست چند روز قبل از برنامه رادیویی داستان‌هایی درباره موجودات فضایی چاپ کند. درست مثل برنامه ولس، برنامه رادیویی پائز هم داستانی درباره حمله موجودات فضایی بود که به شکل یک برنامه خبری ترتیب داده شده بود.

درست مانند آمریکا، مردم اکوادور نیز ترسیدند. بسیاری از آن‌ها به خیابان‌ها دویدند اما نمی‌دانستند چه کنند. حتی ارتش و پلیس هم فریب خوردند. کامیون‌های پر از سرباز و پلیس به سمت شمال می‌رفتند تا دنبال موجودات فضایی بگردند. مردم وقتی کامیون‌های واقعی پر از سرباز را در خیابان‌ها دیدند، واقعاً باور کردند که موجودات فضایی واقعی هستند. بسیاری از مردم به کلیسا رفتند تا از خدا طلب کمک کنند.

وقتی مردم فهمیدند داستانی خیالی بوده، بسیار خشمگین شدند. صدها نفر به ساختمان رادیو و روزنامه رفتند.

آن‌ها به طرف ساختمان سنگ پرتاب کردند و شیشه‌ها را شکستند. سپس در را شکستند و وارد ساختمان شده و دستگاه‌های چاپ را هم شکستند. آن‌ها ساختمان را آتش زدند.

پنجاه نفر از کارکنان شرکت در ساختمان بودند. آن‌ها با آتش‌نشانی و پلیس تماس گرفتند اما کسی جواب نداد. پلیس و آتش نشانها همگی برای مبارزه با موجودات فضایی به شمال رفته بودند و هیچ‌کس نتوانست به آن‌ها کمک کند. اکثر کارکنان شرکت به پشت‌بام فرار کردند و از آنجا به پشت‌بام ساختمان‌های دیگر پریدند. لئوناردو پائز هم فرار کرد اما پسر برادرش، دوست‌دخترش، و چهار نفر دیگر در آتش سوختند. پائز کشور را ترک کرد و دیگر به اکوادور برنگشت.

برای پائز سرانجام خیلی بدی بود. اورسون ولس خیلی خوش‌شانس‌تر بود. مردم زیادی از دست اورسون عصبانی بودند اما هیچ‌کس نمرد و هیچ‌کس آسیبی ندید.

یک ایستگاه رادیویی در اوایل قرن نوزده

پس چرا او این کار را کرد؟ چرا هزاران نفر را فریب داد تا وحشت کنند؟ پس از پخش برنامه جنگ دنیاهای ولس، پلیس همه را بازجویی کرد. ولس گفت که نمی‌خواسته کسی را فریب بدهد. او فکر می‌کرده همه می‌دانند که ماجرا خیالی است. شانزده سال بعد، ولس داستانش را تغییر داد. او گفت که می‌خواسته مردم را فریب دهد. او می‌خواسته به همه درس بدهد. به نظرِ او، مردم خیلی راحت فریب می‌خوردند. او می‌خواست مردم بیشتر فکر کنند. او می‌خواست همه بدانند که نمی‌توانند فقط به خاطر اینکه چیزی از رادیو پخش می‌شود، آن را باور کنند. بسیاری از افراد فکر می‌کردند که ولس شکست خورده است. او هیچ‌چیزی به ما یاد نداد. مردم هنوز هم فریب می‌خورند. هیچ‌چیز عوض نشده است. امروز، بسیاری از مردم هر چیزی را که از تلویزیون می‌بینند، باور می‌کنند.

شاید ولس در وادار کردن مردم به تفکر بیشتر درباره راست و دروغ چیزی شکست خورده باشد، اما به موفقیت‌هایش ادامه داد. جنگ دنیاها شروع کار ولس بود. بعدها ولس یکی از معروف‌ترین کارگردانان طول تاریخ شد.

مطالب تکمیلی:

این درس شامل درسنامه‌های متعدد برای یادگیری ناخودآگاه مکالمه و گرامر است که بایستی با وارد شدن به اپلیکیشن زبانشناس آن را مطالعه کنید.
منبع داستان: وبسایت DeepEnglish.com
زبانشناس تنها دارنده مجوز استفاده و نشر محصولات deepenglish در ایران است.

اشتراک در بخش داستان کودکانه

نکته‌ی مهم:

با ثبت‌نام در خبرنامه‌ی ایمیلی زیر، هروقت داستان جدیدی به وبسایت زبانشناس اضافه شد، از طریق ایمیل به شما اطلاعرسانی می‌شود.

متن انگلیسی داستان:

ALIEN ATTACK

This is Adam Koch from Central Broadcasting News. I’m speaking from the roof of our broadcasting office in mid-town New York City. The bells you hear are warning everyone to leave the city. The aliens are coming. In the last hour, thousands of people have left New York City. If you are in New York City, stay away from the bridges. The trains are still running, but the street traffic has completely stopped.

Our army has been defeated. I repeat, the army around New York City has been completely destroyed. This may be the last broadcast. We will continue reporting until the end.

There is a church below us. Many people are running inside the church. Looking out to the ocean, I can see boats filled with people leaving the city. The streets are full of cars. It’s so crowded, all the cars have stopped. There are people running everywhere. For our listeners in mid-town, do not try to drive! I repeat, do not try to drive. The street traffic in mid-town has completely stopped. Wait a minute. There are clouds of smoke coming from the north. It may be a fire or this could be the alien poison gas.

I see something in the south. It’s, it’s the … I believe it’s the alien ships. Yes, I can see the alien ships coming. There are three, no four, no five alien ships. There are five alien ships flying over the river from the south. They are moving very fast. They are now above downtown.

Just a moment ladies and gentlemen. I have just received an emergency report from our Los Angeles office. Alien ships are landing all over the country.

There are two ships outside of Los Angeles. Chicago, Seattle, and Washington DC are also reporting alien ships. I repeat there are ships landing all over the country. The whole country is being attacked. This may be the end.

Wait a minute. I’ve just received another report. This is a direct message from the President of the United States.

Citizens of the United States, please remain calm. It is true, all the cities of our great nation are being attacked. We ask all of you to leave the cities now. Do not pack your bags. There is no time.

Leave the cities now and remain calm. Do not be afraid. We are in control. We have not been defeated. We will fight these aliens with all our …

Does that sound like a true story? No, of course it’s not. No one would believe that right? Actually, there was a very similar radio show and many people believed it. It was a fictional story, but many people thought it was true. The panic was very real. Thousands of Americans believed that aliens were attacking the United States. Many of these people were truly afraid.

The year was 1938. It was ten years before the introduction of television. At that time, radio programs were very popular. News, music, weather reports, and dramas were just some of the programs people enjoyed listening to on the radio. At that time, a young man, named Orson Welles, had a regular weekly radio program performing dramas. One week, Welles and his team of actors performed a story called The War of the Worlds. The story was from a book, also called The War of the Worlds, that was written in 1898. The original story was about an alien attack in England.

Orson and his writers changed the story and made it about an alien attack in the United States.

At the beginning of the radio program, Welles introduced The War of the Worlds as a drama. The people who heard the beginning of the program knew it wasn’t real, but many people who didn’t hear the beginning of the show were fooled.

The War of the Worlds show sounded like a real news report about aliens.

Welles and his team of actors mixed regular music and weather reports with the news reports of the alien attack. This also made it sound very real.

No one is sure how many people thought the radio program was a real news program. Six million people listened to Welles’ War of the Worlds program.

Some people say that one million thought it was real. Other people say that only thousands thought it was real. Some people went to churches. Other people got in their cars and left cities to escape the aliens. Many people called the police to ask for help. One police station received 2,000 emergency calls in two hours. It was just a drama, but many people panicked.

It’s hard to believe isn’t it? How could people really think that aliens were attacking? Well, it wasn’t the only time. In 1949, a man named Leonardo Paez heard the story and loved it. Paez worked for a radio station in Ecuador. He decided to copy the show. Paez changed the story to include places and people in Ecuador. He wanted the story to fool everyone so he did even more than Welles. His radio company also owned a newspaper company. Paez asked the newspaper to write stories about strange UFOs in the days before his radio show. Just like Welles, his radio program told a story about a local alien attack that sounded like radio news.

Just like in the United States, people panicked. Many people ran into the streets, but they didn’t know what to do. Even the army and police were fooled. Many trucks full of soldiers and police went to the north to look for the aliens. When the people in the streets saw the trucks full of real soldiers, they really believed the aliens were real. Many people went to church to pray to God.

When people found it was just a fictional story, they were angry. Hundreds of people went to the radio and newspaper company building.

They threw stones at the building and broke windows. Then they broke the door down. They went inside and broke the printing machines. They set fire to the building.

There were 50 company employees in the building. They called the fire department and the police, but no one answered. The police and firefighters all went to the north to fight aliens, so no one could help them. Most of the company employees ran to the rooftop and jumped to another building. Leonardo Paez also escaped but his nephew, his girlfriend and 4 others died in the fire. Paez left the country and never returned to Ecuador.

It was a terrible end for Paez. Orson Welles was much luckier. Many people were angry at Orson Welles, but no one died and no one was hurt.

So, why did he do it? Why did he fool thousands into panicking? After Welles’

War of the Worlds show, the police came and questioned everyone. Welles said he didn’t want to fool anyone. He thought that everyone would know it was a fictional story. Sixteen years later, Welles changed his story. He said he wanted people to be fooled. He wanted to teach everyone a lesson. He thought people were too easily fooled. He wanted people to think more. He wanted everyone to know that they cannot trust

information only because it’s on the radio. Many people think Welles has failed. He hasn’t taught us anything. People are still easily fooled. Nothing has changed. Today, many people believe anything they see on the TV.

Welles may have failed to make people think more about what is real and what is fiction, but he continued to be very successful. The War of the Worlds was just the beginning for Welles. Later, Welles became one of the most famous movie directors of all time.

تالار گفتگوی زبانشناس

تالار گفتگوی زبانشناس افتتاح شد.

در این تالار می‌توانید در رابطه با مطلب حاضر در این صفحه، نظر دهید؛ سوالات خود را درباره‌ی زبان انگلیسی مطرح کنید؛ و از همه مهمتر، با استفاده از تجربیات خود به دیگران کمک کنید.

برای اظهار نظر در این نوشته، روی دکمه‌ی ادامه‌ی بحث کلیک کنید.

داستان‌های مرتبط:

آیا سطح این داستان انگلیسی برای شما بالا بود؟ پیشنهاد میکنم که داستان‌های کوتاه برای سطح مبتدی را بخوانید:

داستان‌های کوتاه:

نوشته شده در دسته‌ی: داستان