در این داستان در رابطه با سه حیوان جالب صحبت میکنیم که دو تا از آنها جان انسانهای زیادی را نجات دادند و یکی نیز مدت یکسال در آرامگاه صاحبش پرسه می‌زد.

نکته اول:

ابتدا می‌توانید یکی دو بار به‌صورت تفننی این داستان را به‌صورت صوتی یا تصویری ببینید. اما برای یادگیری زبان انگلیسی بایستی تکنیک‌های سایه و استراتژی‌های گفته‌شده در نوشته‌ی پنج استراتژی برای تقویت مکالمه را روی این داستان پیاده‌سازی نمایید.

نکته دوم:

این داستان را میتوانید در اپلیکیشن اندرویدی زبانشناس (پکیج مگاداستان)، به همراه امکانات جانبی بسیار خوب آن بخوانید.

=================

فایل صوتی داستان با سرعت نرمال:

دانلود فایل صوتی

متن انگلیسی فایل صوتی فوق در انتهای همین نوشته قرار دارد.

حیوانات شگفت‌انگیز

قهرمانان شکل‌ها و اندازه‌های مختلفی دارند. مثلا کبوتر کوچکی به نام شرامی که در زمان جنگ جان صدها نفر را نجات داد.

این پرنده ی شجاع در طول جنگ جهانی اول به خاطر اقدامات قهرمانانه‌اش در بمباران مشهور شد. ترجمه انگلیسی عبارت فرانسوی شرامی یعنی دوست عزیز. این پرنده حقیقتا برای سربازانی که جانشان را نجات داد، عزیزترین دوست بود.

در شهرهای مدرن گاهی اوقات کبوترها موجوداتی موذی تلقی می‌شوند. اما در طول جنگ جهانی اول اینطور نبود. زمانی ارتش بریتانیا بیش از صد هزار کبوتر و ۳۷۰ مربی کبوتر را به خدمت گرفت. هدف پیام‌رسانی به میدان جنگ و آوردن پیام از آنجا بود.

هزاران عدد از این پرندگان شریف و شجاع در جنگ جهانی اول خدمت کرده و کشته شدند. آنها جان هزاران سرباز را نجات دادند. آنها همچنین بر بسیاری از لحظات کلیدی جنگ اثر گذاشتند.

این کبوتران زیر گلوله باران دائمی دشمن بودند. آنها اغلب گلوله خورده و صدمات وحشتناکی می‌دیدند. با اینحال میزان موفقیت این کبوتران بی باک در انتقال پیام ۹۵ درصد بود.

بسیاری از کبوتران زخمی و خسته، ده ها بار سفر می‌کردند. آن‌ها پیام‌های حیاتی را می‌رساندند. مدت کوتاهی پس از آن، گاهی اوقات بر اثر خستگی و جراحت می‌مردند.

مشهورترین کبوتر جنگ شرامی بود. در اکتبر سال ۱۹۱۸ او جان ۲۰۰ سرباز آمریکایی را نجات داد. این مردان با اندکی غذا و مهمات در پشت خطوط دشمن به دام افتاده بودند. بدتر از آن اینکه این مردان توسط جبهه‌ی خودی که از محل آن‌ها بی اطلاع بودند، بمباران می‌شدند. آن‌ها به شدت نیاز داشتند که به جبهه خودی اطلاع دهند که بمباران را متوقف نمایند.

پس از آنکه دو کبوتر دیگر به ضرب گلوله کشته شدند، فقط شرامی باقی مانده بود تا پیام بسیار مهم را ارسال نماید. او هم هنگام پرواز در میان گلوله باران سنگین دشمن تیر خورد. آمریکایی‌ها داشتند سقوط آخرین شانس خود برای دریافت کمک را تماشا می‌کردند. پرنده زخمی به طرز شگفت انگیزی خود را بالا کشید و دوباره به پرواز درآمد.

او موفق شد در 25 دقیقه 25 مایل به سمت مرکز فرماندهی پرواز کند اما تاوان سنگینی داد. قفسه سینه اش گلوله خورده بود، یکی از چشمهایش را از دست داده بود، از بدنش خون می‌چکید و روی یک پا راه می‌رفت.

قهرمان پرواز تحت عمل جراحی اورژانسی قرار گرفت و جان سالم به در برد. پزشکان نتوانستند پای او را نجات دهند اما یکی از سربازان یک پای چوبی یدکی برایش درست کرد. ارتش فرانسه به او مدالی اعطا کرد و او را سوار کشتی‌ای کردند که به آمریکا می‌رفت. وقتی شر آمی به خانه رسید، داستانش به سرعت در همه جا پخش شد. او کمتر از یک سال زنده بود و بر اثر جراحات جان سپرد. بقایای او در حال حاضر در موزه اسمیتسون نگهداری می‌شود. او که زمانی نامش به عنوان کبوتری نر ثبت شده بود پس از مرگ معلوم شد که ماده بوده است.

شرامی به ما یادآوری می‌کند که بزرگترین قهرمانی‌ها اغلب از کوچکترین موجودات سر می‌زند و اینکه که ما نباید بر اساس ظواهر، چیزی قضاوت کنیم.

نجات جان انسان‌ها فقط به پرندگان منحصر نمی‌شود. سگ‌ها نیز به نجات جان اربابان انسانی خود معروفند.

روزی از روزهای ژوئن سال ۱۹۳۱ بود و پسری ۱۲ ساله داشت در اسکله شهرستان سوانسی ولز غرق می‌شد. فریادهای نومیدانه‌ی پسرک به گوش هیچکس نرسید. به جز سگی ناشناس که در حوالی اسکله زندگی می‌کرد، هیچ کس در آن اطراف نبود تا به دادش برسد.

زمانی که همه‌ی امیدها از دست رفت، آن سگ از سمت اسکله به اعماق اقیانوس پرید. آن سگ پسرک وحشت زده را محکم گرفته و او را به ساحل امن کشاند.

این سگ سوآنسی جک نامیده شد. او برای اولین بار زندگی فردی را نجات داده بود. چند هفته بعد او جان یک نفر دیگر را نیز نجات داد. این بار زمانی که او شناگر دیگری را از چنگ اقیانوس نجات می‌داد جمعیتی در آنجا حضور داشت. سگ قهرمان در روزنامه محلی سر و صدا به راه انداخت. عکسی از سوآنسی جک منتشر و افسانه‌ای ساخته شد.

سوآنسی جک سگ کوچکی از نژاد نیوفاندلند بود که در شهر ساحلی سوانسی ۲۷ نفر را از غرق شدن نجات داد.

سگهای نژاد نیوفاندلند که در اصل برای کمک به ماهیگیران آب‌های سرد پرورش داده می‌شوند به خاطر مهارت های خوب خود در شنا معروف هستند.

سوآنسی جک به مدت شش سال هر فریاد پریشانی را که می‌شنید پاسخ می‌داد. او در سال ۱۹۳۶ جایزه‌ی شجاع‌ترین سگ سال روزنامه ستاره‌ی لندن را دریافت کرد. سازمان داگز تراست که از حیوانات حمایت می‌کند نیز دو مدال برنز به وی اهدا کرد که خود رکوردشکنی بود.

متاسفانه هیچ کس نتوانست جک را از سرانجامی خفت بار نجات دهد. او در اکتبر ۱۹۳۷ پس از خوردن مرگ موش مُرد اما نام او زنده است. ساکنان زادگاهش در ولز به افتخار این مامور نجات غریق چهار پا، به تمامی آنها نام مستعار سوانسی جک می دهند.

حتما دلیلی وجود دارد که می‌گویند سگ بهترین دوست انسان هست. عشق بی قید و شرط، وفاداری و استفاده عملی از آنها، برایشان در قلب‌ها و خانه هایمان جایگاهی باز کرده است. رابطه‌ی سگ‌ها با انسان منحصر به فرد است. در طبیعت هیچ دو گونه‌ای نیست که مانند انسان و سگ تازی تعامل و زمینه‌های مشترک داشته باشند.

انسان و سگ تاریخچه‌ای دیرینه دارند. اولین رد پای انسان در یک غار در فرانسه است. این رد پا به ۲۶۰۰۰ سال پیش تعلق دارد. نزدیک آن رد پای باستانی، رد پای یک سگ وجود دارد.

اگر سگ نبود، ممکن بود ۲۶۰۰۰ سالِ گذشته‌ی تاریخ انسان، مسیری بسیار متفاوت را طی کند.

در مورد چگونگی شروع رابطه انسان و سگ نظریه های های مختلفی وجود دارد. برخی بر این باورند که انسان گرگ را رام کرد. گروهی دیگر معتقدند گرگ‌ها خود رام شدند. به هر صورت انسان و سگ اشتراکات زیادی دارند. هر دو دارای حس همکاری بوده و خوش سخن هستند و در گروه‌های اجتماعی رشد می‌‌کنند. انسان و سگ در اصل کوچ نشین بوده‌اند و هر دو قادر به طی مسافت‌های طولانی هستند.

سرانجام انسان دست از کوچیدن کشید و یکجانشین شد و سگ‌ها در اطرافش بودند. با این‌حال سگ‌ها صرفا همراه انسان‌ها نبودند. بلکه برخی معتقدند که آنها یکی از دلایل اصلی بوده اند که موجب تمدن بشری شدند. سگها فقط در شکار نبود که ما را یاری می کردند. آنها به ما در دفاع در برابر دشمنان کمک می کردند و درباره‌ی خطرات به ما هشدار می‌دادند. سگ‌های مدافع ما ایمنی لازم برای یکجانشینی، ساخت و ساز، مزرعه داری و متمدن شدن انسان را فراهم کردند.

سوآنسی جک کاری را می‌کرد که سگ‌ها هزاران سال مشغول انجام آن بوده‌اند. محافظت از کمینگاه ما، نجات غذایمان و کمک به پیشرفت و شکوفاییمان.

حیوانات نیز مثل انسان ها همیشه نمی‌توانند گره‌گشا باشند. گاهی اوقات آنها مردن ما را می بینند و درست مثل انسان‌ها غم و اندوهی عمیق را متحمل می‌شوند.

غم و اندوه احساسی قوی است که دیر یا زود سراغ همه ما می‌آید. هر جا که عشق عمیقی در گوشت و خون ما دویده باشد، مرگ داغ عمیقی بر دل‌هایمان می‌گذارد. غم و اندوه می‌تواند هم دنیای انسانها و هم حیوانات را زیر و رو کند.

به عنوان مثال نگاهی به داستان غم انگیز گربه‌ای در اندونزی بیاندازید. او به قدری از مرگ صاحبش دل شکسته بود که بیش از یک سال به تماشای قبر صاحب خود نشست.

گربه ها اغلب موجوداتی خودخواه تلقی می‌شوند. بسیاری از مردم فکر می‌کنند آنها نمی‌توانند بی قید و شرط عشق بورزند. این درست نیست. برخی‌ها می‌گویند که عشق و غم و اندوه عمومی هستند. هر موجودی که قلبی در سینه‌اش می‌تپد این احساسات را تجربه می‌کند.

اولین بار عابری به نام کِلی اندوه دلتنگی این گربه سوگوار را کشف کرد. او از نزدیکی قبرستانی در مرکز جاوه عبور می‌کرد که اولین بار ناله ی این گربه را شنید. این مرد ۲۸ ساله دید که گربه مضطرب در کنار سنگ قبر آبی صاحبش خوابیده است.

مرد نگران سعی کرد سرپرستی گربه را بر عهده بگیرد اما اقدامات او بیهوده بود. گربه همچنان سر قبر صاحب مرده اش باز می‌گشت. می‌توانید او را هر صبح و شب آنجا بیابید. این گربه شب و روز به تماشای آرامگاه ابدی صاحب مورد علاقه اش می‌پردازد.

عابران به این گربه و آب و غذا می‌دهند. کِلی با دنبال کردن این گربه دید که او حداقل یکبار در روز به خانه ی سابق صاحب خود باز می‌گردد. هنگامی که گربه آنجاست فرزندان مالک قبلی اش به او غذا می‌دهند. پس از آن او دوباره با دلتنگی راه قبر را در پیش می‌گیرد.

کِلی توضیح می دهد «از زمانی که صاحب گربه درگذشته، او در اینجا سر قبر او مانده است. او نمیخواهد به خانه برود. او بیش از یک سال است که اینجا مانده است.»

«من هر روز او را می‌دیدم و متوجه شدم که او همیشه آنجاست. گاهی اوقات چند ساعتی را به محل زندگی سابقش می‌رود و باز سر قبر بر می‌گردد. او آنجا می‌خوابد و میو میو می‌کند. دیدن این صحنه بسیار غم‌انگیز است. این نشان می دهد که حیوانات تا چه حد به صاحبانشان نزدیک هستند.»

مرگ و اندوه نیز مانند خنده و عشق بخشی از زندگی هستند. ما دوستان و خانواده‌مان را عزیز و گرامی می‌داریم. ما همچنین حیوانات خانگی خود را عزیز می‌شماریم. در عوض آنها هم ما را عزیز و گرامی می‌شمارند.

مطالب تکمیلی:

این درس شامل درسنامه‌های متعدد برای یادگیری ناخودآگاه مکالمه و گرامر است که بایستی با وارد شدن به اپلیکیشن زبانشناس آن را مطالعه کنید.
منبع داستان: وبسایت DeepEnglish.com
زبانشناس تنها دارنده مجوز استفاده و نشر محصولات deepenglish در ایران است.

اشتراک در بخش داستان کودکانه

نکته‌ی مهم:

با ثبت‌نام در خبرنامه‌ی ایمیلی زیر، هروقت داستان جدیدی به وبسایت زبانشناس اضافه شد، از طریق ایمیل به شما اطلاعرسانی می‌شود.

متن انگلیسی داستان:

Amazing Animals

Heroes come in all shapes and sizes. Take for example, a small pigeon named Cher Ami who saved the lives of hundreds during wartime.

The brave bird became famous during World War One for her heroic actions under fire. The English translation of the French ‘Cher Ami’ is ‘Dear friend.’ To the soldiers whose lives she saved, the bird was indeed their dearest friend.

In modern cities, pigeons are sometimes thought of as vermin. That was not the case during the First World War. The British Army once employed over 100,000 pigeons and 370 pigeon handlers. Their purpose was to communicate messages to and from the battlefield.

Thousands of these noble and brave birds served and died in the First World War. They saved the lives of thousands of soldiers. They also influenced many key moments in the war.

The pigeons were under constant enemy fire. They were often shot and suffered horrific injuries. The fearless pigeons still had a 95 percent success rate in delivering their messages.

Many injured and fatigued pigeons made dozens of journeys. They would deliver their crucial messages. Shortly after, they would sometimes die from exhaustion and wounds.

The war’s most celebrated pigeon was Cher Ami. In October 1918, she saved the lives of 200 American soldiers. The men had become trapped behind enemy lines with little food or ammunition. Even worse, the men were being bombed by their own side, who were unaware of their location. They desperately needed to get word to their own side to stop bombing.

After two other pigeons had been shot down, only Cher Ami remained to send their crucial message. Flying into the heavy enemy fire, she too was shot. The Americans watched as their last chance at getting help crashed back to earth. Amazingly, the injured bird picked herself up and took flight again.

She succeeded in flying the 25 miles to headquarters in 25 minutes, but at great cost. She was shot through the chest, missing an eye, dripping with blood, and hopping on one leg.

The flying hero was given emergency surgery, and she survived. The doctors were unable to save her leg, but a soldier carved her a replacement wooden leg. The French army gave her a medal, and she was put on a boat to the U.S. Cher Ami’s story spread like wildfire once she reached home. She survived less than a year, before dying of her wounds. Her stuffed remains are now in the Smithsonian Museum. Once registered as a cock, she was discovered to be a hen after her death.

Cher Ami reminds us that the greatest heroism is often found in the smallest of creatures, and that we should never judge a book by its cover.

Birds don’t have a monopoly on saving lives. Dogs have been known to save their human masters, too.

It was a June day in 1931, and a 12-year-old boy was drowning off the docks of the city of Swansea in Wales. The boy’s desperate cries fell on deaf ears. There was no one around to help except for an anonymous dog who lived in the dock area.

When all looked lost, the dog jumped from the dockside into the deep ocean. The dog took a firm grip of the panicking young boy and brought him to safety.

The dog was called Swansea Jack. He had saved his first life. A few weeks later he would save another. This time a crowd was present when he rescued another struggling swimmer from the ocean’s grip. The heroic dog made a splash in the local paper. A photo of Swansea Jack was published, and a legend was born.

Swansea Jack was a small Newfoundland dog who saved 27 people from drowning in the city port of Swansea.

Originally bred to help fishermen in cold waters, Newfoundland dogs are famous for their strong swimming skills.

For six years Swansea Jack would answer any distress call he heard. In 1936, he won the London Star newspaper’s ‘Bravest Dog of the Year’ award. The Dog’s Trust, an organization that protects animals gave him a record breaking two bronze medals.

Sadly no one could save Jack from an ignoble end. He died in October 1937 after eating rat poison, but his name lives on. The residents of his home city in Wales are all nicknamed Swansea Jacks in the four-legged lifeguard’s honor.

A dog is a man’s best friend for a reason. Their unconditional love, loyalty, and practical use have won them a place in our hearts and homes. Their connection with humans is unique. In nature, no two species interact and share such common ground as the human and the hound.

The history of humans and dogs is long. The earliest human footprint is in a cave in France. It is 26,000 years old. Next to that ancient footprint is the footprint of a dog.

Without dogs, the last 26,000 years of human history could have taken a very different path.

There are different theories on how the relationship with humans and dogs began. Some believe that humans tamed wolves. Others believe that wolves tamed themselves. Whatever the case, humans and dogs have much in common. Both are cooperative, communicative, and thrive in social groups. Humans and dogs were originally nomadic. And both are capable of traveling long distances.

Eventually, humans finally stopped moving and put down roots, and dogs were at their sides. Dogs might not have just been along for the ride though. Some believe they were a key partner that led to human civilization. Dogs didn’t only help us hunt. They helped defend us against enemies and alerted us to dangers. Our dog defenders provided the safety necessary for humans to stop moving, build, farm, and become civilized.

Swansea Jack was doing what dogs have been doing for thousands of years. Protecting our hides, saving our bacon and helping us prosper.

Just like humans, animals can’t always save the day. Sometimes they see us pass away and just like humans they suffer deep sadness

Grief is an intense emotion, which sooner or later catches up with us all. Where once there was flesh, blood, and love, death leaves us with a deep sense of loss. Grief can turn the world of both animal and human on its head.

Take for example the tragic tale of a cat in Indonesia. She was so heartbroken by the death of her owner, she watched over her owner’s graveside for a year.

Cats are often thought of as selfish creatures. Many think they are incapable of unconditional love. This is not the case. Some say that love and grief are universal. Everything under the sun blessed with a beating heart can feel these emotions.

The grieving cat’s lonely sorrow was first discovered by a passer-by named Keli. He was walking near a graveyard in Central Java when he first heard the cat cry. The 28-year-old saw the distressed cat lying next to her dead owner’s blue gravestone.

The concerned man tried to adopt the cat, but his actions were in vain. The cat continued to return to her dead owner’s grave. She can be found there when the moon is full and the sun is high. Day and night, the cat watches over her beloved owner’s final resting place.

Passers-by give the cat food and water. By following the cat, Keli saw that the cat also returns to her former home at least once a day. When there, her previous owner’s children feed her. She then makes her lonely way back to the grave.

Keli explained, “Since the cat’s owner died she has stayed here at the grave. She does not want to go home. She has been here for almost a year.”

“I saw her everyday and noticed that she was always there. Sometimes she would leave for a couple of hours to where she used to live before returning to the grave. She sleeps there and meows. It’s very sad to see. It shows how close animals are to their owners.”

Death and grief are as much a part of life as laughter and love. We treasure our friends and family. We also treasure our pets. In turn, our pets treasure us.

تالار گفتگوی زبانشناس

تالار گفتگوی زبانشناس افتتاح شد.

در این تالار می‌توانید در رابطه با مطلب حاضر در این صفحه، نظر دهید؛ سوالات خود را درباره‌ی زبان انگلیسی مطرح کنید؛ و از همه مهمتر، با استفاده از تجربیات خود به دیگران کمک کنید.

برای اظهار نظر در این نوشته، روی دکمه‌ی ادامه‌ی بحث کلیک کنید.

داستان‌های مرتبط:

آیا سطح این داستان انگلیسی برای شما بالا بود؟ پیشنهاد میکنم که داستان‌های کوتاه برای سطح مبتدی را بخوانید:

داستان‌های کوتاه:

نوشته شده در دسته‌ی: داستان