ماموریت پرش از مرز زمین

نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 25 آبان 1395

به فلیکس سلام کنید. او کله‌خری است که از هواپیما و آسمان‌خراش‌ها برای تفریح به پایین می‌پرد. اما بااین‌وجود یک‌بار فلیکس با ترس فلج‌کننده‌ای مواجه شد که وی را از رسیدن به اوج آرزوی خود، یعنی پرش از نزدیکی‌های فضا به سمت زمین، بازمی‌داشت. در این داستان متوجه می‌شوید که فلیکس برای تحقق رویای خود چه‌کار کرد.

نکته اول:

ابتدا می‌توانید یکی دو بار به‌صورت تفننی این داستان را به‌صورت صوتی یا تصویری ببینید. اما برای یادگیری زبان انگلیسی بایستی تکنیک‌های سایه و استراتژی‌های گفته‌شده در نوشته‌ی پنج استراتژی برای تقویت مکالمه را روی این داستان پیاده‌سازی نمایید.

نکته دوم:

این داستان را میتوانید در اپلیکیشن اندرویدی زبانشناس (پکیج داستان کوتاه)، به همراه امکانات جانبی بسیار خوب آن بخوانید.

=================

فایل صوتی داستان با سرعت نرمال:

دانلود فایل صوتی

متن انگلیسی فایل صوتی فوق در انتهای همین نوشته قرار دارد.

فلیکس بی‌باک

بیس جامپرها کله‌خرهایی هستند که بدون طناب از ساختمان‌ها، پل‌ها و کوه‌های مرتفع می‌پرند. فلیکس بومگارتنر یک بیس جامپر معمولی نبود. او یک اسپیس جامپر بود. او از بالنی در ارتفاع ۳۶ کیلومتری و درست از لبه فضا پرید. فلیکس یک نمونه از کله‌خرهایی که بدون توجه به امنیت خود خطر می‌کنند. او به فلیکس بی‌باک معروف است اما قبل از پرش خود از فضا به حدی دچار ترس و وحشت شده بود که از کشور فرار کرد.

فلیکس در حال پرش از مرز زمین

فلیکس بومگارتنر همیشه می‌خواست پرواز کند. وقتی فقط شانزده سال داشت شروع به اسکای دایوینگ کرد و کمی پس‌ازآن بیس جامپینگ را شروع کرد. او چهارده رکورد جهانی را شکسته است. او اولین کسی بود که با استفاده از بال‌هایی از جنس فیبر کربنی عرض کانال مانش را با اسکای دایوینگ طی کرد و از بلندترین ساختمان دنیا پرید.

فلیکس در سال ۲۰۱۲ بزرگ‌ترین شیرین‌کاری‌اش تا به امروز را ترتیب داد. او می‌خواست از ارتفاع بیش از ۳۶ کیلومتری زمین اسکای داوینگ کند. قرار بود سریع‌تر از سرعت صوت حرکت کند!

بااینکه قبلاً بیش از ۲۵۰۰ بار پریده بود، این بار فرق داشت. او از چنان ارتفاع بالایی می‌پرید که به لباس محافظ مخصوصی نیاز داشت. او احساس می‌کرد این لباس محدودش می‌کند و این موجب وحشت او شد. او آن‌قدر می‌ترسید که درواقع از کشور فرار کرد. اسپانسر او تا آن موقع میلیون‌ها دلار صرف تحقق رؤیایش کرده بود و وقتی فرار کرد خوشحال نشدند. فلیکس هم خوشحال نبود. او می‌گفت که این لحظه بدترین لحظه عمرش بوده است.

فلیکس نمی‌توانست دست از رؤیایش بردارد. او تحت یک معاینه روانی قرار گرفت و متوجه شد که کلاستروفوبیا (ترس از فضاهای تنگ و بسته) دارد.

روانشناسی که می‌گفت فلیکس فقط باید مغزش را تمرین دهد تا کل ماجرا را ببیند و بر یک نقطه تمرکز نکند روی او کار کرد. او باید ذهنش را از فکر کردن به لباس منحرف و روی هدف نهایی‌اش که پرش بزرگ بود متمرکز می‌کرد.

برای تمرین این مهارت روانشناس فلیکس موقعیت‌های هولناکی برای او ترتیب می‌داد. او فلیکس را به نهایت وحشت سوق می‌داد و از او می‌خواست با تلقین مثبت به خود و کنترل ذهنش آرامش خود را حفظ نماید. آن‌ها بیش از ۳۰ ساعت این‌گونه تمرین کردند.

فلیکس در حال خداحافظی از زمین و آماده شدن برای ارتفاع گرفتن از سطح زمین

فلیکس درنهایت بر ترس خود از لباس محافظ غلبه کرد و پرش را انجام داد.

فلیکس ثابت کرد که شجاع بودن ربطی به نترس بودن ندارد. آن‌طور که انقلابی مشهور نلسون ماندلا می‌گفت: «انسان شجاع کسی نیست که نترسد، بلکه کسی است که بر آن ترس غلبه کند.»

مطالب تکمیلی:

برای تقویت زبان انگلیسی، چگونه این داستان را بخوانم؟

برای ارتقای قدرت شنیداری (listening) :

۱- با سرعت آهسته شروع کنید. ابتدا بدون خواندن متن درس چند بار تنها به فایل صوتی گوش دهید:

دانلود فایل صوتی

۲- حال به همراه شنیدن فایل صوتی، متن درس را نیز بخوانید.

۳- لغات انگلیسی جدید را یاد بگیرید.

۴- با گوش دادن به ‌سرعت‌های بالاتر، خود را به چالش بیندازید:

دانلود فایل صوتی

برای ارتقای مکالمه زبان انگلیسی (speaking) :

۱- این درس را با تکنیک سایه تمرین کنید.

۲- برای تمرین بیشتر فایل‌ تکمیلی زیر را بخوانید. در این فایل تکمیلی داستان به‌صورت سؤال و جواب از شما پرسیده می‌شود که با جواب دادن به سؤالات مطرح‌شده می‌توانید درک بهتری از این داستان پیدا کنید:

دانلود فایل صوتی

فایل پی‌دی‌اف متن فایل صوتی فوق:

دانلود پی دی اف

اطلاعات بیشتر برای تقویت مکالمه در نوشته‌ی: پنج استراتژی برای تقویت مکالمه زبان انگلیسی

۳- علاوه بر موارد فوق، در فایل پی‌دی‌اف زیر نیز یکسری سؤالات تکمیلی در رابطه با این درسی که خواندید مطرح‌شده است. با جواب دادن به این سؤالات، مکالمه‌ی خود را تقویت نمایید.

دانلود پی دی اف

منبع داستان: وبسایت Deep English . com

فایل ویدئویی مرتبط:

متن انگلیسی داستان:

Felix the Fearless

Base jumpers are daredevils who jump from high buildings, bridges and mountains with parachutes. Felix Baumgartner wasn’t just a base jumper, he was a space jumper. He jumped from a balloon that reached 36 km up in the sky at the edge of space. Felix is your prototypical daredevil, a person who takes risks without any regard for their own safety. He is known as Felix the Fearless, but he was so overcome with fear before his space jump that he fled the country.

Felix Baumgartner always wanted to fly. At just 16-years-old, Felix began to skydive, and soon after he began BASE jumping. He broke 14 world records. He was the first person to skydive across the English Channel using a carbon-fiber wing and he’s jumped from the world’s tallest building.

In 2012, Felix planned his biggest stunt yet. He would skydive from more than 36 kilometers above the Earth. He would travel faster than the speed of sound!

Even though he’d jumped more than 2,500 times before, this time was different. He was jumping from so high that he need a pressurized suit. He felt confined by the suit, and that terrified him. He was so freaked out that he actually fled the country. His sponsor had already invested millions into fulfilling his dream and they weren’t happy when he ran away. Neither was Felix. He says it was the lowest point in his entire life.

Felix couldn’t let his dream go. He underwent a psychological evaluation and learned that he had claustrophobia - an extreme fear of small spaces.

Felix worked with a psychologist who said he simply needed to train his brain to focus on the big picture. He needed to keep his mind off of the suit and remember his ultimate goal - the big jump.

To practice all of this, his psychologist created terrifying situations for Felix. He pushed Felix to the edge of panic, and then challenged him to maintain composure by controlling his mind and saying positive things to himself. They did this for over 30 hours.

In the end, Felix overcame his fear of the safety suit, and he completed the jump.

Felix proved that being brave isn’t about being fearless. As the famous revolutionary Nelson Mandela once said, “The brave man is not he who does not feel afraid, but he who conquers that fear.”

Vocabulary

Prototypical: normal; classic

fled: ran away; left

skydive: jump out of a plane with a parachute

BASE jumping: jumping from buildings or other unmoving objects with a parachute

stunt: a daring act

freaked out: extremely frightened

invested millions: gave millions of dollars in support of something or someone

fulfilling: making something come true

composure: staying calm

داستان‌های مرتبط:

آیا سطح این داستان انگلیسی برای شما بالا بود؟ پیشنهاد میکنم که داستان‌های کوتاه برای سطح مبتدی را بخوانید:

داستان‌های کوتاه:

نوشته شده در دسته‌ی: داستان

تگ‌ها: داستان واقعی انگلیسی