چاق، بیمار و تقریبا مرده

نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 20 آبان 1395

یکی از مشکلات عمده‌ی دنیای فعلی، روی آوردن مردم به عادات بد غذایی است. این‌قدر زندگی سریع شده است که دیگر مردم حال و حوصله‌ی درست کردن غذای مناسب ندارند. آمریکایی‌ها بدترین عادات تغذیه‌ای را بین تمامی کشورها دارند. به‌عنوان‌مثال تنها ۵ درصد مواد غذایی روزانه‌شان از میوه‌ها و سبزیجات، که برای سلامتی بدن بسیار ضروری است، تشکیل می‌شود. بنابراین مردم آمریکا، معمولاً از مشکلات تغذیه‌ای زیادی مثل اضافه‌وزن رنج می‌برند. خیلی از ما میدانیم که عادت‌های غذایی‌مان ناسالم است. مثلاً میدانیم نوشابه ضرر دارد. اما بااین‌حال به نوشیدن آن ادامه می‌دهیم. انگار که به این عادات نامناسب غذایی معتاد شده‌ایم. بااین‌وجود افرادی نیز هستند که برای سلامتی‌شان، تصمیم قاطعی در این زمینه می‌گیرند و موفق به پیاده‌سازی آن می‌شوند.

شما برای حفظ سلامتی خود حاضرید تا کجا پیش بروید؟ اصلاً به آن فکر می‌کنید؟

نکته اول:

ابتدا می‌توانید یکی دو بار به‌صورت تفننی این داستان را به‌صورت صوتی یا تصویری ببینید. اما برای یادگیری زبان انگلیسی بایستی تکنیک‌های سایه و استراتژی‌های گفته‌شده در نوشته‌ی پنج استراتژی برای تقویت مکالمه را روی این داستان پیاده‌سازی نمایید.

نکته دوم:

این داستان را میتوانید در اپلیکیشن اندرویدی زبانشناس (پکیج داستان واقعی)، به همراه امکانات جانبی بسیار خوب آن بخوانید.

=================

فایل صوتی داستان با سرعت نرمال:

دانلود فایل صوتی

متن انگلیسی فایل صوتی فوق در انتهای همین نوشته قرار دارد.

چاق، بیمار و تقریباً مرده

جو کراس فردی چاق، بیمار و تقریباً مرده بود. او یک کاسب‌کار موفق و بسیار پولدار بود، ولی بدنش در حال فروپاشی بود. او دارای اضافه‌وزن زیادی بود، انرژی بسیار پایینی داشت و به یک بیماری نادر به نام اورتیکاریا (کهیر یا بدن خارش) دچار بود. این بیماری موجب ایجاد خارش‌‌هایی دردناک در تمام بدن او می‌‌شد. او از سال‌‌ها رنج بردن از بیماری‌‌ها و مشکلات بسیار در سلامتی‌‌اش، به ستوه آمده بود. و مجبور بود تا هرروز انواع مختلفی از داروها را برای بیماری‌‌هایش مصرف کند. او به آخرین حد تحملش رسیده بود و دیگر نمی‌‌توانست این وضعیت را تاب بیاورد. او از چاق بودن و بیمار بودن خسته شده بود، و نمی‌‌خواست بمیرد. او ظاهر بسیار بدی پیدا کرده بود، و از همه مهم‌تر، حس و حال بدی داشت. او می‌‌خواست تا مجدداً احساس سلامتی کند، بنابراین، تصمیم گرفت تا اقدامی جدی انجام دهد. او تصمیم گرفت که یک رژیم آبمیوه‌‌ای یا عصاره‌‌ای دوماهه (two-month juice fast) بگیرد، به مدت ۶۰ روز، هیچ غذایی نخورد و تنها آب‌میوه و سبزیجات تازه بنوشد. این تصمیم، زندگی خودش و زندگی بسیاری از کسانی که در مسیر این راه، با آن‌‌ها ملاقات داشت، را متحول کرد.

مردم به عادات بد غذایی روی آورده اند و علاقه ی زیادی به غذاهای کم ارزش پیدا کرده اند.

جو یک استرالیایی است، ولی تصمیم گرفت تا این رژیم آبمیوه‌‌ای را در آمریکا بگیرد. جو عاشق آمریکا و تمامی آن غذاهای چرب‌وچیلی و لذیذ آمریکایی بود. او می‌‌دانست که احتمالاً عوامل وسوسه‌‌کننده‌‌ی وی، در همه جای این کشور وجود و حضور داشتند، ولی می‌‌خواست تا این چالش را انجام دهد. جو تصمیم گرفت تا در طول این دوره‌‌ی رژیمش به دور آمریکا سفر کند و با آمریکایی‌‌ها درباره‌‌ی رژیم غذایی و آبمیوه‌‌ای صحبت کند. او می‌‌خواست که تجربیاتش را با دیگران به اشتراک بگذارد، بنابراین یک فیلم‌بردار را نیز با خود در این سفر به همراه برد و فیلمی را به نام «چاق، بیمار و تقریباً مرده» ساخت.

جو رژیمی دوماهه گرفت که در طول آن فقط آب میوه بخورد.

پس از مدت کوتاهی، جو شروع به از دست دادن وزن و دستیابی به حسی عالی نمود. او دستگاه آب‌میوه‌گیری‌اش را نیز در این مسیر با خود برده بود و در عقب ماشینش به آب‌میوه‌گیری می‌‌پرداخت. جو در طول این مسیر توقف می‌‌کرد و درباره‌‌ی چیزهایی که مردم می‌‌خوردند با آن‌‌ها صحبت می‌‌کرد. جو درباره‌‌ی رژیم آبمیوه‌‌ای خودش به آن‌‌ها می‌‌گفت. برخی از مردم فکر می‌‌کردند که او دیوانه است، ولی غالب افراد از صحبت کردن با او خوششان می‌‌آمد. جو از آن نوع آدم‌‌هایی بود که هرجایی می‌‌رفت دوستانی برای خودش پیدا می‌‌کرد. او درباره‌‌ی افراد قضاوت نمی‌‌کرد و یا به آن‌‌ها نمی‌‌گفت که دارند به شیوه‌‌ی غلطی غذا می‌‌خورند، و فقط درباره‌‌ی کاری که خودش داشت انجام می‌‌داد و از حس سلامتی‌‌ای که از نوشیدن آبمیوه می‌‌یافت با آن‌‌ها حرف می‌‌زد. آمریکایی‌‌ها عاشق غذاهای ناسالم و کم‌‌ارزش (junk food = غذاهای دارای ارزش تغذیه‌‌ای پایین) هستند. اغلب افرادی که جو با آن‌‌ها صحبت می‌‌کرد می‌‌دانستند که این غذاهای ناسالم به آهستگی و به‌تدریج آن‌‌ها را به سمت مرگ سوق می‌‌دهند، ولی امید و میل چندانی به ترک آن‌‌ها و برخورداری از زندگی طولانی نداشتند. آن‌‌ها می‌‌دانستند که این غذاها ناسالم هستند، ولی به چربی، شیرینی و شوری معتاد شده بودند. بسیاری از آن‌‌ها می‌‌گفتند که انتظار ندارند عمری طولانی داشته باشند، ولی شیوه‌‌ی زندگی‌‌شان همین است. آن‌‌ها آگاه بودند که شیوه‌‌ی کنونی غذا خوردنشان ناسالم است، ولی در تغییر دادن این شرایط احساس ناتوانی می‌‌کردند.

جو توانست احساسات مردم را در این رابطه دریابد. بیشتر آمریکایی‌‌ها نیازمند خوردن خوراک‌‌هایی مقوی‌‌تر و مغذی‌‌تر بودند، ولی همه‌چیز غذا صرفاً به تغذیه و قوت مربوط نمی‌‌شود. غذا فرهنگ است. غذا تشکیل‌دهنده‌ی بخش بزرگ و مهمی از شیوه‌‌ی زندگی ما است. ما روزمان را با غذا آغاز می‌‌کنیم. در میانه‌‌ی روز در فعالیت‌‌هایمان وقفه می‌‌اندازیم و سر کارهایمان نیز به غذا خوردن می‌‌پردازیم.

و زمانی که پس‌ازآن به خانه می‌‌رویم نیز مجدداً غذا می‌‌خوریم. و واضح است که ما صرفاً برای زنده ماندن غذا نمی‌‌خوریم. برخی از افراد برای ریلکس کردن یا آرام شدن غذا می‌‌خورند. برخی دیگر در هنگام افسردگی برای بهتر شدن حالشان غذا می‌‌خورند. و بیشتر افراد برای برگزاری جشن و مراسم دورهمی به خوردن می‌‌پردازند. غذا خوردن تشکیل‌‌دهنده‌‌ی بخش عمده‌‌ای از مهمانی‌‌ها، تعطیلات و جشنواره‌‌های ما است. و از همه مهم‌تر آن‌که غذا چیزی است که ما با دوستان و خانواده‌‌مان در آن سهیم و شریک می‌‌شویم. ما با کسانی که دوستشان داریم به غذا خوردن می‌‌پردازیم. غذا تا آن اندازه به بخشی مهم از فرهنگ ما تبدیل شده که اعمال تغییرات بزرگ در ارتباط با آن برای مردم کاری دشوار محسوب می‌‌شود. ولی تمامی افرادی که جو ملاقاتشان کرد تا این اندازه در تغییر خود ناتوان نبودند. او افرادی را نیز دید که آماده‌‌ی تغییر غذاهایشان و متحول ساختن زندگی‌‌هایشان بودند.

یکی از آن افراد، یک راننده‌‌ی کامیون به نام فیل استیپل بود. فیل نیز به‌مانند جو فردی چاق و نزدیک به مرده محسوب می‌‌شد. و او نیز مجبور بود تا برای همان بیماری نادر یعنی اورتیکاریا دارو مصرف کند. او ۱۹۵ کیلوگرم وزن داشت و بیشتر شبیه یک خرس عظیم‌‌الجثه بود تا آدم. او آن‌قدر چاق شده بود که دچار دردهای بدی از این بابت شده بود. کمر و پشتش درد می‌‌کرد، و زانوها و پاهایش نیز دچار آسیب و درد شده بودند. او مجبور به حمل وزن بسیار زیادی بود و درنتیجه به‌زحمت می‌‌توانست راه برود. او یک راننده‌‌ی کامیون بود، بنابراین، بیشتر اوقات روزانه‌‌اش را در حال نشستن پشت فرمان و رانندگی کردن سپری می‌‌کرد. تنها پیاده‌‌روی‌‌ای که می‌‌توانست انجام دهد فاصله‌‌ی کوتاهی در میان کامیونش تا رستوران توقفگاه کامیون‌‌ها بود که در آنجا نیز به خوردن غذاهای چرب و ناسالم موردعلاقه‌اش می‌‌پرداخت. حتی همین فاصله‌‌ی کوتاه از پیاده‌‌روی نیز برای او بسیار دردناک بود. او آن‌قدر چاق بود که نمی‌‌توانست با بچه‌‌هایش بازی کند و از بابت ظاهرش در مقابل آن‌‌ها خجالت می‌‌کشید.

فیل حدوداً چهل سال بیشتر نداشت، ولی دکترها به او گفته بودند که اگر به این سبک زندگی ناسالمش ادامه دهد، مرگی قریب‌‌الوقوع انتظارش را می‌‌کشد.

جو به فیل آموزش داد که چگونه رژیم آبمیوه‌‌ای بگیرد، و پس‌ازآنکه فیل این رژیم را آغاز کرد شروع به وزن کم کردن و تسکین دادن دردهایی نمود که در تمام بدنش آن‌‌ها را احساس می‌‌کرد، و در طول ۶۰ روز، ۴۴ کیلوگرم وزن از دست داد.

او از این موضوع احساس خوبی پیدا کرده بود، ولی قصد دست کشیدن از آن را نداشت. او نیازمند آن بود تا دوباره غذا خوردن را شروع کند، ولی نه به سبک آن رژیم غذایی معمول آمریکایی‌‌ها. آمریکایی‌‌ها به‌طور متوسط ۳۰ درصد گوشت، ۶۰ درصد غذاهای فراوری‌شده، ۵ درصد حبوبات و غلات، و تنها ۵ درصد میوه‌‌ و سبزیجات تازه می‌‌خورند. ۹۰ درصد گوشت و خوراک‌‌های فراوری‌شده نیز به دلیل بیش‌ازاندازه پخته شدن، بخش زیادی از مواد مغذی‌‌شان را از دست می‌‌دهند. این رژیم، آمریکایی‌‌ها را به یکی از ناسالم‌ترین و اضافه‌‌وزن‌‌دارترین مردمان جهان تبدیل کرده است. غالب مواد مغذی‌‌ای که ما برای سالم نگاه‌داشتن بدنمان به آن‌‌ها نیازمندیم در میوه‌‌ها و سبزیجات هستند، ولی آمریکایی‌‌ها مقدار بسیار اندکی از این خوراک‌‌های سالم را مصرف می‌‌کنند. بدون مصرف این مواد مغذی، افرادی نظیر فیل موجب شکل‌‌گیری عوارضی گوارشی و مشکلاتی خونی در خودشان، و درنهایت دچار شدن به حملات قلبی و یا سرطان خواهند گردید. ۵ درصد میوه‌‌جات و سبزیجات تازه‌‌ای که آمریکایی‌‌ها به‌طور متوسط می‌‌خورند، اصلاً مقداری کافی نیست.

میوه و سبزیجات جایگاه اصلی اش را از سبد غذایی مردم از دست داده است.

فیل و جو، این ۵ درصد را در طول رژیم آبمیوه‌‌ای شصت‌روزه‌شان به ۱۰۰ درصد رساندند.

آن‌‌ها بدن‌‌هایشان را با مقادیری بالا از مواد مغذی، فوق اشباع ساختند تا به مداوای سریع خودشان کمک کنند، ولی آن‌‌ها می‌‌دانستند که این تازه اول راه است. گرفتن یک رژیم آبمیوه‌‌ای، راه‌حلی سریع و نهایی نبوده است، بلکه این صرفاً روشی برای کمک به مداوای سریع بدن‌‌هایشان بوده است. آن‌‌ها می‌‌بایستی برای سلامت باقی ماندن، تغییراتی ماندگار را در نحوه‌‌ی قبلی خوردوخوراکشان و شیوه‌‌ی زندگی پیشینشان اعمال کنند. پس‌ازاین رژیم، آن‌‌ها هر از چند گاهی از آن غذاهای ناسالم نیز می‌‌خوردند، ولی عمدتاً بر خوردن میوه‌‌ها و سبزیجات تازه تمرکز کرده بودند. هردوی آن‌‌ها اکنون از سلامتی بیشتری برخوردارند و چند بار در هر سال، رژیم‌‌های آبمیوه‌‌ای کوتاه ده‌روزه نیز می‌گیرند.

آن‌‌ها دیگر برای اورتیکاریا و سایر بیماری‌‌هایشان دارو مصرف نمی‌‌کنند. آن‌‌ها حالا دارای کلسترول‌‌ و فشارخون پایین‌تری هستند و از انرژی بیشتری برخوردارند. هردوی آن‌‌ها هم از درون و هم از بیرون سالم‌تر شده‌‌اند، ولی فیل بیشترین بهبودی‌‌ را حاصل کرده است. او پس از رژیم دوماهه‌‌اش و سپس عمدتاً خوردن میوه‌‌ها و سبزیجات به مدت شش ماه، اکنون از یک خرس عظیم‌‌الجثه‌‌ی ۱۹۵ کیلوگرمی به مردی صرفاً ۱۳۵ کیلوگرمی تبدیل شده است. زمانی که او این رژیم را آغاز کرد، حتی پیمودن مسافتی کوتاه به‌صورت پیاده برایش کاری دردناک و دشوار بود. او آن‌قدر چاق بود که از مواجهه با فرزندانش شرمسار می‌‌شد. ولی حالا او با پسرش می‌‌دود و فوتبال بازی می‌‌کند. فیل شغل رانندگی کامیون را کنار گذاشته و اکنون، کارگاه‌‌هایی را برای الهام‌‌دهی به افراد در جهت تغییر نحوه‌‌ی خوردوخوراکشان و همچنین متحول ساختن زندگی‌هایشان برگزار می‌‌کند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه، فیلم جو به نام «چاق، بیمار و تقریباً مرده» را ببینید.

مطالب تکمیلی:

برای خرید درسنامه‌های مختلف این درس، از جمله درسنامه‌های مکالمه و گرامر، به این صفحه وارد شوید.
منبع داستان: وبسایت Deep English . com

متن انگلیسی داستان:

FAT, SICK AND NEARLY DEAD

Joe Cross was fat, sick and nearly dead. He was a successful businessman with lots of money, but his body was falling apart. He was very overweight, his energy was terrible, and he had a rare disease called Urticaria. This disease caused him to have painful rashes all over his body. After suffering with many health problems for years, he had enough. Every day he took many types of medicine for his health problems. He reached his limit and couldn’t take it anymore. He was tired of being fat. He was tired of being sick. And he didn’t want to die. He looked bad, and more importantly, he felt bad. He wanted to feel healthy again, so he decided to take drastic action. He decided to go on a two-month juice fast. He ate no food and only drank fresh fruit and vegetable juice for 60 days. This decision transformed his life and the lives of many people he met along the way.

Joe is an Australian, but he decided to do his juice fast in America. Joe loved America and all the greasy, fatty delicious American food. He knew that temptation would be everywhere, but he wanted the challenge. Joe decided to travel around America during his fast and talk to Americans about food and juice fasting. He wanted to share his experience, so he brought a cameraman with him and made a movie called Fat, Sick and Nearly Dead.

After a short time, Joe began losing weight and feeling great. He took his juice machine with him on the road, making juice out of the back of his car.

Along the way, Joe stopped and talked to people about what they were eating.

Joe told them about his juice fast. Some people thought he was crazy, but most people liked talking to him. Joe was the kind of guy that made friends wherever he went. He didn’t judge people or tell them they were eating wrong.

He just talked to them about what he was doing and how he was feeling healthier from drinking juice. Americans love junk food. Most of the people Joe talked to knew that these junk foods were slowly killing them, but they had no hope. They knew it wasn’t healthy, but they were addicted to the fat, addicted to the sugar, and addicted to the salt. Many of them said they didn’t expect to live long, but this was their way of life. They knew that the way they were eating was unhealthy, but they felt powerless to change.

Joe understood how these people felt. Most Americans need to eat more nutritious foods, but food isn’t just nutrition. Food is culture. Food is a big part of how we live our lives. We start our day with food. We take a break in the middle of the day and eat at our jobs.

And then we go home and eat again. And of course, we don’t just eat to live.

Some people eat to relax. Other people eat to feel better when they are sad.

And most people eat to celebrate. Food is a big part of parties, holidays, and festivals. Most importantly, food is something we share with our friends and family. We eat with the people we love. Food is so much a part of culture; it’s hard for people to make big changes. Not everyone Joe met felt powerless.

He met some people that were also ready to change their food and change their lives.

One of those people was Phil Staples, a truck driver. Like Joe, Phil was fat, sick, and nearly dead. And he also had to take medicine for the same rare disease: Urticaria. He was 195 kg. He was a big bear of a man. He became so fat that he was in terrible pain. His back hurt. His knees hurt. His legs hurt. He was carrying so much weight that he could barely walk. He was a truck driver, so he spent most of the day sitting and driving. The only walking he could do was the short distance from his truck to the truck stop restaurant where he ate his greasy junk food. Even this short walk was very painful. He was so fat that he couldn’t play with his kids and was ashamed for them to see him.

Phil was only about 40 years old, but the doctors told him that if he continued his unhealthy lifestyle, he would die an early death.

Joe taught Phil how to do a juice fast, and after Phil got started, he began to lose weight and lose the pain he was feeling all over his body. In 60 days he had lost 44 kg.

He felt great, but he didn’t want to stop. He needed to start eating food again, but not the typical American diet. The average American eats 30 percent meat, 60 percent processed foods, 5 percent whole grains, and just 5 percent fresh fruits and vegetables. The 90 percent of meat and processed foods are so overcooked that most of the nutrition is lost. This diet has made Americans some of the most unhealthy and overweight people in the world. Most of the nutrients that we need to keep our bodies healthy is in fresh fruits and vegetables, but Americans eat very little of these healthy foods. Without these nutrients, people like Phil develop digestion problems, blood problems, and eventually have heart attacks or get cancer. The 5 percent of fresh fruits and vegetables that the average American eats is just not enough.

Phil and Joe brought that 5 percent to 100 percent during their 60-day juice fast.

They supercharged their bodies with a large amount of nutrients to help them heal quickly, but they knew that it was only the beginning. Doing a juice fast wasn’t a quick fix. It was just a way to help their bodies heal quickly. To stay healthy, they had to make permanent changes to the way they ate and lived their life. After the fast, they still ate the occasional junk food, but they focused on mainly eating fresh fruits and vegetables. They both are now much healthier and do short 10-day juice fasts a few times a year.

They no longer have to take medicine for their Urticaria and other health problems. They have lower cholesterol and lower blood pressure and more energy. They both have become healthy on the inside and outside, but Phil made the biggest improvement. After his two-month fast and then about six months of eating mainly fruits and vegetables, he went from being a big bear of a man at 195 kg to only weighing 135 kg. When he started his fast it was painful and difficult for him to walk even a short distance. He was so fat; he was ashamed to see his children. Now he runs and plays football with his son. Phil quit his job as a truck driver and now gives workshops inspiring other people to also change their food and change their life. Check out Joe’s movie, Fat, Sick and Nearly Dead to learn more.

داستان‌های مرتبط:

آیا سطح این داستان انگلیسی برای شما بالا بود؟ پیشنهاد میکنم که داستان‌های کوتاه برای سطح مبتدی را بخوانید:

داستان‌های کوتاه:

نوشته شده در دسته‌ی: داستان

تگ‌ها: داستان بلند انگلیسی