در این درس در رابطه با پول، شکل و شمایل گذشته و حال آن، بخت آزمایی ها و اینکه پول چه تاثیری میتواند بر خوشحالی انسان‌ها داشته باشد، صحبت می‌شود.

نکته اول:

ابتدا می‌توانید یکی دو بار به‌صورت تفننی این داستان را به‌صورت صوتی یا تصویری ببینید. اما برای یادگیری زبان انگلیسی بایستی تکنیک‌های سایه و استراتژی‌های گفته‌شده در نوشته‌ی پنج استراتژی برای تقویت مکالمه را روی این داستان پیاده‌سازی نمایید.

نکته دوم:

این داستان را میتوانید در اپلیکیشن اندرویدی زبانشناس (پکیج مگاداستان)، به همراه امکانات جانبی بسیار خوب آن بخوانید.

=================

فایل صوتی داستان با سرعت نرمال:

دانلود فایل صوتی

متن انگلیسی فایل صوتی فوق در انتهای همین نوشته قرار دارد.

پول بر شاخه درخت سبز نمی شود

معنای عبارت انگلیسی money does not grow on trees روشن است. نمی توانیم پول بیشتری بکاریم و به دست آوریم. ما باید در ازای آن کار کنیم، پس نباید آن را هدر دهیم. درست است. پول بر شاخه درخت سبز نمی‌شود، اما شاید برخی گیاهخواران و وگان‌ها (طرفداران حقوق حیوانات) در انگلستان آرزو کنند که ای کاش اینطور می‌شد. آنها از این واقعیت که اسکناس‌های 5 پوندی جدید چربی حیوانی دارند، خشمگین هستند.

اسکناس‌های ۵ پوندی انگلستان حاوی مواد حیوانی بودند.

داگ ماو از اسکناس جدید که برای طرفداران حقوق حیوانات ناخوشایند است، خشمگین شده است. او برای اعتراض به اسکناس جدید شروع به جمع آوری طوماری از امضا نموده و تاکنون ۱۲۰۰۰۰ امضا جمع کرده است. ماو ۲۰ سالی است که وگان است. بر خلاف گیاه‌خواران که فقط از خوردن گوشت اجتناب می‌کنند، وِگان ها با استفاده از هر گونه فرآورده‌ی حیوانی از جمله لبنیات، تخم مرغ یا کره مخالف هستند. او می گوید «دلایل من برای وگان بودن کاملا اخلاقی هستند. من می خواستم سبک زندگی‌ام مثبت باشد و اگر عاشق حیوانات باشید نمی‌توانید آن‌ها را بکشید… صنعت لبنیات هم به اندازه صنعت فراورده های گوشتی بد است، پس گیاه‌خواری کافی نیست.»

برخی از رستوران های گیاهی در انگلستان به تازگی از قبول اسکناس ۵ پوندی جدید امتناع می کنند. ماو که یک هندو نیست می گوید حقوق مذهبی نیز در خطر است. گاو در آئین هندو مقدس است. ماو فکر می‌کند دولت انگلیس باید برای هندوهای بریتانیایی که مجاز به تماس با محصولات گاوی مانند چربی حیوانی موجود در این اسکناس نیستند، احترام بیشتری قائل شود. در واقع، برخی از معابد هندو در انگلستان اسکناس پنج پوندی جدید را تحریم کرده‌اند. شورای ملی معابد هندو در بریتانیا گفته است که آنها در پی «جایگزینی آن با اسکناسهای مستقل از کارما» هستند.

برخی از افراد می گویند تا زمانی که کسی نخواسته این اسکناسها را بخورد، گیاهخواران و وگانها باید آرام باشند. پروفسور دیوید سولومون مبتکر اسکناس جدید می‌گوید این بحث و جدل احمقانه است و مقدار ناچیزی چربی حیوانی در این اسکناسها وجود دارد. در حالی که افراد بسیاری، معترضان را به تمسخر و طعنه می‌گیرند، بانک مرکزی انگلیس در برابر فشارها سر تسلیم فرود آورد. آنها گفتند: «این مسئله به تازگی آشکار شده است و بانک مرکزی هنگام عقد قرارداد از آن اطلاعی نداشته است.» آن‌ها در حال حاضر به دنبال یافتن راه حلی جایگزین هستند که از محصولات حیوانی در آن استفاده نمی‌شود.

شکی نیست که حقوق حیوانات می‌تواند احساسات مردم را تحریک نماید. خود پول هم می‌تواند این کار را بکند. پیشینه انسان و پول بسیار طولانی است و اختراع آن نقش مهمی در توسعه جامعه انسانی داشته است. I

در جوامع اولیه مردم به توافق رسیده بودند که استفاده از بعضی چیزها به عنوان پول مفید است. زیرا آن چیزها ذاتا مفید بودند. چیزهایی مثل دام یا نمک را می‌توانستند به عنوان غذا یا برای نگهداری آن استفاده کنند پس طبیعتا از آنها برای مبادله با چیزهای دیگر استفاده می‌شد. اما بعد از گذشت زمان مردم شکلهای دیگری از پول را به کار بردند که هیچ ارزش ذاتی به جز کمیاب بودنشان نداشتند.

آن‌ها از مهره و صدف و بعدها از فلزات گرانبها مانند طلا به عنوان پول استفاده کردند. طلا با وجود زیبایی‌اش، در طول بخش اعظمی از تاریخ ذاتا مفید نبوده است. طلا ارزشمند بود چون مردم به توافق رسیده بودند که این فلز ارزشمند است.

پول در اصل پنداری است که همه ما بر سر آن توافق کرده‌ایم. جوامع اولیه باید از چیزهای کمیاب استفاده می‌کردند تا به این پندار تحقق ببخشند. اگر نتوانید چیزی را به راحتی پیدا کنید یا بسازید، آن چیز ارزشمند می‌شود.

مردم جزیره یاپ در جنوب اقیانوس آرام تا اوایل قرن ۲۰ از سنگ های غول پیکری به عنوان پول استفاده می کردند. این سنگهای دیسک شکل از سنگ آهک و در اندازه متفاوت ساخته شده بودند اما هیچ یک از آنها در جیب جا نمی شوند. قطر بزرگترین آنها ۳۶۰ سانتی متر است و وزن آن به ۸۸۰۰ پوند می رسد.

استفاده از سنگ‌های بزرگ به عنوان پول

این پولِ سنگی به طور طبیعی در یاپ یافت نمی‌شد. بلکه آن را از جزیره‌ای صدها مایل دورتر می‌آوردند. علاوه بر این مسافت طولانی، کنده کاری و تبدیل این سنگ‌ها به دیسک و حمل دوباره آن‌ها به یاپ در قایق‌های کوچک ساخته شده از بامبو کار آسانی نبود. سنگ‌ها را برای سهولت در حمل و نقل به شکل دیسک می‌تراشیدند و سوراخی در وسط آنها تعبیه می شد. دیرکی از جنس بامبو از سوراخها عبور داده می‌شد تا گروه‌هایی از مردان بتوانند آن‌ها را به دوش کشیده و حمل کنند. گاهی اوقات صدها مرد برای حمل سنگ های بزرگ به قایق‌ها و آوردنشان از آنها لازم بود.

کمیاب بودن این سنگها و دشواری حمل آن‌ها به جزیره، همه بخشی از داستانی بود که موجب ارزشمند شدن این سنگها می شد. اگر کسی در هنگام بازگرداندن سنگها به یاپ درمی‌گذشت، ارزش سنگ‌ها افزایش می‌یافت. این سنگ‌ها چنان سنگین بودند که وقتی به یاپ می رسیدند به ندرت از جای خود حرکت داده می‌شدند. آنها برای انجام معاملات بزرگی مانند جهیزیه عروسی و یا پرداخت بدهی‌های سنگین استفاده می‌شدند. اگر چه مالکیت سنگ با هر معامله تغییر می‌کرد، سنگها سر جای اول خود باقی می‌ماندند. هر کس فقط یادش می ماند کدام سنگ به چه کسی تعلق داشت.

این سنگهای غول پیکر بزرگ و سنگین شاید ملموس ترین شکل پول در تاریخ باشند اما از آنجا که این سنگ‌ها هیچ‌گاه به طور فیزیکی دست به دست نمی شدند، به شیوه ای بسیار انتزاعی به کار می‌رفتند. در واقع حتی لازم نبود این سنگ‌ها در جزیره باشند تا بتوان از آنها به عنوان پول استفاده کرد. بیش از صد سال پیش، چند ملوان اهل یاپ هنگام آوردن یک سنگ در طوفان بدی گرفتار شدند. سنگ در اقیانوس فرو رفت و دیگر کسی آن را ندید. ملوانان دست خالی به جزیره بازگشتند، اما همه حرف آنها را باور کردند. آنها توافق کردند که حتی اگر هیچ‌کس نتواند سنگ مفقودی را لمس کند و یا حتی آن را ببینید، هنوز هم آن سنگ می تواند به عنوان پول مورد استفاده قرار بگیرد.

این شبیه به چگونگی استفاده امروزی ما از پول است. ما با استفاده از کارت اعتباری اعداد را از بانکی به بانکی دیگر منتقل می‌کنیم، اما هیچ چیز فیزیکی دست به دست نمی شود. مالکیت اعداد نیز درست شبیه مالکیت سنگ زیر آب روشن است و مردم پندار آن را باور دارند، بنابراین همه کارها جریان پیدا می‌کنند.

استفاده از کارتهای اعتباری به جای پول فیزیکی

با اینکه پول انتزاعی است، قطعا اثر ملموسی بر زندگی ما دارد، اما شاید این اثر به اندازه‌ی انتظارمان نباشد. بر اساس مطالعات انجام شده در آمریکای شمالی، میزان خوشبختی با افزایش حقوق بالا می رود اما این بالا رفتن محدود است. حقوق بیش از ۷۵۰۰۰ دلار در سال به نظر بر برداشت مردم از شادی بی تاثیر است. این منطقی است. ناتوانی در پرداخت هزینه های پزشکی و بهداشتی، غذا یا مسکن شما را غمگین خواهد کرد. اما زمانی که نیازهای اساسی و سطح معینی از آسایش تأمین شود، پول بیشتر باعث شادی بیشتر شما نمی‌شود. این چیزی از اشتیاق مردم برای پولدار شدن کم نمی‌کند و این اشتیاق را می‌توان در محبوبیت افسار گسیخته‌ی بخت آزمایی‌ها دید.

بخت آزمایی‌ها گاهی اوقات مالیات حماقت نامیده می‌شوند زیرا شانس برنده شدن در آنها بسیار کم است. بخت آزمایی‌ها همچنین مالیات کسانی نامیده می شوند که ریاضیشان خوب نیست. شانس برنده شدن در یکی از بخت آزمایی‌های محبوب در آمریکا ۱ در ۱۷۶ میلیون است. احتمال اصابت صاعقه به شما بیش از احتمال برنده شدنتان در بخت آزمایی است.

بخت آزمایی

این مانع از شرکت مردم در آن نمی شود اما ماجراهای ورشکستگی برندگان بخت آزمایی کم نیست. به گفته‌ی نیویورک دیلی نیوز ۷۰ درصد از برندگان بخت آزمایی تمام پول خود را ظرف هفت سال از دست می‌دهند. آنها در نهایت دوستان و خانواده خود را نیز از دست می‌دهند.

جین پارک ورشکسته نشده اما می گوید که برنده شدن در بخت آزمایی زندگی‌اش را به باد فنا داد. پارک در سال ۲۰۱۳ دختر ۱۷ ساله‌ای بیش نبود که به عنوان دستیار اجرایی با درآمد ۸ یورو در ساعت کار می‌کرد. وقتی برنده‌ی یک میلیون پوند و جوانترین برنده بخت آزمایی در انگلستان شد، زندگی‌اش تغییر کرد. برخی از اولین خریدهای او شامل ۵۰ کیف دستی مارکدار، سگی از نژاد چیهواهوا به نام پرینسس، یک خوردوی شاسی بلند بنفش و جراحی زیبایی سینه بودند. تعجبی ندارد که این چیزها چیزی به شادی او اضافه نکرد.

جین پارک برنده بخت آزمایی بزرگ در انگلستان

حالا او می گوید کاش هرگز برنده نشده بود. او گله دارد که مردم فشاری را که بر او وارد می‌شود درک نمی کنند. «من چیزهای مادی زیادی دارم، اما گذشته از اینها زندگی‌ام پوچ است. هدف من در زندگی چیست؟»

یکی از اولین مشکلات او، گریز از کسانی است که او را به خاطر پولش می‌خواهند و جستجوی کسی است که حقیقتا عاشق او باشد. به تازگی او رابطه‌اش را با نامزدش به هم زد، اما آنها احتمالا مشکلات دیگری به جز پول هم داشتند. همه می‌دانند که او سال گذشته قبل از اینکه نامزد سابقش با دوستان خود به تعطیلات برود، فهرست ۲۰ قانون را به او داده بود. قانون شماره ۱۹ که در تویتر دست به دست می‌شد این بود که او باید هر روز در تعطیلاتش تیشرتی به تن کند که چهره نامزدش بر آن نقش بسته است. روی آن تیشرت نوشته بود: «اگر این را می‌خوانی زیادی به نامزد من نزدیک شده ای.»

پارک از زندگی جدید خود به حدی ناراضی است که به تازگی به این فکر افتاده که از شرکت بخت آزمایی شکایت کند. در انگلستان، حداقل سن شرکت در بخت آزمایی ۱۶ سال است، اما پارک معتقد است که افراد زیر ۱۸ سال توانایی کافی برای رفع و رجوع این پول را ندارند. او به یک گزارشگر گفت که کارفرمایان لوتو زندگی او را نابود کرده اند.

البته همه برندگان بخت آزمایی هم از برنده شدن پشیمان نیستند. بر اساس برخی تحقیقات اگر بتوان پول را درست خرج کرد، می‌توان با آن شادی و خوشبختی خرید. به گفته محققان دانشگاه هاروارد افراد پس از خرج کردن پول برای دیگران بیش از زمانی که برای خود پول خرج می‌کنند احساس خوشبختی و شادی می‌کنند. تحقیق همچنین نشان می دهد کسب و کارهایی که به کارمندان اجازه می دهد به جای مدیر عامل شرکت درباره محل صرف مبالغ خیریه تصمیم بگیرند، کارگرانی شادتر و کارآمدتر دارند. و معیار دوم برای خرج کردن پول جهت ایجاد خوشبختی خرید تجربه به جای خریدن اشیا و اجناس است. هیجان آنیِ پس از خریدِ یک گجت جدید طولانی نیست. از سوی دیگر سفر با خانواده و دوستان خاطراتی می‌آفریند که می توانند تا آخر عمر باقی بمانند.

مطالب تکمیلی:

این درس شامل درسنامه‌های متعدد برای یادگیری ناخودآگاه مکالمه و گرامر است که بایستی با وارد شدن به اپلیکیشن زبانشناس آن را مطالعه کنید.
منبع داستان: وبسایت DeepEnglish.com
زبانشناس تنها دارنده مجوز استفاده و نشر محصولات deepenglish در ایران است.

اشتراک در بخش داستان کودکانه

نکته‌ی مهم:

با ثبت‌نام در خبرنامه‌ی ایمیلی زیر، هروقت داستان جدیدی به وبسایت زبانشناس اضافه شد، از طریق ایمیل به شما اطلاعرسانی می‌شود.

متن انگلیسی داستان:

Money Doesnt Grow On Trees

The meaning of the English expression ‘Money doesn’t grow on trees’ is clear. We can’t just grow more money. We have to work for it, so we shouldn’t waste it. It’s true. Money doesn’t grow on trees, but some vegetarians and vegans in the UK maybe wish it did. They’re up in arms about the fact that the new 5-pound note contains animal fat.

Doug Maw is outraged at the new non-vegan friendly money. He started a petition to protest the new note and has collected 120,000 signatures. Maw has been a vegan for 20 years. Unlike vegetarians who only avoid eating meat, vegans are against using any animal products including dairy, eggs or butter. He says, “My reasons for being a vegan are purely ethical. I wanted to live a positive lifestyle and if you love animals you can’t kill them…. The dairy industry is as bad as the meat industry, so it wasn’t enough just to go vegetarian.”

Recently some vegetarian restaurants in the UK have refused to accept the new 5-pound note. Maw who is not a Hindu, says religious rights are also at stake. In the Hindu religion, cows are sacred. Maw thinks that the British government needs to have more respect for British Hindus who are not allowed to come into contact with cow products like the animal fat found in these notes. Indeed, some Hindu temples in the UK have banned the new five-pound note. The UK-based National Council of Hindu Temples has said they are looking forward to their “replacement with ‘Karma free notes.’”

Some people say that unless you’re planning to eat your money, vegetarians and vegans should relax. Inventor of the new note, Professor David Solomon says the controversy is stupid, and there are trivial amounts of animal fat in the notes. While many are scoffing at the protesters, the Bank of England has caved to the pressure. They said, “This issue has only just come to light, and the Bank did not know about it when the contract was signed.” They are now working on a replacement solution that does not use animal products.

There is no doubt that animal rights can stir people on an emotional level. Money itself can do this, too. Humans have had a long history with money, and its invention has been critical to the development of human society.

In early societies, people agreed that certain things were useful as money because those things were inherently useful. Things like livestock or salt could be used for food or to preserve food, so using them to trade for other things was natural. But other times, people chose forms of money that had no inherent value, except for the fact that they were rare.

Early societies have used beads and shells and later precious metals like gold as money. Besides looking pretty, throughout much of history, gold hasn’t been inherently useful. It was valuable because people agreed it was valuable.

At its core, money is a fiction that we all agree on. Early societies needed to use things that were rare to help make the fiction of money a reality. If you couldn’t easily find it or make it, it was valuable.

The people of the island of Yap in the South Pacific used giant stones as money until the early 20th century. These disc shaped stones were made from limestone and vary in size, but none of them will ever fit in your pocket. The biggest ones are 3.6 meters in diameter and weigh up to 8,800 pounds.

This stone money is not naturally found on Yap. It has been brought from an island hundreds of miles away. In addition to the distance, carving these stones into discs and transporting them back to Yap on small boats made from bamboo was no easy feat. To make them easier to transport, the stones were carved into disc shapes with a hole in the middle. A bamboo pole was put through the hole so groups of men could carry it on their shoulders. Sometimes hundreds of men were necessary to transport the huge stones to and from the boats.

The rarity of these stones and the difficulty of bringing them home was all part of the story that made them valuable. If someone died during the journey home, the stones would increase in value. Back home these stones were so large that once they made it to Yap, they seldom moved. They were used for large transactions such as a wedding dowry or payment of large debts. Although the ownership of the stone would change with every transaction, the stones would stay where they were. Everyone would just remember who owned which stone.

Being so big and heavy, these mammoth stones were perhaps the most concrete form of money in history, but since the stones never physically changed hands, they were used in a very abstract way. In fact, they didn’t even have to exist on the island to be used as money. Over a hundred years ago, some sailors from Yap were bringing a stone home when a bad storm struck. The stone fell into the ocean and was never seen again. The sailors returned home empty handed, but everyone took them at their word. They agreed that the lost stone still could be used as money even though no one could touch it or even see it.

This is similar to how we use money today. We transfer numbers from one bank to another using credit cards, but nothing physical ever changes hands. Just like ownership of the underwater stone, ownership of the numbers is clear, and people believe in the fiction, so everything works.

While money is abstract, it certainly has a concrete effect on our life, but maybe not as much as we would expect. According to studies on North Americans, happiness levels rise as salaries rise, but there is a limit. Salaries over $75,000 a year do not seem to affect people’s perceptions of happiness. This makes sense. Not being able to pay for health care, food or a roof over your head will make you unhappy. But once basic needs and a certain level of comfort are taken care of, more money doesn’t make you happier. This hasn’t dampened people’s desire to strike it rich, which can be seen in the wild popularity of lotteries.

Lotteries are sometimes called a stupidity tax because the chances of winning are so slim. Lotteries have also been called a tax on people bad at math. For one popular US lottery, the odds of winning are 1 in 176 million. You are 20,000 times more likely to get hit by lightning than win this lottery.

This doesn’t stop people from playing, but there are lots of stories of winners going broke. According to the New York Daily News, 70 percent of lottery winners lose all their money within seven years. They also end up losing friends and family too.

Jane Park isn’t broke, but she does say that winning the lottery ruined her life. In 2013, Park was just a 17-year-old girl working as an administrative assistant earning 8 euros an hour. Her life changed when she won 1 million pounds and became the youngest lotto winner in the UK. Some of her first purchases included 50 designer handbags, a Chihuahua named Princess, a purple SUV, and breast enhancement surgery. It’s no surprise that these things didn’t add to her happiness.

She now says that she wishes she never won. She complains that people don’t understand the stress that she is under. “I have material things, but apart from that my life is empty. What is my purpose in life?”

Avoiding gold diggers and finding people who love her for who she is is one of her top complaints. She recently broke up with her boyfriend, though they probably had more problems than just money. She famously gave her ex a list of 20 rules before he went on vacation with his friends last year. Rule number 19 delivered via Twitter demanded that he wear a t-shirt with her face on it every day while on vacation. The shirt said, “If you are reading this – you are too close to my boyfriend.”

Park is so unhappy with her new life that she was recently considering suing the lottery company. In the UK, 16 is the minimum age to play the lottery, but Park believes that people under 18 aren’t responsible enough to handle the money. She told one reporter that the Lotto bosses have ruined her life.

Of course, not all lottery winners regret winning. And according to some research, money can buy happiness if you spend it right. According to researchers at Harvard, people report much higher levels of happiness after spending money on others versus spending the money on themselves. Similarly, research also shows that businesses that allow employees to choose charities rather than the CEO choosing where to give money have happier and more effective workers. And the second criteria for spending money in a way that creates happiness is buying experiences rather than buying things. The rush of excitement after buying a new gadget doesn’t last long. A trip with your family and friends, on the other hand, will create memories that can last a lifetime.

تالار گفتگوی زبانشناس

تالار گفتگوی زبانشناس افتتاح شد.

در این تالار می‌توانید در رابطه با مطلب حاضر در این صفحه، نظر دهید؛ سوالات خود را درباره‌ی زبان انگلیسی مطرح کنید؛ و از همه مهمتر، با استفاده از تجربیات خود به دیگران کمک کنید.

برای اظهار نظر در این نوشته، روی دکمه‌ی ادامه‌ی بحث کلیک کنید.

داستان‌های مرتبط:

آیا سطح این داستان انگلیسی برای شما بالا بود؟ پیشنهاد میکنم که داستان‌های کوتاه برای سطح مبتدی را بخوانید:

داستان‌های کوتاه:

نوشته شده در دسته‌ی: داستان