چرا مقایسه در زبان مخربه؟

مقایسه یه سمه

مقایسه کردن سریع ترین راه برای افسردگیه.

۱- ناعادلانه ست

مقایسه نقطه ضعفت با نقطه قوت دیگران واقعا ناعادلانه ست. مثلا چون تو نمیتونی به روونی رفیقت صحبت کنی و دائما خودت رو باهاش مقایسه میکنی. شاید مکالمه نقطه ضعف تو باشه، ولی تو مهارتهای دیگه‌ای داری که ممکنه از خیلیا بهتر باشه.

آیا واقعا میخوای دقیقا مثل اون شخص بشی؟

ممکنه تو یه مهارت طرف رو ببینی، و بگی کاشکی مثل اون شخص بشم. ولی همون شخص ممکنه نقاط ضعف خیلی زیادی در مهارت‌هاش داشته باشه. شاید بهتره فقط یه مهارتت رو شبیهش کنی.

با یه نفر خودت رو مقایسه کن

تو حق داری خودت رو با یه نفر مقایسه کنی، و اون شخص فقط تویی. سه ماه پیش نمیتونستی یه کتاب رو بخونی اما حالا که بازش میکنی راحت‌تر متوجهش میشی. قبلا نمیتونستی با کسی مکالمه ی پایه داشته باشی اما حالا میتونی. اینا رو به خوبی ببین و قدردانشون باش. همیشه از قبل سعی کن بهتر بشی. درجا زدن واسه تو نیست…

تو اینترنت هرچی میبینی خفن نیست

خیلی ساده‌ست که خودت رو با سایر اشخاص تو این محیط مقایسه کنی.اما بدون چیزی که تو این صفحات آپلود میشه با واقعیت کم و بیش فاصله داره. مثلا اگه من در کلیپی بدون تپق حرف میزنم دلیل بر این نیست که من اصلا سوتی نمیدم. من بهترین ورژن رو منتشر میکنم تا مخاطبین وقتشون هدر نره و لذت ببرن.

زمان رو در نظر بگیر

خیلی سادست اسیر مقایسه با دیگران بشی. اما ممکنه طرفی که خودتو باهاش مقایسه میکنی سالها در اون زمینه تجربه داشته باشه.پس صبور باش و توام تجربه‌ت رو مثل اون شخص بالا ببر.

اشتباه من

من با قدرت میگم که نباید خودتون رو با کسی مقایسه کنید، چون من خودم قربانی مقایسه کردن خودم با افراد زیادی در اینترنت بودم. من همیشه عاشق طراحی بودم، حتی استعدادمم خوب بود، اما متاسفانه با مقایسه کردن خودم با دیگران طراحی رو گذاشتم کنار و ازش خسته شدم.

تجربه تو چیه؟

آیا توهم این اشتباه رو داشتی؟

خودت رو با کی و در چه زمینه‌ای مقایسه میکردی؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن