چرا همش کم میارم و نمیتونم ادامه بدم؟

چرا اینجوریه؟؟؟

مطمئنا تصمیم گرفتی زبان بخونی یا یه مهارتی یاد بگیری، ده روز خوندی و یهو دیدی که دیگه حسش رفت. حالا مزخرف‌ترین دلیل هم پیدا بشه بهش بله میگی تا بیخیال خوندن یا تمرین کردن بشی. از دیدن سریال و فیلم بگیر، تا چک کردن اینستاگرام و چت با صغری و جعفر.

اما تفاوت همینجا رقم میخوره. درست همینجا که تو جا زدی. کسی که تو این نقطه ادامه بده برنده‌ست.

ساخت عادت

حتما شنیدی که ساخت یه عادت ۲۱ روز زمان میبره. هرچند این چرت و پرته و از هر شخصی به شخص دیگه متفاوته. برخی از عادات هستند که راحت میشه حذفشون کرد و تبدیل به یه عادت بهتر بشن و برخی هم هستند که آدم دو سال خودشو میکشه ولی همچنان میبینی نمیشه تغییرش داد. دلیل این موضوع اینه که برخی از این عادات در ناخودآگاه ما نشسته…

کل کارهای روزت رو بنویس

ببین یه چیزی اون وسط هست که داره یه بلایی سر برنامه‌ت میاره. یه چیزی که باید مدنظر قرار بدی اینه که نباید خدای اراده باشی تا حذفش کنی، بلکه باید حذفش کنی. جمله رو داشتی؟

چیزی که باعث شده به برنامه‌ت نرسی رو حذف کن، محدود کن. برای محدود کردن میتونی از اپلیکیشن Forrest استفاده کنی.

کارهایی که بیخود هستند رو پیدا کن و تا جای ممکن محدودشون کن تا فضا واسه پیچوندن کمتر بشه.

پروسه رو فان کن

بارها شده که من دایرکت بگیرم که من بعد دو روز بیخیال شدم یا فلان شد نرسیدم انجام بدم و ….یکی از دلایلش میدونی چیه؟

تو حالت از زبان بهم میخوره. آره حالت بهم میخوره. از خود زبان نه ها…بلکه از اون منبعی که استفاده میکنی. به هرحال یه چیزی رو برداشتی که بخونی، مگه نه؟ حالا من یه چی بذار بهت بگم. فرض کن یه منبع انتخاب کنی که دیوونت کنه. اونقدر برات الهام بخش باشه که نتونی بیخیالش بشی. چیزی که حال بده چرا باید گذاشت کنار؟

بی برنامه نباش – ایجاد نیاز کن

فرض کن زبان اعتیاده و تو معتادشی ( اعتیاد خوب).

اگه هر روز بهت زبان نرسه، سر درد میگیری، اذیت میشی، بدنت درد میگیره، به زمین و زمان بد و بیراه میگی. خب چرا این عذاب رو به جون بخری وقتی میدونی هر روز ساعت چهار قراره چند میلی دقیقه مواد بره تو گوشات؟ میفهمی چی میگم؟

هر روز یه تایمی رو بذار برای مطالعه. راس اون ساعت باید پای درس باشی. نباشی بدنت درد میگیره.

سفت و شل کن

درکت میکنم. یه هفته مثل بنز بودی و روزی دو ساعت میخوندی ولی الان شدی پراید مدل ۸۳ شصت میلیلونی…. خب اینجاست که باید انعطاف پذیر باشی. روزایی که وقت بیشتری داری، انرژی بیشتری داری.، زبان زیاد بخون. وقتی که انرژیت کمه مثلا بیست دقیقه بخون. اگه روزای پر انرژی کتاب و پادکست و فیلم میدی. حالا فقط یکم با توجه به حست کتاب بخون یا پادکست گوش بده…

با یه نفر شرط ببند

اگه مثل منی و پول از حسابت میره دوتا از رگ‌های قلبت میگیره، چطور شرط یکطرفه ببندی؟

به دوستت بگو هر روزی که نخوندم بهت پونصد هزار تومن میدم. حالا جرات داری نخون.

بعدا که زبان یادگرفتی کلی از اون پونصد هزار تومنیا به دست میاری. قول میدم.

(حساب بانکی وی جوک سال بود)

با دوستات بخون

برخی آدمها هستند واسه اینکه جلوی بقیه کم نیارن، خودشونو به زور بیدار میکنن میرن سرکوچه منتظر رفیقشون تا باهم برن پارک بدوئن. هر روز صبح جفتشون تو ذهنشون میگن اگه نرم طرف علاف میشه یا جلوش ضایع میشم. این باعث میشه که هر روز باهم برن پارک. پس یه رفیق پایه پیدا کن. باهم شاید زبان بخونید وضعیتتون بهتر بشه. من خودم تو تالار زبانشناس خیلی با دوستان خوب پیش رفتم. دمشون گرم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن