وقتی که اقیانوس آرام باشد و هیچ مانعی سر راه نباشد، خیلی ساده میتوانیم به اهدافمان برسیم. اما اگر از لحاظ فکری آماده نباشیم، درست وقتی که امواج دریا کمی تکان بخورد و قایقمان را اینطرف و آنطرف ببرد، خودمان را میبازیم و نمیتوانیم موقعیت بوجود آمده را کنترل کنیم. و اینجاست که دست از رسیدن به اهدافمان بر می‌داریم.

اگر این نوشته را می‌خوانید، یادگیری زبان انگلیسی یکی از اهدافی است که احتمالاً هنوز موفق به رسیدن به آن نشده‌اید. در وبسایت زبانشناس روش‌های کاربردی زیادی برای یادگیری زبان مطرح شده است . اما بیایید صادق باشیم. اگر نگرش «تسلیم شدن هرگز» در شما نباشد، احتمال موفقیتتان در این مورد خیلی کم می‌شود. البته نه تنها در یادگیری زبان انگلیسی، بلکه در دیگر جنبه‌های زندگی، داشتن این نگرش یکی از مهمترین عوامل موفقیت است.

بنابراین بیایید بررسی کنیم که دقیقاً چه موانعی باعث می‌شود که ما تسلیم شویم و راه حل آن چیست.

این موانع به طور کلی به سه دسته تقسیم می‌شود:

  • موانع درونی
  • موانع مرتبط با تصمیم‌ها و کارهایمان
  • موانع بیرونی

هرگز تسلیم نشو نگرش تسلیم شدن هرگز برای یادگیری زبان انگلیسی لازم است

موانع درونی خود ما!

احتمالاً سخت‌ترین و چالش‌برانگیز ترین موانع پیش روی ما، درون خودمان باشد. بر این موانع خیلی سخت می‌توان چیره شد، زیرا در اکثر مواقع چشم‌های ما بر آن‌ها بسته است.

اولین هدف شما بایستی این باشد که این موانع را تشخیص دهید و ببینید که چه تأثیری بر شما گذاشته است. سپس بایستی طوری با آن‌ها مقابله کنید که دوباره به مسیر اصلی خود هدایت شوید.

بیایید دقیقتر و با جزئیات بیشتری به هرکدام از این موانع درونی نگاه بیندازیم

کمبود علاقه و انگیزه

کمبود علاقه و انگیزه یعنی اینکه شما احساسات و انرژی لازم را برای انجام کارتان ندارید. یعنی اهدافی که به سمت آن در حرکت هستید، هنوز از لحاظ عاطفی و احساسی مهم نیستند. در نتیجه کوچکترین مانعی که سر راه شما قرار گیرد کمبود علاقه باعث می‌شود که حس برطرف کردن آن را نداشته باشید.

کمبود علاقه حسش نیست؟

راه حل کوتاه‌مدت: برای رفع مشکل کمبود علاقه و انگیزه در یادگیری زبان انگلیسی در کوتاه‌مدت می‌توانید…

کمبود خودباوری

وقتی به خودتان باور نداشته باشید، احتمالاً به هیچ هدف مهمی در زندگی خود نمی‌رسید.

درست وقتی که مانعی سر راه خود ببینید، کمبود خودباوری به دو روش خود را نشان می‌دهد.

اول اینکه وقتی به خودتان باور نداشته باشید، طبیعتاً باور ندارید که قدرت رسیدن به اهدافتان را دارید.

دوم اینکه باعث می‌شود اعتماد‌به‌نفس لازم را به قابلیت‌های خود، برای عبور از موانع، نداشته باشید. در نتیجه وقتی شرایط کمی سخت می‌شود، اراده‌ی شما برای پافشاری در عبور از آن شرایط به اندازه‌ی کافی نیست و بیخیال می‌شوید.

عدم تعهد

عدم تعهد تا حدی به کمبود علاقه و انگیزه وابسته است. و بدین معنی است که وقتی با موانعی مواجه می‌شوید، دلایل قوی و موجهی برای پافشاری روی رسیدن به هدفتان ندارید.

از طرف دیگر، اگر انتظاراتی داشته‌اید که در مسیر رسیدن به هدفتان به آن برسید ولی نرسیده‌اید، تعهد شما به هدفتان کم و کمتر می‌شود.

چرا چرا چرا؟

پرسیدن سؤالات «چرا؟» به صورت مکرر بسیار تخریب کننده است و شما را به ضعف‌ها و کاستی‌های خود متمرکز می‌کند.

وقتی با موقعیت سخت و چالش برانگیزی مواجه می‌شوید، پرسیدن سؤالات «چرا» آخرین ضربه را به حرکت شما برای رسیدن به اهدافتان می‌زند. درست زمانی که شما سؤالاتی مانند سؤالات زیر از خود می‌پرسید …

چرا این اتفاق همیشه برای من می‌افتد؟

چرا من همیشه شکست می‌خورم؟

چرا همیشه اینقدر انگلیسی سخت است؟

چرا زندگی هیچ‌وقت بر وفق مراد من نیست؟

زمانی است که بایستی چمدان خود را جمع کنید و بیخیال سفر مهیج خود برای رسیدن به هدفتان شوید.

این سؤالات بسیار تخریبی هستند و شما را در موقعیت اندوه و ضعف عاطفی قرار می‌دهند. به هر قیمتی که شده از این سؤالات دوری کنید.

تمرکز روی چیزهایی که «نمی‌خواهید»

مشکلات، موانع، و موقعیت‌های غیر قابل کنترل، مواردی است که شما نمی‌خواهید در زندگی‌تان رخ دهد.

نمی‌دانم این موضوع چقدر علمی و اثبات شده است ولی می‌گویند که روی هرچیزی که تمرکز کنید، همان موضوع برایتان رخ می‌دهد.

به عنوان مثال ممکن است که هدف شما از یادگیری زبان انگلیسی، آزمون تافل باشد. چیزی که شما «نمی‌خواهید» نمره‌ی پایین در این آزمون است و اگر تمرکز زیادی روی آن داشته باشید، به احتمال زیاد دقیقاً یک نمره پایین بگیرید.

موانع مرتبط با تصمیم‌ها و کارهایمان

نوع دوم موانع، به تصمیم‌ها و کارهایی که برای رسیدن به هدفمان انجام می‌دهیم وابسته است. این موانع مثل نوع اول که درونی بود نیستند. بلکه به‌خاطر قضاوت نادرست، درک ضعیف موقعیت، بینش ضعیف و ترجمه‌ی کم، ایجاد می‌شوند.

تصمیم‌های هیجانی

خیلی اوقات ما به خاطر تصمیم‌های عجولانه و هیجانی، موفقیت خود را در رسیدن به هدفمان، تخریب می‌کنیم.

تصمیم‌های هیجانی بیشتر به خاطر کمبود وقت و فشار بیرونی رخ می‌دهد. امروزه ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که به دنبال ارضاء فوری مسائل است. ما به دنبال غذای سریع (فست فود)، رسیدن به عشق، پول و موفقیت با سرعت هر چه تمام‌تر هستیم. اما شاید بجز غذا، دیگر موارد یعنی عشق، پول و موفقیت نیازمند زمان زیادی است تا کسب شوند. یادگیری زبان انگلیسی نیز از جمله‌ی همین موارد است که به زمان نیاز دارد.

ارضاء فوری مسائل عادت به ارضاء فوری مسائل، مثل فست فود برای انسان خوب نیست

شاید این موضوع برای یادگیری زبان انگلیسی صادق نباشد، اما نتیجه‌ی یک تصمیم عجولانه ممکن است طوری شود که هیچ راه بازگشتی به اول راه وجود نداشته باشد.

به عنوان مثال اگر برای یادگیری زبان انگلیسی تحت فشار باشیم، ممکن است در یک تصمیم هیجانی برویم و تعداد زیادی کتاب‌ قطور گرامری بخریم که بنده در مقاله‌های متعددی گفته‌ام که این کار نتیجه‌ای ندارد. یا ممکن است که در کلاس‌های فشرده شرکت کنیم که نتیجه‌ی دلخواه را ندارد.

نوشته‌ی مرتبط: بهترین کتاب برای یادگیری زبان انگلیسی

تصمیم‌های نادرست

یادگیری زبان انگلیسی نیازمند صرف وقت و زمان مناسب و اعمال یک روش اصولی است. اما چون خیلی‌ها می‌خواهند یک‌شبه ره صد ساله را بپیمایند، تصمیمات عجولانه‌ی آن‌ها ممکن است منجر به انتخاب راه‌هایی شود که کاربردی نباشد و آن‌ها را از رسیدن به هدف خود باز دارد.

عادت‌های تخریب کننده

عادت چیزی است که در طول زمان در انسان نهادینه می‌شود. اگر عادت، خوب باشد، طبیعتاً پیشرفت انسان را دو‌چندان می‌کند. اما اگر تخریب‌کننده باشد، تصمیم‌ها و کارهای ما را خدشه‌دار می‌کند.

به عنوان مثال ما عادت کرده‌ایم که تا تصمیم می‌گیریم زبان انگلیسی را یاد بگیریم، لغت‌ها را دسته بندی کرده و در فلش کارت‌ها به حفظ کردن آن بپردازیم. در حالی که این عادت اصلاً صحیح نیست.

یا عادت کردیم که زبان انگلیسی را به فارسی بخوانیم. یا از روش‌هایی مثل کدینگ فارسی لغات! استفاده کنیم. این عادت‌ها تأثیر منفی زیادی بر یادگیری اصولی می‌گذارند.

نوشته‌ی مرتبط: چگونه لغات انگلیسی را یاد بگیریم

برای اینکه عادت‌های غیر مفید خود را به عادت‌های مفید تبدیل کنید، پیشنهاد میکنم این نوشته را بخوانید.

موانع بیرونی

بعضی وقت‌ها ما با موانعی مواجه می‌شویم که به‌خاطر تصمیم‌ها و کارهای دیگران، جلوی ما سبز می‌شود.

البته در بیشتر مواقع تقصیر دیگران نیست که برای ما مانع‌تراشی می‌کنند. بلکه بیشتر تقصیر خودمان است که نتوانسته‌ایم رفتار خود را با دیگران طوری مدیریت کنیم که توسط آن‌ها با مانعی روبرو نشویم.

مشکل مدرسه‌ها

مشکل مدرسه‌ها از آن مورد‌هایی است که بر همه‌ی ما تحمیل شده است. سیستم آموزشی و رتبه‌بندی مدرسه‌ها بسیار قدیمی است و باعث می‌شود این احساس به ما دست بدهد که بایستی همیشه کارمان درست و بدون عیب و نقص باشد. این حس، در یادگیری زبان انگلیسی تأثیر منفی می‌گذارد. زیرا برای یادگیری زبان انگلیسی ما باید اشتباه کنیم. اما این حس باعث می‌شود که ما از اشتباه کردن بترسیم و به عنوان مثال، مکالمه با دیگران را تا مدت‌ها به تعویق بیندازیم.

کلاس کلاس‌های آموزش زبان انگلیسی کسل کننده هستند.

برای رفع این مانع بیرونی، پیشنهاد میکنم نوشته‌ی ترس از مکالمه زبان انگلیسی را بخوانید.

نگرشی بر مبنای اراده

همانطور که در ابتدای مقاله گفتم، دانستن روش‌های اصولی برای یادگیری زبان انگلیسی به تنهایی کافی نیست. بلکه بایستی در کنار آن از نگرش «تسلیم شدن هرگز» برخوردار باشیم تا در مسیر رسیدن به هدفمان، از سخت‌ترین چالش‌ها هم عبور کنیم.

در این قسمت در رابطه با خصوصیات و جنبه‌های مختلف طرز فکری صحبت می‌کنم که به طور طبیعی برنامه‌ریزی شده تا با موفقیت بر چالش‌ها و موانع غلبه کند. از آنجایی که طرز فکر قابل تغییر است، شما نیز می‌توانید این طرز فکر را در ذهن خود پرورش دهید.

اراده

زبان اراده

چه بدانیم چه ندانیم، زبانی که به صورت روزانه استفاده می‌کنیم، تأثیر عمیقی بر تمایل و توانایی ما در غلبه بر چالش‌ها و موانعی دارد که جلوی ما سبز می‌شود.

وقتی با چالشی مواجه می‌شوید، کلمات و لحن صدایی که استفاده می‌کنید، و سؤالاتی که می‌پرسید، کاملاً در تصمیم‌ها و کارهای شما تعیین کننده است.

استفاده از کلمات اشتیاق‌برانگیز و مثبت

کلماتی که بر زبان میاورید بایستی مثبت و پرشور باشد. بایستی طوری صحبت کنید که به شما انگیزه بدهد تا بر موانع پیش رویتان غلبه کنید.

جناب آقای A.J. Hoge در درس چهارم از دوره‌ی انگلیسی قدرت پا را از این فراتر می‌گذارد و پیشنهاد میکند که از ورد های مثبت (incantation) برای خودتان استفاده کنید.

مثلا: من به خوبی زبان انگلیسی صحبت میکنم. به انگلیسی هر روز ده‌ها بار تکرار کنید. I’m a great English speaker

تأثیر این جملات مثبت فوق‌العاده است.

سوالات متمرکز بر راه حل

به جای گیر افتادن در سؤالات «چرا؟»، سؤالات «چگونه؟» از خود بپرسید. زیرا این نوع سؤال بر راه حل چالش متمرکز است نه بر چالش بوجود آمده.

اگر پرسیدن این نوع سؤالات برای شما به عادت تبدیل شود، هر مانع و چالشی به راحتی هر چه تمامتر قابل حل است. این سؤالات به صورت ناخودآگاه نیز در ذهن شما تأثیر می‌گذارد و شما پاسخ‌هایی ناخودآگاه، بدون اینکه حتی فکرش را بکنید، برای حل مشکلاتتان پیدا می‌کنید.

در ادامه تعدادی سؤال مشاهده می‌کنید که به جای صورت مساله، به راه حل آن تمرکز دارد.

چگونه می‌توانم روزی پنج لغت جدید انگلیسی یاد بگیرم؟ چگونه می‌توانم ترس خود را از مکالمه زبان انگلیسی بریزم؟ چگونه می‌توانم با اعتماد به نفس انگلیسی صحبت کنم؟ چگونه از این موقعیت حساس برای یادگیری زبان انگلیسی استفاده کنم؟

ویژگی‌هایی که باید پرورش داد

علاوه بر زبان اراده، بعضی ویژگی‌های شخصیتی نیز برای نگرش «تسلیم شدن هرگز» لازم است که در ادامه می‌آید.

اعتماد بنفس

افرادی که هرگز تسلیم نمی‌شوند، اعتماد به نفس بالایی دارند و در حالی که همیشه حلقه‌ی اطرافیان خود را حفظ می‌کنند، اما در نهایت این خودشان هستند که گلیم خود را از آب بیرون می‌کشند.

این افراد به جای اینکه بهانه‌های الکی بترشاند، کاملاً مسوولیت شکست و پیروزی خود را قبول می‌کنند.

از طرف دیگر، از آنجایی که بیشتر به خودشان متکی هستند، مدیریت بهتری روی زندگی خود دارند. معمولاً می‌دانند که از کجا و چگونه منابع، ابزار، استراتژی‌ها و تکنیک‌های مورد نیاز برای حل مشکلات خود را بیابند.

اپلیکیشن زبانشناس بیشتر برای افرادی که به خودشان متکی هستند طراحی شده است. البته این بدان معنی نیست که در این اپلیکیشن هیچ کمکی از طرف دیگران دریافت نمی‌کنید. زیرا امکاناتی طراحی شده که بتوانید سؤالات درسی خود را از هزاران کاربر دیگر که در حال استفاده از این اپلیکیشن هستند، بپرسید.

حس کنجکاوی

افرادی که هرگز تسلیم نمی‌شوند، حس کنجکاوی سیری ناپذیری دارند که باعث می‌شود کارهایی انجام بدهند که خیلی از ما حتی فکرش را نمی‌کنیم.

آن‌ها می‌دانند که حس کنجکاویشان باعث می‌شود راه‌های جدیدی را برای حل مشکلاتشان کشف کنند.

به عنوان مثال یکی از این افراد کنجکاو در تالار زبانشناس از تجربه‌ی خوب خود در وبسایت italki میگوید که حتی برای بنده نیز آموزنده است.

صبر و بردباری

افرادی که هرگز تسلیم نمی‌شوند بسیار صبور و بردبار هستند. آن‌ها باید صبور باشند زیرا همانطور که گفتیم، نه تنها برای زبان انگلیسی بلکه برای رسیدن به هر هدف بزرگی در زندگی نیاز به صبر و بردباری داریم.

کسب مهارت‌ها، ابزار، استراتژی‌ها، تکنیک‌ها، منابع، و نگرشی که منجر به رسیدن به هدف شود، قطعاً نیازمند زمان بسیار زیادی است.

برای داشتن این ویژگی بایستی به مدت زمان طولانی که برای رسیدن به پاداش مورد نیاز است، عادت کنیم. به عبارت دیگر بایستی عادت کنیم که «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی». این کار طبیعتاً برای خیلی‌ها سخت است چون همانطور که بالاتر گفتم عادت کردیم سریعتر به خواسته هایمان برسیم. اما چه بخواهیم چه نخواهیم، لذت واقعی در مواردی است که با صبر و حوصله حاصل شده، نه اهداف سطحی که یک شبه بدست آمده باشد.

خودت را به چالش بینداز

با توجه به دانستن موارد فوق، حال می‌توانید خودتان را رفته رفته به چالش بیندازید و ویژگی‌های مورد نیاز برای اینکه هرگز تسلیم نشوید را در خود تقویت کنید.

برای این کار هدف خیلی کوچکی در یادگیری زبان برای خود در نظر بگیرید. به عنوان مثال در اپلیکیشن زبانشناس تصمیم بگیرید که یک هفته زنجیره‌ی یادگیری خود را قطع نکنید. یعنی به مدت یک هفته هر روز ۲۵ دقیقه زبان انگلیسی بخوانید.

وقتی به این هدف رسیدید، هدف سخت تری را انتخاب کنید. به عنوان مثال حالا به مدت یک‌هفته نه تنها زنجیره را قطع نکنید، بلکه شاخص لغات را بالای ۱۰ نگه دارید.

این هدف هم محقق شد هدف بعدی میتواند این باشد که تکنیک بازگویی داستان را برای یک درس اجرا کنید.

همینطور اهداف سخت و سختر برای خود تعیین کنید و سعی کنید که به آنها برسید. با انجام دادن این تمرین، بعد از چند‌هفته، چند ماه و یا یکسال، شما قوی، قوی و قوی‌تر می‌شوید به طوری‌که هیچ هدفی دیگر برای شما دست نیافتنی نخواهد بود و نگرش «تسلیم شدن هرگز» در شما رشد پیدا می‌کند.

راستی … اگر تجربه‌ای هم در زمینه‌ی این موضوع دارید که فکر می‌کنید به درد دیگران هم میخورد، آن را در تالار زبانشناس با دیگران در میان بگذارید.