داستان کوتاه انگلیسی ساده با ترجمه فارسی - صفحه‌ی 3

سلطان پرندگان
سلطان پرندگان

این داستان در رابطه با غرور عقابی است که فکر می‌کرد در مسابقه‌ی پرواز، قطعاً پیروز می‌شود و سلطان پرندگان می‌شود. اما گنجشک کوچک اما باهوشی، با زیرکی وی را شکست می‌دهد.

دبیرستان قهرمانان
دبیرستان قهرمانان

ابرقهرمان‌ها هم نیاز دارند که به مدرسه بروند و مهارت‌های ابرقهرمانی را یاد بگیرند. این داستان را گوش دهید تا ببینید یک مدرسه‌ی ابرقهرمان چگونه است.

دیوالی روز محبوب من
دیوالی روز محبوب من

دیوالی جشنواره‌ی نور هندوها است. در این داستان به صحبت‌های پسربچه‌ای گوش می‌دهید که به ما می‌گوید که چرا دیوالی روز محبوب وی است.

شنل قرمزی
شنل قرمزی

داستان شنل قرمزی را شنیده‌اید؟ این داستان را بخوانید تا ببینید چه بلایی سر گرگ ناقلا می‌آید.

چوپان دروغگو
چوپان دروغگو

داستان چوپان دروغ‌گو را همه در دوران ابتدایی در کتاب فارسی خوانده‌اند. این داستان در رابطه با پسرک چوپانی بود که سربه‌سر اهالی روستا می‌گذاشت. و وقتی‌که واقعاً هیچ گرگی به گله‌اش حمله نکرده بود، داد می‌زد گرگ که اهالی روستا به آنجا بیایند و وی به آن‌ها بخندد.

سیندرلا
سیندرلا

سیندرلا دختر خوش‌قلبی بود که مادر خود را در کودکی از دست داد. پدرش بعد از مدتی با یک زن بداخلاق ازدواج می‌کند و این زن نامادری سیندرلا می‌شود. نامادری سیندرلا خیلی به وی سخت می‌گیرد و همه‌ی کارهای سخت خانه را به او می‌دهد.

شاهزاده هملت
شاهزاده هملت

هملت داستان شاهزاده‌ای است که عمویش، پدرش را مسموم می‌کند و می‌کشد و خودش بر تاج‌وتخت می‌نشیند. اما روح پدر هملت ماجرا را برای وی لو می‌دهد.

نووا و دیوار چین
نووا و دیوار چین

نووا دختر خوش‌قلبی در کشور چین است. روزی لاک‌پشتی خوش‌قلب‌تر از خودش در مزرعه پیدا می‌کند و با لاک‌پشت دوست می‌شود. وقتی نووا و لاک‌پشت باهم در کنار دیوار چین قدم میزند، متوجه می‌شوند که سوراخ بزرگی در دیوار چین ایجاد شده است.

نامیدن لن کای
نامیدن لن کای

در این نوشته به داستان پسر فقیری می‌پردازیم که در کوهستان پنگلای زندگی می‌کرد. این پسر مجبور بود که برای زنده ماندن، از دست‌فروش‌ها غذا بدزدد و از دار دنیا فقط یک گردنبند داشت که جعبه‌ی کوچکی به آن وصل بود.

فرمانده مکبث
فرمانده مکبث

مکبث قاتل، داستان فرمانده‌ای است که وسوسه می‌شود و برخلاف میل باطنی خود پادشاه خود را که ازقضا مرد نیکوکاری بود، در خفا به قتل می‌رساند و خودش بر تخت پادشاهی می‌نشیند.

آرشیو صفحات: