خلاصه کتاب رایگان هنر شروع کردن اثر گای کاوازاکی

این بخش به ارائه خلاصه کتاب رایگان هنر شروع کردن اثر گای کاوازاکی اختصاص دارد.

خلاصه کتاب رایگان هنر شروع کردن اثر گای کاوازاکی

The Art Of The Start Summary

خلاصه کتاب هنر شروع کردن

Sentence-Summary: The Art Of The Start is your guide to beginning a company and explains everything from getting the right people on board to writing a winning business plan and building your brand.

خلاصه کتاب هنر آغاز در یک جمله: کتاب The Art Of The Start راهنمای شما برای راه‌اندازی یک شرکت است و همه چیز از جذب افراد مناسب گرفته تا نوشتن یک طرح تجاری برنده و ایجاد برند را برای شما توضیح می‌دهد.

Favorite quote from the author:

نقل‌قول محبوب نویسنده:

You’ve heard that “A journey of a thousand miles begins with a single step.” This is sound advice, but too frequently we get stuck before we even make the initial push forward.

شنیده‌اید که «یک سفر هزار مایلی با یک قدم شروع می‌شود.» این توصیه درستی است، اما اغلب ما حتی قبل از این که قدم اول را برداریم، گیر می‌کنیم.

This is especially true if you’re thinking about starting a company. And who can blame you? With such a momentous task at hand, it’s no wonder you’d get stuck in the planning stages.

این موضوع به طور ویژه‌ای اگر به فکر راه‌اندازی یک شرکت هستید، صادق است. و چه کسی می‌تواند شما را سرزنش کند؟ با داشتن چنین وظیفه مهمی، جای تعجب نیست که در مراحل برنامه‌ریزی گیر کنید.

But if you don’t ever start, you’re not going to experience the success that becoming an entrepreneur will bring you.

اما اگر هرگز شروع نکنید، موفقیتی را که کارآفرین شدن برای شما به ارمغان می‌آورد، تجربه نخواهید کرد.

That’s why you’re going to love Guy Kawasaki’s tips in The Art of The Start: The Time-Tested, Battle-Hardened Guide for Anyone Starting Anything. It’ll teach you all the planning you need to do and just what your first steps need to be so you can build a winning company.

به همین دلیل است که توصیه‌های گای کاوازاکی را در کتاب «هنر شروع کردن: راهنمای بلامنازع و امتحان‌شده برای شروع کسب‌و‌کار» دوست خواهید داشت. او در این کتاب تمام برنامه‌ریزی‌هایی که باید انجام دهید و اولین قدم‌هایی که باید بردارید را به شما می‌آموزد تا بتوانید یک شرکت برنده بسازید.

Here are the 3 biggest lessons I’ve learned from this book:

1.Your first goal as an entrepreneur must be to create meaning, not make money.

2.Prepare your Milestones, Assumptions, and Tasks to have direction and purpose right from the start.

3.Set yourself up for success by creating a business plan.

در این بخش ۳ تا از بزرگ‌ترین درس‌هایی که از این کتاب آموخته‌ام می‌خوانید:

۱. اولین هدف شما به‌عنوان کارآفرین باید ایجاد معنا باشد؛ نه کسب درآمد.

۲. نقاط عطف، فرضیات و وظایف خود را آماده کنید تا از همان ابتدا جهت و هدف داشته باشید.

۳. با ایجاد یک طرح تجاری، خود را برای موفقیت آماده کنید.

Got your winning business idea ready? Let’s jump into these lessons and discover how to make it happen!

ایده کسب‌و‌کار برنده خود را آماده کرده‌اید؟ بیایید وارد این درس‌ها شویم و کشف کنیم که چگونه می‌توانیم آن‌ها را محقق کنیم!

Lesson 1: Making money isn’t as important as creating meaning.

درس ۱: پول درآوردن به اندازه ایجاد معنا مهم نیست.

Before I began my entrepreneurial journey, I was apprehensive about it. I’d see corrupt billionaires and guys advertising their get rich quick scheme with flashy cars and big houses. I wanted nothing to do with any of that stuff. And I definitely didn’t want to become that kind of person.

قبل از این که سفر کارآفرینی خود را شروع کنم، در مورد آن نگران بودم. میلیاردرها و پسران فاسد را می‌دیدم که طرح سریع پولدار شدنشان را با ماشین‌های پر زرق و برق و خانه‌های بزرگ تبلیغ می‌کردند. من نمی‌خواستم با این چیزها کاری داشته باشم. و قطعا نمی‌خواستم چنین آدمی شوم.

The reason these things are so tacky and obnoxious is that they go against everything that business should be. It’s more about the money than making a difference, which is what winners focus on before cash.

دلیل این که این چیزها بسیار ناخوشایند و نفرت‌انگیز هستند این است که این موارد در راستای هر چیزی که کسب‌و‌کار باید باشد، نیستند. این بیشتر به پول مربوط می‌شود تا تفاوت ایجاد کردن، چیزی که برندگان، قبل از پول نقد روی آن تمرکز می‌کنند.

Your company does this by making a product or service that makes the world a better place. And the more what you do or sell improves the lives of your customers, the more successful your business will be.

شرکت شما این کار را با ساخت محصول یا خدماتی انجام می‌دهد تا جهان را به مکانی بهتر تبدیل کند. و هر چه کاری که انجام می‌دهید یا محصولی که می‌فروشید زندگی مشتریان شما را بیشتر بهبود بخشد، کسب‌و‌کار شما موفق‌تر خواهد بود.

This happens because when your primary focus is money, the main motivation is greed. That attracts dishonest people that make your customers feel uncomfortable, just like the guys with sports cars.

دلیلش این است که وقتی تمرکز اصلی شما پول باشد، انگیزه اصلی طمع است. این مسئله افراد ناصادقی را جذب می‌کند که باعث می‌شود مشتریان شما احساس ناراحتی کنند، درست مانند بچه‌هایی که ماشین‌های اسپرت دارند.

Contrast this with a company that focuses on creating value and truly helping people. If you’ve ever worked at such a place then you know the powerful motivation that trying to make a difference brings.

این را با شرکتی مقایسه کنید که بر خلق ارزش و کمک واقعی به مردم تمرکز دارد. اگر تا به حال در چنین مکانی کار کرده‌اید، انگیزه قدرتمندی را که تلاش برای ایجاد تفاوت به همراه دارد، می‌شناسید.

You can build this meaning into your company from the start by identifying a mantra that supports it. This is different than a mission statement but is also a short and powerful phrase that reminds everyone of your why.

می‌توانید این معنا را از ابتدا با شناسایی مانترایی که از آن حمایت می‌کند، در شرکت خود بسازید. این با بیانیه ماموریت متفاوت است، اما یک عبارت کوتاه و قدرتمند است که دلیل شما را به همه یادآوری می‌کند.

Nike’s, for example, is “Authentic athletic performance.” And Disney uses the mantra of “Fun family entertainment” to remind themselves of their purpose.

مثلا، این شعار برای نایک «عملکرد ورزشی معتبر» است. و دیزنی از شعار «سرگرمی جالب خانوادگی» برای یادآوری هدف خود استفاده می‌کند.

Lesson 2: If you want purpose and direction from the beginning, prepare your Milestones, Assumptions, and Tasks with the MAT framework.

درس ۲: اگر از ابتدا هدف و جهت می‌خواهید، نقاط عطف، فرضیات و وظایف خود را با چارچوب MAT آماده کنید.

Have you ever worked at a place that seems like it’s going nowhere? I’ve been there before and it’s not really fun. You don’t want to create this kind of environment for your employees. To avoid this, use the MAT framework to get direction:

1.Milestones

2.Assumptions

3.Tasks

آیا تا به حال در مکانی کار کرده‌اید که به نظر می‌رسد به جایی نمی‌رسد؟ من قبلا آنجا بوده‌ام و واقعا جالب نیست. شما نمی‌خواهید چنین محیطی را برای کارمندان خود ایجاد کنید. برای جلوگیری از این موضوع، از چارچوب MAT برای پیدا کردن مسیر استفاده کنید:

۱. نقاط عطف

۲. فرضیات

۳. وظایف

The initial step is to identify milestones, which are the big events on your way to accomplishing your business goals. This is vital because it lets you see clear steps in the path to success and review how well you’re doing at each of them.

قدم اول، شناسایی نقاط عطف است، که رویدادهای بزرگی‌ هستند که در راستای دستیابی به اهداف تجاری شما قرار می‌گیرند. این امری حیاتی است زیرا به شما امکان می‌دهد گام‌های روشنی را در مسیر موفقیت ببینید و بررسی کنید که در هر یک از آ‌ن‌ها چقدر خوب عمل می‌کنید.

You might, for example, set a milestone of establishing a “proof of concept” for your product to make sure it will actually work. A good follow-up step would be to finish the prototype. And last, you’d want to track the milestone of getting funding to make it.

برای مثال، می‌توانید نقطه عطفی برای ایجاد «اثبات مفهوم» محصول خود تعیین کنید تا مطمئن شوید که واقعا کار خواهد کرد. یک گام بعدی خوب، تکمیل نمونه اولیه است. و در آخر، شما می‌خواهید نقطه عطف دریافت بودجه برای رسیدن به آن را دنبال کنید.

Next, you must review the assumptions you’re making about your business. Brainstorm a list of everything that you think is true about your idea that might not actually be accurate. You want to look specifically for thoughts that you have no data to back up. Keep track of them to see whether or not you were right about them.

در مرحله بعد، باید فرضیاتی را که در مورد کسب‌وکار خود مطرح می‌کنید، مرور کنید. فهرستی از هر چیزی که فکر می‌کنید در مورد ایده شما درست است و ممکن است در واقع درست نباشد، به شکل طوفان فکری تهیه کنید. می‌خواهید به‌صورت خاص به دنبال افکاری باشید که هیچ داده‌ای برای پشتیبانی از آن‌ها ندارید. آن‌ها را ردیابی کنید تا ببینید آیا در موردشان درست فکر می‌کردید یا نه.

Last comes listing the tasks that you need to do on a daily or weekly basis to meet your milestones. These can be anything from setting up insurance policies for your employees to acquiring office space.

در آخر نوبت فهرستی از وظایفی می‌رسد که باید به‌صورت روزانه یا هفتگی انجام دهید تا به نقاط عطف خود برسید. این‌ها می‌تواند هر چیزی باشد، از تنظیم بیمه‌نامه برای کارمندان تا به دست آوردن فضای اداری.

Lesson 3: A business plan will set you up for success.

درس ۳: طرح کسب‌وکار، شما را برای موفقیت آماده می‌کند.

In the words of Benjamin Franklin:

“If you fail to plan, you are planning to fail!”

به قول بنجامین فرانکلین:

«اگر در برنامه‌ریزی شکست بخورید، در حال برنامه‌ریزی برای شکست هستید!»

A plan is anything that identifies our objectives and the steps we’re going to take to reach them, and this is no different for a business. Although it might sound formal and even maybe useless for a startup that has a lot of unknowns, but this is a vital step on your path to profit.

طرح و برنامه همه اهداف ما و گام‌هایی را که برای رسیدن به آن‌ها باید برداریم مشخص می‌کند و این حقیقت برای کسب‌وکار هم صادق است. اگرچه ممکن است برای استارتاپی که ناشناخته‌های زیادی دارد، فرمالیته و حتی شاید بی‌فایده به نظر برسد، اما این یک گام حیاتی در مسیر شما به سمت سود و منفعت است.

Think about your stakeholders, for example. They might not ever read it, but you’d better bet they’ll ask for it. And you’re never going to get funding from investors unless you have a business plan.

به عنوان مثال در مورد سهامداران خود فکر کنید. ممکن است آن‌ها هرگز آن طرح را نخوانند، اما بهتر است مطمئن شوید که آن را از شما بخواهند. هرگز از سرمایه‌گذاران بودجه دریافت نخواهید کرد مگر این که یک طرح تجاری داشته باشید.

Having one is great, but the steps you’ll take to make it are also helpful for many reasons. The process of writing it gives your team a chance to work together more efficiently, for example.

داشتن طرح، عالی است، اما مراحلی که برای ساختن آن برمی‌دارید هم به دلایل زیادی مفید است. برای مثال، فرآیند نوشتن آن به تیم شما فرصت می‌دهد تا به شکل کارآمدتری با هم کار کنند.

It might even tell you how much you don’t want to work with the people you’ve got on board. That’s a really important piece of information to have as early as possible!

حتی ممکن است به شما بگوید که چه مقدار نمی‌خواهید با افرادی که در تیم دارید کار کنید. نوشتن طرح، یک اطلاعات بسیار مهم است که باید در اسرع وقت انجام شود!

Additionally, the process of reviewing all that you need for a good plan will show you gaps in your thinking. For instance, you might have nobody on your team preparing for customer service.

علاوه بر این، روند بررسی همه چیزهایی که برای یک برنامه خوب نیاز دارید، شکاف‌هایی را در تفکر شما نشان خواهد داد. به عنوان مثال، ممکن است هیچ‌کس را در تیم خود نداشته باشید که برای خدمات مشتری آماده باشد.

The trick to making an effective business plan is making sure the executive summary is spot on. It’s a four-paragraph abstract of the entire plan and is the first thing anyone reads. Make it good and you’ll attract attention and success!

ترفند ایجاد طرح کسب‌وکار موثر، باعث اطمینان از درست بودن خلاصه اجرایی کسب‌و‌کار می‌شود. این چکیده چهار پاراگرافی از کل طرح است و اولین چیزی است که هر کسی می‌خواند. آن را خوب بنویسید تا توجه و موفقیت را به سمت خود جلب کنید!

The Art Of The Start Review

مروری بر کتاب هنر شروع کردن

It’s funny, with all the talk The Art Of The Start had of iPods and Hummers, I definitely got a big 2004 vibe from it and guess when it came out? 2004! I think that’s also a big reason why I struggled with many of these ideas-because they’re already outdated! Luckily he recently released version 2.0 which we’ll have to summarize soon. I’m looking forward to it too because I felt like this version makes starting a business more difficult than it needs to be!

خنده‌دار است، با تمام صحبت‌هایی که کتاب هنر شروع کردن درباره آی‌پاد و هامر داشت، مطمئنا حس و حال خوبی در سال ۲۰۰۴ از آن گرفتم و حدس می‌زنید این کتاب چه زمانی منتشر شد؟ ۲۰۰۴! فکر می‌کنم این هم دلیل بزرگی است که چرا من با بسیاری از این ایده‌ها مشکل دارم - زیرا دیگر قدیمی شده‌اند! خوشبختانه او به‌تازگی نسخه ۲ را منتشر کرده است که به زودی باید آن را خلاصه کنیم. من هم مشتاقانه منتظر آن هستم زیرا احساس کردم این نسخه، شروع یک تجارت را دشوارتر از آنچه لازم است، می‌کند!