فرق Get و Take چیست؟

در این مقاله، تفاوت‌های این دو را با دقت بیشتری بررسی می‌کنیم و از هر کدام، چند مثال می‌بینیم.

بسیاری از زبان‌آموزان مبتدی، فرق Get و Take را نمی‌دانند و به‌اشتباه، از آن‌ها جای یکدیگر استفاده می‌کنند. هر دو کلمه، فعل هستند و به گرفتن (Obtain) چیزی اشاره می‌کنند. برای نشان‌دادن گرفتن چیزی از شخص دیگر یا خرید آن از Get استفاده می‌کنیم؛ اما اگر بخواهیم بگوییم که چیزی را با دست‌های خود گرفته‌ایم و آن را حمل می‌کنیم، می‌توانیم Take را در جمله‌مان به کار ببریم.

در ادامه، تفاوت‌های این دو را با دقت بیشتری بررسی می‌کنیم و از هر کدام، چند مثال می‌بینیم.

چه زمانی از Get استفاده کنیم؟

برخی از ساختارهای روزمره‌ای که در آن‌ها از کلمهٔ Get استفاده شده، به شرح زیر است:

  • Get home: به خانه رفتن
  • Get married: ازدواج‌کردن
  • Get changed: لباس عوض‌کردن
  • Get lost: گم‌شدن
  • Get the phone (answer the phone): جواب‌دادن به تلفن
  • Get the message (receive the message): دریافت‌کردن پیام
  • Get some sleep: کمی خوابیدن
  • Get a cold: سرماخوردن
  • Get carried away: از خودبی‌خودشدن
  • Get in touch: ارتباط‌گرفتن با کسی

برخی از عبارات پیشرفته‌تری که در آن‌ها از واژهٔ get استفاده شده است نیز عبارت‌اند از:

  • As good as it gets (nothing better is possible): بهتر از این نمی‌شه
  • Get down to business (to start working): کار و بار را شروع‌کردن
  • Get the ball rolling (to start something): شروع به کارکردن
  • Get off the ground (to start happening successfully): شروع‌شدن چیزی به‌خوبی و با موفقیت

در ادامه، برخی از کاربردهای این واژه در جملات مختلف را بررسی کرده‌ایم:

۱) گرفتن و دریافت چیزی از یک نفر

  1. She’s so happy because she got a raise.

او به‌خاطر این‌که افزایش حقوق گرفته است، خیلی خوشحال است.

  1. I got a great score in the test.

من در آزمون، نمرهٔ عالی گرفتم.

  1. What did you get for your anniversary?

برای سالگردتان چه چیزی گرفتی؟

  1. I left my phone at the counter and now it’s in Lost and Found, so I have to go get it.

تلفنم را در پیشخوان جا گذاشتم و اکنون در اشیاء گم‌شده است؛ پس باید بروم و آن را بگیرم.

۲) خریدن یا تهیه‌کردن

  1. Where can I get a suit for the event?

از کجا می‌توانم برای مراسم کت‌و‌شلوار بخرم؟

  1. We need to get a new projector for the conference room.

ما باید یک پروژکتور جدید برای اتاق کنفرانس تهیه کنیم.

۳) برای تغییر حالت + صفت (مشابه معنای Become)

مثلاً:

  • Get dark: تاریک‌شدن
  • Get angry: عصبانی‌شدن
  • Get old: پیرشدن
  • Get hungry: گرسنه‌شدن
  • Get tired: خسته‌شدن
  1. If it gets dark, we’ll take a taxi.

اگر هوا تاریک شود، تاکسی می‌گیریم.

  1. I used to like networking events, I must be getting old.

قبلاً رویدادهای نتورکینگ را دوست داشتم، باید پیر شده باشم.

۴) متوجه چیزی شدن

  1. I explained the new policies to the marketing manager, but honestly I don’t think he gets it.

من سیاست‌های جدید را برای مدیر بازاریابی توضیح دادم؛ اما صادقانه بگویم، فکر نمی‌کنم که او آن را متوجه شود.

  1. Oh, I get it now! I totally understand what you mean.

اوه، الان فهمیدم! کاملاً متوجه منظور شما هستم.

چه زمانی از Take استفاده کنیم؟

برخی از ساختارهای روزمره‌ای که در آن‌ها از واژهٔ Take استفاده شده است، عبارت‌اند از:

  • Take a lesson: درس‌گرفتن
  • Take the bus: سوار اتوبوس‌شدن
  • Take a photo: عکس‌گرفتن
  • Take a break/rest: استراحت‌کردن
  • Take place: صورت‌گرفتن
  • Take a look: بررسی‌کردن
  • Take someone/something for granted (to not appreciate someone or something properly): قدر کسی یا چیزی را ندانستن

همچنین، در موقعیت‌های تجاری نیز می‌توانید از اصطلاحات و عبارات زیر استفاده کنید:

  • Take a decision (also make a decision): تصمیم مهمی گرفتن
  • Take advantage of: سوءاستفاده‌کردن از چیزی
  • Take something into account (to consider something): در نظر گرفتن، به حساب آوردن
  • Take part in: سهیم‌شدن
  • Take something seriously: چیزی را جدی‌گرفتن
  • Take a seat: بفرمایید بنشینید
  • Take time off: مرخصی‌گرفتن
  • Take your time: عجله نکن
  • Take it easy (to be calm): سخت نگیر
  • Take care: مراقب باش
  • Take a risk: ریسک‌کردن
  • Take over (to gain control): به عهده گرفتن
  • Take someone on (to engage an employee): استخدام‌کردن
  • Whatever it takes (anything necessary to achieve a goal): به هر قیمتی که شده
  • Take it or leave it (the offer is not negotiable): همین است که هست

در ادامه، متداول‌ترین کاربردهای Take در جملات مختلف را بررسی می‌کنیم.

۱) برداشتن چیزی

  1. Take my business card and call me if you have any questions.

کارت ویزیت من رو بردار و اگه سؤالی داشتی، بهم زنگ بزن.

  1. If you want more information, please take a leaflet.

اگر اطلاعات بیشتری می‌خواهید، لطفاً یک جزوه بردارید.

  1. I always prefer to take a shower in the morning.

من همیشه ترجیح می‌دهم که صبح‌ها دوش بگیرم.

  1. If the headache doesn’t get any better, take this pill.

اگر سردردت بهتر نشد، این قرص را بردار.

  1. Take an umbrella, it’s rainy.

یک چتر بردار، هوا بارانی است.

۲) برداشتن یا به دست آوردن (Obtain) چیزی با یا بدون اجازهٔ کسی

  1. I took a few candies from that stand.

از روی آن سه‌پایه چند شمع برداشتم.

  1. That man took my car while I was at the convention.

هنگامی که در کنگره بودم، آن مرد ماشین من را برداشت.

۳) برای تغییر مکان چیزی یا شخصی (مشابه معنای Carry)

  1. Take these copies to the meeting room, please.

لطفاً این نسخه‌ها را به اتاق جلسه ببرید.

  1. I need to take my daughter to school.

من باید دخترم را به مدرسه ببرم.

  1. When you come to New York for the convention, I’ll take you to a nice restaurant for lunch.

وقتی برای همایش به نیویورک آمدی، تو رو برای ناهار به یک رستوران خوب می‌برم.