واژۀ "mistake" به معنای «خطا»، «اشتباه» و «لغزش» است. این واژه کاربردهای متفاوتی دارد و میتواند با حروف اضافۀ متعددی استفاده شود:
To
For
In
Of
Mistake to
در برخی مواقع، میتوانیم از ساختار "****it is a mistake to do something " در جملۀ خود استفاده کنیم. به مثالهای زیر توجه کنید:
1. It would be a mistake to ignore his opinion.
نادیدهگرفتن نظر او اشتباه است.
2. It was a big mistake on my part to have trusted her.
این یک اشتباه بزرگ از طرف من بود که به او اعتماد کردم.
3. It is a great mistake to assume that your children will agree with you.
این یک اشتباه بزرگ است که فرض کنید فرزندانتان با شما موافق هستند.
4. It would be a mistake to think that this is a cheap option.
اشتباه است که فکر کنیم این یک گزینۀ ارزان است.
5. It would be a mistake to assume that all snakes are dangerous.
این اشتباه است که فرض کنیم همۀ مارها خطرناک هستند.
6. It would be a terrible mistake to marry him.
ازدواج با او اشتباه وحشتناکی خواهد بود.
7. It is a mistake to try to see everything in the museum in one day.
این اشتباه است که سعی کنیم همهچیز موزه را در یک روز ببینیم.
8. It was a mistake to think that we could go on living on borrowed money.
این اشتباه بود که فکر کنیم می توانیم با پول قرضی به زندگی ادامه دهیم .
9. I think it's a serious mistake to confuse books with life.
به نظر من اشتباهگرفتن کتاب با زندگی واقعی، اشتباهی جدی است.
10. Maybe it was a mistake to come here.
شاید آمدن به اینجا اشتباه بود.
Mistake for
اضافهکردن حرف اضافۀ "for" به واژۀ "mistake"، یک فعل عبارتی میسازد که به معنای اشتباهگرفتن یک چیز/شخص با یک چیز/شخص دیگر است؛ برای مثال:
1. Children may eat pills in mistake for sweets.
بچهها ممکن است که بهاشتباه، قرص را به جای شیرینی بخورند.
2. When hay fever first occurs it is often mistaken for a summer cold.
هنگامی که تب یونجه برای اولین بار رخ میدهد، اغلب با سرماخوردگی تابستانی اشتباه گرفته میشود .
3. He mistook my politeness for friendliness.
او ادب من را با رفتار دوستانه اشتباه گرفت.
4. He mistook her for her sister.
او را با خواهرش اشتباه گرفت.
5. I mistook her for the mayor.
من او را با شهردار اشتباه گرفتم.
6. He is often mistaken for Peter.
او اغلب با پیتر اشتباه گرفته میشود.
7. She mistook his attention for interest.
توجه او را با علاقه اشتباه گرفت.
8. She could easily be mistaken for a boy.
او بهراحتی میتواند با یک پسر اشتباه گرفته شود.
9. I mistook you for my brother in this bad light.
در این نور کم، تو را با برادرم اشتباه گرفتم.
10. The gunman had mistaken him for a drug dealer.
مرد مسلح، او را با یک فروشندۀ مواد مخدر اشتباه گرفته بود.
Mistake in
برای اینکه بگوییم کسی در یک زمینه دچار اشتباه شده است، از حرف اضافۀ "in" همراه با واژۀ "mistake" استفاده میکنیم. به مثالهای زیر دقت کنید:
1. The waiter made a mistake in adding up the bill.
گارسون در جمعکردن صورتحساب اشتباه کرد .
2. Once he saw the area, he knew he'd made a mistake in not accepting
هنگامی که او منطقه را دید، متوجه شد که اشتباه کرده که پیشنهاد او را نپذیرفته است.
3. There seems to be a mistake in the first part of this statement.
به نظر میرسد که اشتباهی در این قسمت از بیانیه وجود دارد.
4. Amateurs often make a mistake in this matter.
آماتورها اغلب در این مورد اشتباه میکنند .
5. There was a serious mistake in the instructions.
یک اشتباه جدی در دستورالعمل وجود داشت.
6. There's a mistake in the address.
اشتباهی در آدرس وجود دارد.
7. I had made a pretty big mistake in how I handled it.
اشتباه بزرگی در نحوۀ برخوردم مرتکب شده بودم.
8. There was a tiny mistake in their calculations.
یک اشتباه کوچک در محاسبات آنها وجود داشت.
9. Is there another mistake in the puzzle?
آیا اشتباه دیگری در پازل وجود دارد؟
10. You must be mistaken in how you do it !
حتماً در نحوۀ انجام آن اشتباه میکنید!
Mistake of
برای اشاره به اشتباهی که رخ داده است، از حرف اضافۀ "of" در جملۀ خود استفاده میکنیم:
1. He is determined not to repeat the mistakes of his predecessors.
او مصمم است که اشتباهات پیشینیان خود را تکرار نکند.
2. Then she made the mistake of glancing up at him.
سپس مرتکب اشتباهِ نگاهکردن به او شد.
3. She made the mistake of going against her doctor's advice.
او مرتکب اشتباه عملکردن برخلاف توصیۀ پزشکش شد.
4. I made the mistake of not trusting my instincts when I met you.
اشتباه کردم که وقتی با شما آشنا شدم، به غریزۀ خود اعتماد نکردم.
5. People tend to make the mistake of letting down their guard with people they don't know, putting themselves at a higher risk.
مردم معمولاً مرتکب این اشتباه میشوند که گارد خود را برای افرادی که نمیشناسند پایین بیاورند و خود را در معرض خطر بیشتری قرار دهند.
6. Don't make the mistake of trying out a new camera at this very special event!
مرتکب اشتباه امتحانکردن یک دوربین جدید در این رویداد خیلی خاص نشوید.
7. Many parents make the mistake of always helping babies go to sleep.
بسیاری از والدین مرتکب این اشتباه میشوند که همیشه به نوزادان کمک میکنند تا بخوابند .
8. Many students make the mistake of thinking long, rambling sentences will make them sound more intelligent, but studies have shown that concise language is the most effective.
بسیاری از دانشآموزان بهاشتباه فکر میکنند که جملات طولانی و نامتعارف، آنها را باهوشتر نشان میدهد؛ اما مطالعات نشان دادهاند که کلام مختصر، از همه مؤثرتر است.
9. Many people make the mistake of thinking that.
بسیاری از مردم بهاشتباه این فکر را میکنند.
10. Do not make the mistake of thinking that all insurance companies charge the same rates for the same amount of coverage.
این اشتباه را مرتکب نشوید که فکر کنید همۀ شرکتهای بیمه، نرخ یکسانی برای میزان پوشش یکسان دریافت میکنند.
جمعبندی
گاهی اوقات تسلط به زبان انگلیسی، میتواند بسیار چالشبرانگیز باشد؛ با این حال با کمی تلاش و تمرین مداوم، میتوانید این زبان و قواعد آن را یاد بگیرید. به یاد داشته باشید که تمرین و تکرار، اهمیت زیادی در تقویت مهارتهای زبانی دارد. برای یادگیری حروف اضافه و سایر مباحث دستورزبان انگلیسی، میتوانید از دورههای آموزشی اپلیکیشن زبانشناس استفاده کنید.