کلمات فارسی در زبان انگلیسی؛ ردپای یک تاریخ مشترک

کلمات فارسی در زبان انگلیسی چگونه وارد شده‌اند و چه نمونه‌هایی دارند؟ در این مقاله با تاریخچه، مسیر انتقال، تغییر معنا و مهم‌ترین واژه‌های فارسی در انگلیسی آشنا می‌شوید و نگاه دقیق‌تری به پیوند این دو زبان پیدا می‌کنید.

۹ روز پیش منتشر شد 

شما احتمالاً بارها هنگام خواندن یا شنیدن انگلیسی با واژه‌هایی روبه‌رو شده‌اید که حس می‌کنید «غریبه نیستند». کلماتی مثل pajamas، caravan یا bazaar در نگاه اول کاملاً انگلیسی به نظر می‌رسند، اما ریشۀ آن‌ها به زبان فارسی برمی‌گردد. این موضوع فقط یک کنجکاوی زبانی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از رفت‌وآمد تاریخی فرهنگ‌ها، تجارت‌ها و ارتباط‌هایی است که قرن‌ها قبل از جهانی‌شدنِ امروز شکل گرفته‌اند.

هدف این مقاله این است که به شما نشان دهد چگونه زبان فارسی، به‌عنوان یکی از زبان‌های کهن و اثرگذار منطقه، توانسته ردپای خودش را در زبان انگلیسی باقی بگذارد. شما خواهید دید این واژه‌ها از چه مسیرهایی وارد انگلیسی شده‌اند، در چه حوزه‌هایی بیشتر دیده می‌شوند، و در طول زمان چه تغییرهایی در معنا یا تلفظ پیدا کرده‌اند.

تاریخچه ورود واژه‌های فارسی به انگلیسی

برای این‌که شما تصویر روشنی از ورود واژه‌های فارسی به زبان انگلیسی داشته باشید، باید کمی به عقب برگردیم؛ به دوره‌هایی که ارتباط میان ایران، سرزمین‌های شرقی و جهان غرب بیشتر از راه تجارت، سفر و بعدها استعمار شکل می‌گرفت. در آن زمان، زبان‌ها مثل کالاها و ایده‌ها در رفت‌وآمد بودند و هر جا که دادوستد فرهنگی اتفاق می‌افتاد، واژه‌ها هم همراه آن جابه‌جا می‌شدند.

بخش قابل توجهی از کلمات فارسی، نه به‌صورت مستقیم، بلکه از مسیر زبان‌های واسطه مثل عربی، ترکی، اردو و به‌ویژه زبان‌های اروپایی مانند فرانسوی وارد انگلیسی شدند. این روند بیشتر از قرون میانه آغاز شد و در دوره‌های بعد، به‌خصوص از قرن هفدهم به بعد، با گسترش سفرنامه‌نویسی، تجارت بین‌المللی و حضور قدرت‌های اروپایی در شرق، شدت گرفت. شما اگر به متون قدیمی انگلیسی نگاه کنید، می‌بینید که بسیاری از این واژه‌ها ابتدا به‌عنوان اصطلاحات مربوط به «شرق» وارد زبان شده‌اند و کم‌کم جای خودشان را در کاربرد روزمره باز کرده‌اند.

نکته مهم این است که این ورود صرفاً یک وام‌گیری زبانی ساده نبود. هر واژه همراه خودش یک تکه از فرهنگ، سبک زندگی یا نظام فکری را منتقل می‌کرد. برای مثال، واژه‌هایی که به بازار، پوشاک یا ساختارهای اجتماعی اشاره داشتند، تصویری از دنیایی را وارد ذهن انگلیسی‌زبانان کردند که تا قبل از آن برایشان ناشناخته بود. به این ترتیب، شما می‌توانید ورود این کلمات را بخشی از یک روند بزرگ‌ترِ تبادل فرهنگی بدانید، نه فقط جابه‌جایی چند لغت بین دو زبان.

مسیرهای انتقال واژه‌ها

اگر بخواهید دقیق‌تر بفهمید واژه‌های فارسی چگونه به انگلیسی رسیده‌اند، باید به «مسیر»هایی نگاه کنید که فرهنگ‌ها و زبان‌ها را به هم وصل کرده‌اند. این انتقال معمولاً یک‌مرحله‌ای و مستقیم نبوده، بلکه از راه شبکه‌ای از ارتباطات تاریخی انجام شده است. شما با شناخت این مسیرها، بهتر درک می‌کنید چرا بعضی از این واژه‌ها در انگلیسی شکل و تلفظی متفاوت از اصل فارسی خود دارند.

یکی از مهم‌ترین مسیرها، تجارت و بازرگانی بوده است. کاروان‌ها، بازرگانان و بازارهای بین‌المللی فقط کالا جابه‌جا نمی‌کردند؛ واژه‌ها هم همراه ادویه، پارچه و فلزات سفر می‌کردند. اصطلاحاتی که به کالاها، شیوه‌های معامله یا مکان‌های تجاری مربوط بودند، به‌تدریج وارد زبان‌های مختلف شدند و از آن‌جا راهشان را به انگلیسی باز کردند.

مسیر دوم، سفرنامه‌ها و متون تاریخی است. جهانگردان، دیپلمات‌ها و پژوهشگران اروپایی وقتی درباره سرزمین‌های شرقی می‌نوشتند، ناچار بودند از واژه‌های بومی برای توصیف واقعیت‌ها استفاده کنند. همین واژه‌ها، با همان یا با کمی تغییر، وارد زبان مقصد شدند و در متون انگلیسی جا افتادند. شما اگر این متون را بررسی کنید، می‌بینید بسیاری از واژه‌های فارسی ابتدا در چنین نوشته‌هایی ثبت شده‌اند.

مسیر سوم، زبان‌های واسطه بود. در بسیاری از موارد، واژه‌ها از فارسی به عربی، ترکی، اردو یا فرانسوی رفتند و بعد از آن به انگلیسی رسیدند. این عبور چندمرحله‌ای باعث شد شکل نوشتاری یا تلفظ کلمه تغییر کند، اما ریشه اصلی همچنان قابل ردیابی باشد. به همین دلیل است که شما گاهی با واژه‌ای در انگلیسی روبه‌رو می‌شوید که ظاهرش خیلی شبیه فارسی نیست، اما با کمی بررسی، پیوند تاریخی آن روشن می‌شود.

کلمات فارسی در فرهنگ و زندگی روزمره

وقتی به واژگان روزمرۀ انگلیسی نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید بعضی از کلمات بدون این‌که تخصصی یا تاریخی به نظر برسند، ریشه‌ای بسیار قدیمی دارند. بخشی از این واژه‌ها از فارسی وارد مسیر زبان‌های دیگر شده‌اند و امروز در مکالمات عادی، کتاب‌ها و رسانه‌ها استفاده می‌شوند. شناخت این کلمات به شما کمک می‌کند بفهمید تأثیر فارسی فقط محدود به چند مثال مشهور نیست، بلکه در لایه‌های عادی و کاربردی زبان هم حضور دارد.

یکی از این واژه‌ها lemon است که ریشۀ آن به واژۀ فارسی «لیمو» برمی‌گردد. این کلمه از طریق زبان‌های منطقه‌ای و اروپایی وارد انگلیسی شده و امروز یکی از کاملاً معمولی‌ترین نام‌ها برای یک میوه در زندگی روزمره است. نمونۀ دیگر spinach است که از واژۀ فارسی «اسفناج» گرفته شده و در انگلیسی به یکی از سبزیجات رایج اشاره می‌کند که در آشپزی روزمره کاربرد زیادی دارد.

واژۀ jasmine هم ریشۀ فارسی دارد و از «یاسمن» آمده است. این کلمه در انگلیسی هم به‌عنوان نام یک گل و هم به‌عنوان اسم خاص افراد یا برندها در زندگی روزمره دیده می‌شود. یا orange که مسیر ریشه‌شناسی آن به واژۀ فارسی «نارنج» می‌رسد و امروز یکی از پایه‌ای‌ترین واژه‌ها برای نام‌گذاری یک میوه و حتی یک رنگ در انگلیسی است.

نمونۀ دیگر lilac است که از واژۀ فارسی «نیلک / لیلاک» گرفته شده و در انگلیسی برای نام یک گل و حتی یک طیف رنگی به کار می‌رود. این کلمات نه تاریخی و نه تخصصی‌اند؛ شما آن‌ها را در خرید روزانه، دستور پخت غذا، توصیف رنگ‌ها و حتی نام‌گذاری‌ها می‌بینید و استفاده می‌کنید، بدون این‌که معمولاً به ریشۀ آن‌ها فکر شود.

این مثال‌ها نشان می‌دهد زبان فارسی فقط در لایه‌های رسمی یا تاریخیِ انگلیسی حضور ندارد، بلکه در ساده‌ترین و عادی‌ترین بخش‌های زندگی زبانی هم اثر گذاشته است. وقتی شما این ریشه‌ها را می‌شناسید، درک‌تان از واژگان انگلیسی عمیق‌تر می‌شود و می‌بینید بخشی از چیزهایی که هر روز می‌گویید یا می‌شنوید، ریشه در زبان و فرهنگ شما دارد.

کلمات فارسی در خوراک و پوشاک

یکی از واضح‌ترین جاهایی که شما می‌توانید رد پای زبان فارسی را در انگلیسی ببینید، حوزه خوراک و پوشاک است؛ چون این دو حوزه همیشه در مرکز تبادل فرهنگی و تجاری بوده‌اند. وقتی یک نوع لباس یا خوراک از سرزمینی به سرزمین دیگر می‌رسد، معمولاً نام آن هم بدون ترجمه کامل منتقل می‌شود و فقط تلفظ یا نوشتارش کمی تغییر می‌کند.

در بخش پوشاک، یکی از معروف‌ترین نمونه‌ها واژه pajamas است که ریشۀ آن به واژۀ فارسی «پای‌جامه» برمی‌گردد؛ یعنی لباسی برای پا و خواب. این کلمه از طریق زبان‌های منطقه‌ای و سپس انگلیسی وارد شده و امروز شما آن را به‌عنوان لباس خواب می‌شناسید. نمونۀ دیگر، واژۀ turban است که هرچند شکل امروزی‌اش از مسیرهای مختلف زبانی گذشته، اما ریشۀ آن به واژه‌های ایرانی مربوط به پوشش سر برمی‌گردد و به نوعی با سنت‌های پوشاک شرق پیوند دارد. همچنین واژۀ shawl که به نوعی پارچه یا شال اشاره دارد، از واژۀ فارسی «شال» گرفته شده و به انگلیسی راه پیدا کرده است.

در حوزۀ خوراک هم مثال‌های جالبی وجود دارد. واژۀ candy در مسیر تاریخی خود با واژۀ فارسی «قند» مرتبط است؛ ماده‌ای که از طریق تجارت به اروپا رفت و نام آن هم همراهش منتقل شد. یا واژۀ sherbet / sorbet که ریشۀ آن به واژۀ فارسی «شربت» برمی‌گردد و در انگلیسی به نوعی نوشیدنی یا دسر یخی اشاره می‌کند. این‌ها نشان می‌دهد وقتی شما در انگلیسی از چنین کلماتی استفاده می‌کنید، در واقع با واژه‌هایی سروکار دارید که بخشی از تاریخ خوراک و فرهنگ ایرانی را با خود حمل می‌کنند.

شناخت این نمونه‌ها به شما کمک می‌کند بفهمید تأثیر زبان فارسی بر انگلیسی فقط محدود به کتاب‌ها و متون تاریخی نیست، بلکه در چیزهایی که هر روز می‌پوشید یا می‌خورید هم حضور دارد. این آگاهی، نگاه شما را به واژگان انگلیسی عمیق‌تر می‌کند و نشان می‌دهد زبان‌ها چطور در طول زمان، مثل فرهنگ‌ها، در هم تنیده می‌شوند.

کلمات فارسی در طبیعت و جغرافیا

طبیعت و جغرافیا از آن حوزه‌هایی هستند که نام‌گذاری در آن‌ها معمولاً همراه با سفر، کشف سرزمین‌ها و ثبت در نقشه‌ها شکل می‌گیرد. به همین دلیل، وقتی واژه‌ای از یک زبان وارد این حوزه می‌شود، اغلب برای مدت‌های طولانی باقی می‌ماند. شما در زبان انگلیسی هم می‌توانید نمونه‌هایی پیدا کنید که ریشۀ آن‌ها به فارسی برمی‌گردد و به پدیده‌های طبیعی یا مفاهیم جغرافیایی اشاره دارند.

یکی از شناخته‌شده‌ترین مثال‌ها واژۀ caravan است که از واژۀ فارسی «کاروان» گرفته شده است. این کلمه در اصل به گروهی از مسافران یا بازرگانان اشاره داشت که در مسیرهای طولانی، به‌ویژه در نواحی بیابانی، با هم سفر می‌کردند. امروز در انگلیسی، caravan هم می‌تواند به این مفهوم تاریخی اشاره داشته باشد و هم در معنای مدرن‌تر، به نوعی وسیلۀ نقلیه یا اقامتگاه سیار.

نمونۀ دیگر واژۀ desert در ترکیب‌های تاریخی و توصیفی مربوط به شرق است که در برخی کاربردها و مسیرهای ریشه‌شناسی، با واژه‌های ایرانی مربوط به بیابان و سرزمین‌های خشک پیوند خورده و از طریق زبان‌های واسطه وارد ادبیات جغرافیایی اروپایی شده است. همچنین واژۀ paradise یکی از مشهورترین نمونه‌هاست که ریشۀ آن به واژۀ فارسی باستان «پردیس» برمی‌گردد؛ واژه‌ای که در اصل به باغ محصور و سرسبز اشاره داشت و بعدها در زبان‌های مختلف، از جمله انگلیسی، به معنای «بهشت» و جایگاهی آرمانی به کار رفت.

این نمونه‌ها نشان می‌دهد وقتی شما در انگلیسی از چنین واژه‌هایی استفاده می‌کنید، در واقع با مفاهیمی سروکار دارید که نام‌گذاری آن‌ها از دل تجربه‌های جغرافیایی و طبیعی مردمان این منطقه آمده است. شناخت این ریشه‌ها به شما کمک می‌کند پیوند میان زبان، طبیعت و تاریخ را بهتر ببینید و متوجه شوید چگونه واژه‌ها می‌توانند مثل نقشه‌ها، رد پای سفر فرهنگ‌ها را ثبت کنند.

کلمات فارسی مرتبط با سیاست و دربار

یکی از حوزه‌هایی که تأثیر زبان فارسی در آن به‌وضوح در انگلیسی دیده می‌شود، فضای سیاست، حکومت و دربار است. دلیلش هم روشن است: در دوره‌های مختلف تاریخی، ساختارهای حکومتی ایران و عنوان‌های رسمیِ آن برای جهان خارج جذاب و قابل توجه بوده‌اند و همین باعث شده نام بسیاری از این مفاهیم، همراه با خودِ مفهوم، وارد متون اروپایی و بعد انگلیسی شود. شما وقتی این واژه‌ها را می‌شناسید، بهتر می‌فهمید تصویر «شرق» در ذهن نویسندگان و تاریخ‌نگاران غربی چگونه شکل گرفته است.

مشهورترین نمونه، واژۀ shah است که مستقیماً از فارسی «شاه» وارد انگلیسی شده و در کتاب‌های تاریخی و سیاسی برای اشاره به پادشاهان ایران به کار رفته است. این کلمه در انگلیسی فقط یک عنوان شخصی نیست، بلکه نمادی از یک نظام سلطنتی خاص و یک دورۀ تاریخی مشخص هم به حساب می‌آید. در کنار آن، واژۀ vizier نیز ریشه در واژۀ فارسی «وزیر» دارد و در متون انگلیسی به مقام‌های بلندپایه حکومتی در دربارهای شرقی اشاره می‌کند، حتی وقتی درباره سرزمین‌های غیرفارسی‌زبان صحبت می‌شود.

نمونۀ دیگر، واژۀ divan است که از فارسی «دیوان» آمده. این کلمه در اصل به نهاد اداری و محل گردهمایی و تصمیم‌گیری اشاره داشت، اما در زبان‌های اروپایی و بعد در انگلیسی، هم برای توصیف ساختار اداری و هم در بعضی کاربردها برای نام‌گذاری فضا یا حتی نوعی مبلمان به کار رفته است. این تغییر کاربرد نشان می‌دهد یک واژۀ اداری چگونه می‌تواند مسیر معنایی تازه‌ای در فرهنگ مقصد پیدا کند.

این دسته از واژه‌ها به شما نشان می‌دهد تأثیر فارسی بر انگلیسی فقط محدود به زندگی روزمره یا خوراک و پوشاک نیست، بلکه تا قلب مفاهیم قدرت، حکومت و سیاست هم امتداد پیدا کرده است. وقتی شما ریشه این کلمات را می‌شناسید، متوجه می‌شوید بخشی از واژگان سیاسی در متون انگلیسی، در واقع بازتابی از تجربه‌های تاریخی و ساختارهای حکومتی سرزمین شماست.

کلمات فارسی در حوزه هنر و ادبیات

حوزۀ هنر و ادبیات یکی از مهم‌ترین زمینه‌هایی است که زبان فارسی از طریق آن بر زبان انگلیسی اثر گذاشته است. دلیلش روشن است: ادبیات و هنر، همیشه پل ارتباطی فرهنگ‌ها بوده‌اند و وقتی یک فرهنگ با پشتوانۀ ادبی و هنری غنی به جهان معرفی می‌شود، واژه‌ها و مفاهیم کلیدی آن هم همراهش سفر می‌کنند. شما در متون ادبی و حتی در زبان عمومی انگلیسی می‌توانید نمونه‌هایی ببینید که ریشه آن‌ها به فارسی برمی‌گردد.

یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها واژۀ poetry و poet نیست، اما مفاهیمی که از دل سنت ادبی فارسی وارد فضای فکری غرب شده‌اند، باعث رواج واژه‌ها و اصطلاحاتی خاص شده‌اند. برای مثال، واژۀ divan که از فارسی «دیوان» آمده، در انگلیسی علاوه بر معنای اداری، در متون ادبی هم برای اشاره به مجموعه شعر یا آثار یک شاعر شرقی به کار رفته است. این کاربرد مستقیماً به سنت «دیوان» در ادبیات فارسی برمی‌گردد که به معنای گردآوری منظم شعرهاست.

نمونۀ مهم دیگر، واژۀ ghazal است که از «غزل» فارسی گرفته شده و در انگلیسی به‌عنوان نام یک قالب شعری شرقی شناخته می‌شود. شما اگر با ادبیات تطبیقی سروکار داشته باشید، می‌بینید این واژه در نقدهای ادبی و پژوهش‌های دانشگاهی انگلیسی به‌صورت مستقیم استفاده می‌شود، بدون این‌که ترجمه شود، چون به یک قالب مشخص و شناخته‌شده اشاره دارد. همین اتفاق برای واژۀ rubai / ruba‘i که از «رباعی» آمده نیز افتاده و برای اشاره به این قالب شعری خاص به کار می‌رود.

در حوزۀ مفاهیم هنری و زیبایی‌شناختی هم واژۀ paradise که ریشۀ آن به «پردیس» برمی‌گردد، نقش مهمی داشته است. این کلمه از یک مفهوم مربوط به باغ و فضای زیبا در فرهنگ ایرانی، به واژه‌ای کلیدی در ادبیات و هنر غرب برای توصیف مکان آرمانی و ایده‌آل تبدیل شده است. این تغییر نشان می‌دهد چگونه یک واژۀ فرهنگی می‌تواند وارد تخیل هنری یک زبان دیگر شود و آن‌جا زندگی تازه‌ای پیدا کند.

شناخت این واژه‌ها به شما کمک می‌کند بفهمید تأثیر زبان فارسی بر انگلیسی در سطح واژگان روزمره متوقف نشده، بلکه به لایه‌های عمیق‌ترِ اندیشه، ادبیات و هنر هم رسیده است. شما با دانستن این ریشه‌ها، متون انگلیسی را با نگاه دقیق‌تری می‌خوانید و متوجه می‌شوید بخشی از مفاهیم ادبی‌ای که با آن‌ها روبه‌رو هستید، ریشه در سنت فرهنگی و هنری خودتان دارند.

اهمیت شناخت کلمات فارسی در انگلیسی

شاید در نگاه اول، دانستن این‌که بعضی واژه‌های انگلیسی ریشه فارسی دارند، فقط یک نکته جالب زبانی به نظر برسد؛ اما در عمل، این آگاهی می‌تواند تأثیر مستقیمی روی نحوۀ یادگیری و درک شما از زبان انگلیسی داشته باشد. وقتی شما ریشۀ واژه‌ها را می‌شناسید، زبان برایتان به مجموعه‌ای از لغت‌های پراکنده تبدیل نمی‌شود، بلکه به یک شبکه معنادار از تاریخ، فرهنگ و ارتباط میان ملت‌ها بدل می‌شود.

از نظر آموزشی، شناخت این ریشه‌ها به شما کمک می‌کند واژگان را عمیق‌تر و ماندگارتر یاد بگیرید. وقتی بدانید واژه‌ای مثل bazaar یا pajamas از کجا آمده و چه مسیری را طی کرده تا به انگلیسی امروز برسد، احتمال این‌که آن را فراموش کنید کمتر می‌شود، چون آن کلمه برای شما تبدیل به یک «داستان» می‌شود، نه فقط یک ترجمه ساده. این روش یادگیری، به‌ویژه برای شما که می‌خواهید دایرۀ واژگان‌تان را به شکل اصولی گسترش دهید، بسیار مؤثر است.

از نظر درک فرهنگی هم این موضوع اهمیت دارد. شما با شناخت کلمات فارسی در انگلیسی متوجه می‌شوید زبان‌ها چطور روی هم تأثیر می‌گذارند و هیچ زبانی به‌صورت جدا و ایزوله رشد نکرده است. این نگاه، هم در خواندن متون انگلیسی به شما دید عمیق‌تری می‌دهد و هم باعث می‌شود نقش زبان و فرهنگ خودتان را در تاریخ جهانی ارتباطات انسانی بهتر ببینید. در نتیجه، شما زبان انگلیسی را نه فقط به‌عنوان یک ابزار ارتباطی، بلکه به‌عنوان بخشی از یک میراث مشترک فرهنگی درک خواهید کرد.

رد پای فارسی در واژگان جهانی

در طول این مقاله دیدید که زبان فارسی فقط یک زبان محلی یا منطقه‌ای نبوده، بلکه در دوره‌های مختلف تاریخی توانسته وارد جریان تبادل فرهنگی جهان شود و بخشی از واژگان خود را به زبان انگلیسی منتقل کند. شما از مسیرهای ورود این واژه‌ها آشنا شدید، دیدید در حوزه‌هایی مثل زندگی روزمره، خوراک و پوشاک، طبیعت و جغرافیا، سیاست و دربار، و هنر و ادبیات چه نمونه‌هایی وجود دارد و متوجه شدید این کلمات در طول زمان چگونه از نظر معنا و تلفظ تغییر کرده‌اند.

نکتۀ مهم این است که این واژه‌ها امروز دیگر فقط «یادگارهای تاریخی» نیستند، بلکه بخشی زنده از زبان انگلیسی‌اند و هر روز توسط میلیون‌ها نفر در سراسر جهان استفاده می‌شوند. وقتی شما این ریشه‌ها را می‌شناسید، زبان انگلیسی برایتان صرفاً مجموعه‌ای از قواعد و لغت‌ها نخواهد بود، بلکه به شبکه‌ای از ارتباط‌های فرهنگی تبدیل می‌شود که زبان و تاریخ شما هم در آن سهم دارد.

در نهایت، این شناخت به شما کمک می‌کند با نگاه عمیق‌تر و آگاهانه‌تری انگلیسی را یاد بگیرید و به کار ببرید. شما خواهید توانست واژه‌ها را نه فقط حفظ کنید، بلکه داستان و مسیر آن‌ها را هم درک کنید و همین موضوع، یادگیری زبان را برای شما معنادارتر، ماندگارتر و نزدیک‌تر به دنیای واقعی می‌کند.

سوالات متداول

بله. تعداد قابل توجهی از واژه‌های انگلیسی ریشه فارسی دارند که بیشتر از طریق تجارت، سفر و زبان‌های واسطه وارد شده‌اند.

واژه‌هایی مثل bazaar (بازار)، pajamas (پای‌جامه)، caravan (کاروان)، jasmine (یاسمن) و lemon (لیمو) از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها هستند.

بیشتر آن‌ها از طریق زبان‌های واسطه مثل عربی، ترکی، اردو یا فرانسوی وارد انگلیسی شده‌اند، نه به‌صورت مستقیم.

در بعضی موارد بله، اما در بسیاری از موارد معنا یا کاربرد آن‌ها در طول زمان تغییر کرده یا گسترده‌تر شده است.

بله. بسیاری از آن‌ها کاملاً رایج و بخشی از زبان روزمره انگلیسی هستند.

در مقایسه با کل واژگان انگلیسی تعدادشان محدود است، اما از نظر فرهنگی و تاریخی اهمیت زیادی دارند.

دیدگاهتان را بنویسید