در این بخش شما را با معنی broken heart آشنا کرده و با ذکر مثال، کاربرد آن را در جمله بیان میکنیم.
اصطلاح broken heart به معنای قلب شکسته است که ما در زبان فارسی هم از آن استفاده میکنیم. قلب ما زمانی میشکند که از چیزی بهشدت ناراحت میشویم. این اصطلاح بهشکلهای مختلفی در جمله استفاده میشود؛ برای نمونه break someone’s heart به معنای شکستن قلبی کسی و heartbroken به معنی کسی است که قلبش شکسته است. در ادامه معانی مختلف این اصطلاح را میخوانید و در بخش مثالها یاد میگیرید که چطور از این اصطلاح در جمله استفاده کنید.
معانی و کاربرد
- وقتی فردی از نظر عاطفی غمگین است
- فقدان یا جدایی عاشقانه
- زمانی که یکی از عزیزان شما را ترک میکند، این اصطلاح برای بیان غم و اندوه استفاده میشود
- تسلیناپذیر
- ناامید
- افسرده
مثال
I know he broke your heart, but there are other boys out there who are better than him.
میدانم که او قلب شما را شکست، اما پسرهای دیگری هم هستند که از او بهترند.
If the verdict is proved guilty, it will break her mother’s heart.
اگر حکم مجرم بودن او ثابت شود، قلب مادرش را میشکند.
He scored such an awful score in the exam, that it broke my heart.
نمرهی امتحان او بهقدری افتضاح بود که دلم را شکست.
The sudden death of my grandfather broke my heart.
مرگ ناگهانی پدربزرگم قلبم را شکست.
It really broke my heart when he confessed that he loves someone else.
وقتی اعتراف کرد که عاشق دیگری است، واقعاً قلبم شکست.
He broke my heart by saying that I look grotesque.
او با گفتن این که من مضحک و عجیب به نظر میرسم قلبم را شکست.