کاربرد و معنی nail up چیست؟

با ما همراه شوید تا با معانی و کاربردهای مختلف nail up آشنا شوید.

nail up.jpg

در این بخش شما را با معنی فعل عبارتی nail up آشنا کرده و با ذکر مثال، کاربرد آن را در جمله بیان می‌کنیم.

ترجمه و معنی nail up

به طور خلاصه ترجمه nail up در فارسی به معانی زیر است:

چیزی را (به دیوار) با میخ کوبیدن؛

تخته کردن؛

و غیره

کاربرد nail up

اگر چیزی را با میخ به سطحی عمودی مانند در یا دیوار بکوبید؛ فعل nail up کاربرد خواهد داشت. فعل nail up در گروه افعال عبارتی و یا phrasal verbs انگلیسی است که معمولا به صورت nail something up و یا nail up something مورد استفاده قرار می‌گیرد. معنی nail up به فارسی عبارت است از:

  • (با میخ) زدن، نصب کردن و یا آویزان کردن؛

  • (در، پنجره و غیره) میخ‌کوبی کردن، میخ کردن، میخ زدن به و یا تخته کردن؛

  • (خانه ، اتاق و غیره) در و پنجره‌های جایی را میخ‌کوبی کردن و یا تخته کردن.

علاوه بر موارد فوق؛ شما می‌توانید از عبارت nail up something in a box نیز به معنی چیزی را در جعبه‌ای گذاشتن و در آن را میخ‌کوب کردن استفاده کنید. در ادامه برای درک بهتر شما از کاربرد و معنی این فعل در جمله، چند مثال ارائه خواهیم داد.

فعل عبارتی nail up یکی از افعال باقاعده زبان انگلیسی است که با افزودن ed به انتهای آن می‌توانید زمان گذشته و کاملش را بسازید. با این توضیح، زمان گذشته و شکل سوم این فعل nailed up می‌شود. هم‌چنین اگر نیاز به استفاده از اسم مصدر (gerund) و یا حالت استمراری این فعل در جمله داشتید نیز می‌توانید nailing up را به‌کار ببرید.

مثال برای فعل nail up

Emilio nailed up a horseshoe over the front door of our house. He says it'll bring us good luck.

امیلیو نعل اسبی را بالای در ورودی خانه ما (با میخ) آویزان کرد. او می‌گوید این برای ما خوش‌شانسی می‌آورد.

Could you get a hammer and nail the picture up in the bedroom?

آیا می‌توانید یک چکش بگیرید و عکس را در اتاق خواب (با میخ) نصب کنید؟

If you want to nail something up, you'll need a hammer.

اگر می‌خواهید چیزی را میخ کنید، به یک چکش نیاز دارید.

Sam nailed the door up so no one could use it.

سام در را تخته کرد تا کسی نتواند از آن استفاده کند.

Who nailed up the door? I can't get in!

چه کسی در را میخ‌کوب کرد؟ نمیتونم وارد بشم!

A notice had been nailed up on the wall.

اعلامیه‌ای روی دیوار (با میخ) زده شده بود.