راهنمای جامع اصطلاحات فیلم و پشت صحنه به انگلیسی

معنی پشت صحنه به انگلیسی چیست؟ در این مقاله به واژگان مربوط به پشت صحنه مپیردازیم...

نازنین علیزاده
نازنین علیزاده
شهریور ۱۴۰۱ 
۰ 
1.jpg

معنی پشت صحنه به انگلیسی چیست؟

کلمۀ Backstage، اصطلاح انگلیسی پشت صحنه فیلم بوده و از ترکیب دو واژۀ Back و Stage ساخته شده است.

Backstage

فونتیک: /bakˈsteɪdʒ/

· Adverb (قید): in or to the area behind the stage in a theatre, especially the wings or dressing rooms. "I went backstage after the show"

ناحیۀ پشت صحنۀ تئاتر؛ مخصوصاً پشت پرده‌های کناری یا اتاق‌های رختکن. «بعد از نمایش، به پشت صحنه رفتم.»

· Adjective (صفت): relating to or situated in the area behind the stage in a theatre. "a backstage tour of the opera house"

مربوط یا واقع در ناحیۀ پشت صحنۀ تئاتر. «تور پشت صحنه خانۀ اپرا»

· Noun (اسم): the area in a theatre out of view of the audience, especially in the wings or dressing rooms. "backstage was the scene of pleasant pandemonium"

قسمتی از صحنۀ تئاتر که از دید تماشاگران خارج است؛ مخصوصاً پشت پرده‌های کناری یا اتاق‌های رختکن. «پشت صحنه، منظرۀ دلپذیری از جوش‌وخروش بود.»

Backstage یا Behind-the-scene؟

خیلی از افراد به جای Backstage، از واژۀ Behind the scene به عنوان معادل انگلیسی پشت صحنه استفاده می‌کنند. به‌طور کلی در بسیاری از مواقع، این دو واژه می‌توانند معنی یکسان یا بسیار مشابهی داشته باشند؛ با این حال، معمولاً Backstage یک مکان یا همان Location است اما Behind the Scene می‌تواند داستان‌هایی از نحوۀ ساخت و اجرای یک فیلم باشد.

تفاوت Cast و Crew

2.jpg

به گروه بازیگرانی که جلوی دوربین ظاهر می‌شوند، Cast و به عوامل پشت صحنه فیلم، Crew گفته می‌شود.

عوامل پشت صحنه به انگلیسی

عوامل پشت صحنه یا Backstage Crew، کسانی هستند که در صفر تا صد فرآیند ساخت و اجرای نمایش‌ها مشارکت دارند و الزاماتی مانند تجهیزات صحنه‌آرایی، نور، صدا و دوربین را فراهم می‌کنند.

گروه تهیه و تولید

تهیه‌کننده به انگلیسی: Producer

مدیر تولید به انگلیسی: Production Manager

مجری طرح به انگلیسی: Project Executive

مدیر تدارکات به انگلیسی: Procurement Manager

گروه نویسندگان

فیلم‌نامه‌نویس به انگلیسی: Screenwriter

گروه کارگردانی

کارگردان به انگلیسی: Director

دستیار کارگردان به انگلیسی: Assistant Director

کارگردان هنری به انگلیسی: Art Director

منشی صحنه به انگلیسی: Script Supervisor

گروه بازیگری پشت صحنه

مسئول انتخاب بازیگران به انگلیسی: Casting Director

صداپیشه به انگلیسی: Voice Actor

گروه صحنه و لباس

مدیر صحنه به انگلیسی: Stage Manager

طراح صحنه به انگلیسی: Set Designer

طراح لباس به انگلیسی: Costume designer

گروه چهره‌پردازی

3.jpg

گریمور به انگلیسی: Makeup Artist

موآرا به انگلیسی: Hair Artist

گروه فیلم‌برداری

کارگردان تلویزیونی به انگلیسی: Television Director

مدیر فیلم‌برداری به انگلیسی: Cinematographer

فیلم‌بردار به انگلیسی: Cameraman

گروه صدا

صدابردار به انگلیسی: Sound Recordist

مدیر دوبلاژ به انگلیسی: Dubbing Manager

مهندس صدا به انگلیسی: Audio Engineer

آهنگ‌ساز به انگلیسی: Composer

گروه تدوین

تدوین‌گر به انگلیسی: Editor

دستیار تدوین‌گر به انگلیسی: Editor Assistant

از A تا Z اصطلاحات پشت صحنه به انگلیسی!

اگر دنبال یکی از اصطلاحات انگلیسی مربوط به هنرهای نمایشی و سینما هستید، می‌توانید از جدول زیر به عنوان مرجع خود استفاده کنید:

حروفاصطلاح انگلیسی پشت صحنه فیلممعنی فارسی
AAbby Singer Shotنمای ابی سینگر
Aerial Shotنمای هوایی
Ambient Lightنور محیط
Anamorphicآنامورفیک
Angleزاویه بصری
Animationانیمیشن
Apertureعدسی
Apple Boxسکو
Artificial lightنور مصنوعی
Art Directorمدیر صحنه
Asideکنارگویی
Aspect ratioنسبت ابعاد تصویر
Assemblyمونتاژ
Assistant Directorدستیار کارگردان
BBackdropپرده پشت صحنه
Backgroundپس‌زمینه
Background musicموسیقی متن
Backlightingنور پس‌زمینه
Back projectionتصویرنما
Balanceتوازن
Best Boyدستیار متصدی برق
Biopicفیلم زندگینامه‌ای
Blue screenپرده آبی
Bounce boardتخته بازتاب
Bracketingبراکت‌کردن
CCall sheetبرنامه کار
Call timeزمان توقف
Cameoحضور افتخاری
Cameraدوربین
Camera Angleزاویه دوربین
Camera movementحرکت دوربین
Camera operatorتصویربردار
Cannes Film Festivalجشنواره فیلم کن
Castبازیگران
Casting directorمسئول انتخاب بازیگر
Celطلق
CGIشبیه‌سازی رایانه‌ای
Clapperboardکلاکت
Claymationانیمیشن خمیری
Close-upنمای نزدیک
Compositionترکیب‌بندی
Contrastسایه‌روشن
Coverageپوشش (نوری)
Crane shotنمای جرثقیلی
Crewعوامل (گروه)
Cueفرمان
DDailiesراش
Deep focus shotنمای عمق صحنه
Depth of fieldعمق میدان
Depth of focusعمق کانونی
Diffusionنرم‌کردن تصویر
Directorکارگردان
Dissolveآمیزش نما
Dolly shotنمای روانه‌ای
Double exposureروی هم افتادن دو عکس
Dutch angleزاویه هلندی
EEstablishing shotنمای معرف
Extraسیاهی‌لشکر
Extreme close-upنمای خیلی نزدیک
FFadeمحو تدریجی
Film noirفیلم سیاه (نوآر)
Filterصافی
Film editingویرایش فیلم
Fish-eye lensعدسی چشم ماهی
Flashbackقطع به گذشته
Flash-forwardقطع به آینده
Focusواضح‌کردن تصویر
Frameکادر
GGafferمتصدی برق
Genreژانر
Gripمسئول دکور صحنه
HHandheld shotنمای روی دست
Head-on shotنمای رو‌به‌رو
Helicopter shotهلی‌شات
High angle shotنمای از بالا
IInsert shotمیان‌نما
Interludeمیان‌پرده
JJump cutبرش پرشی
Juxtapositionپیونددادن
KKey lightنور اصلی
LLavalierلاوالیر (نوعی میکروفون)
Leitmotifنقش‌مایه معرف
Lensعدسی
Letterboxingنمایش قاب عریض
Library shotنمای آماده
Lip syncلب‌همگامی
Locationمحیط فیلمبرداری
Long shotنمای دور
Loopingتکرارشونده
Low angle shotنمای از پایین
MMagic hourساعت جادویی
Martini shotشات مارتینی (اصطلاح هالیوودی)
Maskنقاب
Master shotنمای مادر
Medium shotنمای متوسط
Montageتدوین (مونتاژ)
NNarrationروایتگری
OOvercrankingسرعت زیاد دوربین
Overhead shotنمای بالاسر
PPanچرخش افقی دوربین
P.O.V. shotنمای زاویۀ دید
Production Assistantدستیار تولید
RRealismواقع‌گرایی (نوعی ژانر فیلم)
Rear screen projectionنمایش از پشت پرده
Reelحلقه فیلم
Riggerکارگر صحنه
Rough cutبرش اولیه
SScreen testآزمون بازیگری
Screenplayفیلمنامه
Screenwriterفیلمنامه‌نویس
Shot listفهرست نماها
Slow motionحرکت آهسته
Soft focusوضوح نرم
Soundtrackنوار صدا
Special effectsجلوه‌های ویژه
Steadicamپایادوربین
Stop motionاستاپ موشن
Storyboardفیلمنامه مصور
Storylineخط داستانی
Subtitleزیرنویس
TTakeبرداشت
Time lapseتایم لپس
Tracking shotنمای ریلی
UUnderexposureفرونوردهی
VVenice Film Festivalجشنواره فیلم ونیز
Vignetteصحنه کوتاه
Visual effectsجلوه‌های بصری
Voice-overصدای خارج از تصویر
WWalk-throughاولین اجرا
Wide angle shotنمای زاویه باز
Wrapپایان یک دورۀ ضبط
ZZoom shotنمای زوم

Bottom Line

برای اشاره به قسمتی از سالن تئاتر که از دید تماشاگران مخفی است و عوامل پشت صحنه در آن فعالیت می‌کنند، باید از کلمۀ Backstage استفاده کنید؛ اما اگر منظورتان اتفاقاتی است که در پشت صحنه جریان دارد، اصطلاح behind the scenes، انتخاب بهتری خواهد بود. همچنین به عوامل پشت صحنه، Crew گفته می‌شود و نباید آن را با Cast (گروه بازیگران) یک اجرا اشتباه بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید