قانون پارتو در زبان انگلیسی چیه؟

قانون پارتو در زبان انگلیسی چیه؟

قانون پارتو

این قانون یه قانون حیاتی برای زندگیه. خیلی خلاصه بگم یعنی اینکه اگه سرتون شلوغه دلیل بر پر بازده بودن برنامه تون نیست. این آقای پارتو به این قضیه رسیده که ۸۰ درصد کارهایی که ما انجام میدیدم تنها ۲۰ درصد بازده رو به ما میدن. و برعکس یعنی ۸۰ درصد بازده از ۲۰ درصد کارهایی که میکنیم به دست میان. برای مثال یه کتاب رو در نظر بگیرید. آیا تمامی صفحات این کتاب شامل اطلاعات مفیدی خواهند بود؟ نه! ۲۰ درصد این کتاب شامل ۸۰ درصد اطلاعات مفید هستند. درواقع اگه بدونید کدوم قسمتها مهم تره، نیازی نیست کل یه کتاب رو بخونید تا حداکثر بازده رو بگیرید.

قانون پارتو زبان

خب حالا تو زبان انگلیسیم این قانون رو میشه پیاده سازی کرد. زمان کم داری؟ ببین در طول روز چه کارهایی انجام میدی که وقتتو بیخودی گرفتن، یا بازده ای ندارن یا اگرم دارن خیلی کمه. اونا رو حذف کن، انگلیسی رو جایگزینشون کن.داری یه درس انگلیسی میخونی. توش مثلا ده تا لغت وجود داره، آیا هر ده تا مرسوم هستند؟ بعیده! ببین کدوما مهم ترن بشین اونا رو اول یاد بگیر. تو دیکشنری شاید لیبل هاشو دیده باشی:

A1: پایه A2:فوق پایه B1:متوسط B2:فوق متوسط C1:پیشرفته C2:فوق پیشرفته

(A) برحسب سطحت ببین کدوما رو باید اول یاد بگیری. اگه پایه ای هستی حتما

.ها رو اول یاد بگیر و تمرکزت بیشتر رو اونا باشه. البته نه که کلا بیخیال بقیه بشی.منظور حفظ تمرکزه

تجربه من

برسیم به من…من قبلا درباره ی اینکه چقدر طول کشید زبان یاد بگیرم صحبت کردم. گاهی وقتا بعضیا جوش میارن میگن مگه میشه تو یه سال و نیم به سطح مکالمه رسید و میگن که دروغ میگم. البته خوبه که قبلش چند تا سوال دیگه هم پرسیده بشه. من قبلا هم گفتم در طول روز ساعتهای زیادی رو صرف انگلیسی کردم و تاکید کردم ساعتها در روز مهم تر از ماه ها و سال هستند. اما قانون پارتو هم در یادگیری زبان من حیاتی بوده. چطور؟ اولین کاری که کردم این بود: از خودم پرسیدم تو زبان انگلیسی چی رو بیشتر از همه میخوای؟ متوجه شدم درک شنیداری و خواندنی رو بیشتر از همه میخوام. پس اول از همه تمرکزم رو اونا بود. وقتی سطحم اومد بالا به مکالمه ارزش بیشتری دادم و اون رو وارد برنامم کردم چون اولویت دومم بود.

تجربه من

برای من تقویت مهارت نوشتاری آنچنان اهمیت نداشت واسه همین تو طول این چهارسالی که مطالعه ی انگلیسی دارم، رو این مهارت آنچنان زمانی نذاشتم و بیشتر تو پروسه یاد گرفتم. واسه همینه مهارت نوشتاریم از همه ضعیف تره.اما این باعث شد سه تا مهارت دیگه م بسته به نیازم سریعتر شد کنن. پس اولین پیروی من از قانون پارتو این بود که چی رو بیشتر میخواستم و تمرکزم رو گذاشتم رو اونا… اونایی که نمیخواستم رو کمرنگ تر کردم. مثل مهارت نوشتاری…

حالا برسیم به جاهای دیگه.مثلا تو یه درس از خودم میپرسیدم آیا این ده تا کلمه که رو به رومه رو تو این سطح نیاز دارم؟مثلا چرا باید معنی یه سبزیجات رو بدونم؟ یا چه اهمیتی داره الان ادویه جات رو یاد بگیرم وقتی هنوز افعال مرسوم رو یاد نگرفتم؟ پس اولویتم رو در انتخاب کلمات هم تغییر دادم.

تجربه من

اول فعل ها رو وارد لایتنرم میکردم، چون ما همیشه از افعال در مکالمه هامون بیشتر از اسم ها بهره میبریم. پس لایتنرت رو پر از کلمه نکن. سعی کن سبک نگهش داری و اونایی که واقعا بهشون نیاز داری رو واردش کن. چون هم انرژیت حفظ میشه و هم سریع تر میتونی زبان رو یاد بگیری.

تو خیلی چیزای دیگه هم این موضوع بوده. انتخاب منبع، برنامه ریزی، اختصاص ساعات رو درس ها، انتخاب بهترین زمان برای مطالعه، انتخاب فعالیت ها و تقریبا همه چی…

همیشه اول از همه از خودت بپرس این کاری که میخوام بکنم آیا قراره حداکثر بازده رو بهم بده؟ یا نه؟

یه راهنمایی

خیلیا میپرسن من روزی سه ساعت به موسیقی انگلیسی گوش میدم، آیا مفیده؟ اینجا دوباره قانون پارتو میاد وسط. آیا ۳ ساعت گوش دادن به موسیقی بهت ۸۰ درصد بازده میده یا گوش دادن به پادکست یا داستان؟

چونکه تو داری تلاشت رو میکنی و ۳ ساعت زمان میذاری، پس بهتره که بری سمت چیزی که حداکثر بازده رو بهت خواهد داد.

به طور کلی زمان خیلی مهمه، اشخاص زیادی هستند که سالهاست دارن مطالعه میکنن ولی حسابی مایوس شدن. خوبه یه گام به عقب بردارید و از خودتون همین سوالات رو بپرسید. شاید مشکل شماهم همین باشه.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *